0

فلسفه دین

 
hoosianp2011
hoosianp2011
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 1682
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:فلسفه دین
یک شنبه 5 تیر 1390  12:37 AM

فلسفه دین  2

فلسفه دین رشته ای از مطالعات انسانی است كه به یكی از مهمترین عوامل مؤثر در زندگی انسان می پردازد.
مقدمه ۳: ما می توانیم بین چیزی كه تنها در ذهن وجود دارد و چیزی كه هم در ذهن و هم در واقع وجود دارد، تمییز بنهیم. مقدمه ۴: چیزی كه هم در ذهن و هم در واقع وجود دارد بزرگتر است از چیزی كه تنها در ذهن وجود دارد. مقدمه ۵: فرض كنید چیزی كه بزرگتر از آن نمی توان تصور كرد تنها در ذهن وجود دارد، اما در این صورت من می توانم چیزی را تصور كنم كه بزرگتر از آن چیزی است كه نمی توان بزرگتر از آن تصور كرد; یعنی چیزی كه هم در ذهن و هم در واقع وجود دارد، كه این محال است. 

نتیجه: بنابراین چیزی كه بزرگتر از آن نمی توان تصور كرد، نه تنها در ذهن، در واقع هم وجود دارد. این استدلال وجودشناختی است; زیرا با مقدمه ای آغاز می شود كه ماهیت هستی خدا را به عنوان «چیزی كه بزرگتر از آن نمی توان تصور كرد» تعریف می كند. این مقدمه این استدلال را «پیشینی » نیز می سازد. محققان معتقدند آنسلم روایت دیگری نیز دارد كه به شكل مشروط است. این فرضیه شامل این فرض است كه چیزی كه بزرگتر از آن نمی توان تصور كرد، تنها بالامكان وجود دارد. فرضیه مورد بحث با روندی مشابه روایت پیشین استدلال، به محال می انجامد، به این صورت كه انسان می تواند چیزی بزرگتر از آنچه كه بزرگتر از آن نمی توان تصور كرد، تصور كند: هستی ای كه بالضروره وجود دارد، بزرگتر از چیزی است كه تنها بالامكان وجود دارد. بنابراین، آن هستی كه چیزی بزرگتر از آن نمی توان تصور كرد، بالضروره وجود دارد، نه بالامكان. حدود پانصد سال بعد، رنه دكارت شكل جدیدی به استدلال می دهد كه در آن، به وجود به عنوان یك محمول نگریسته شده است: مقدمه ۱: خدا واجد همه كمالات است. مقدمه ۲: وجود یك كمال است. نتیجه: پس خدا وجود دارد.

اشكالات متعددی به این استدلال شده است كه به برخی از آنها پاسخ داده اند، اما برخی اشكالات، دست كم بعضی چنین فكر می كنند كه، هرگز حل نشده است. پلانتینجا روایت مشروطی از این استدلال را در كتاب چیستی ضرورت ارائه كرده است و دیگران نیز در این زمینه تلاش هایی مبذول داشته اند. مقاله اول از ویلیام راو، به طور انتقادی به بررسی قرائت های مشروط آنسلم، پلانتینجا و گودل از این استدلال می پردازد. راو در حالیكه اعلام می دارد كه پلانتینجا می توانسته نشان دهد كه این استدلال حاوی «مغالطه ای برجسته » یا «مقدمه ای آشكارا اشتباه » نیست، در عین حال می گوید اثبات صدق مقدمات آن بسیار مشكل است. آنتونی آندرسون در مقاله «اصلاحاتی در برهان وجودشناختی گودل »، برهان گودل را طوری اصلاح می كند كه از اشكالی كه جی. هوارد سابل مطرح كرده است مصون بماند. آن اشكال این است كه اصول موضوعه ای كه به كار گرفته شده اند به «اضمحلال منطقی » منتهی خواهد شد; زیرا «از آن اصول موضوعه نتیجه می شود كه هر قضیه ای كه در كل صادق است، ضروری است ». او از مصون نگه داشتن اصول بنیادین برهان گودل راضی و خرسند است. آكویناس و سویین برن و دیگران چنین حكم كرده اند كه استدلال وجودشناختی، از آغاز تلاشی ناصواب بوده، لذا ارزش پی گیری ندارد. در عوض توجه آنان به استدلالات پسینی معطوف شده كه با برهان كیهان شناختی آغاز می شود. روایت كاملا ساده ای از آن برهان به شكل زیر است: مقدمه ۱: هر چیز علتی دارد. مقدمه ۲: هر چیزی كه علت دارد یك علت نهایی دارد. نتیجه: علت نهایی وجود دارد و آن چیزی است كه منظور ما از خداست.

این استدلال در نوشته های آكویناس دارای سه صورت مختلف است; در اثر مشهورش «پنج راه »، استدلال كیهان شناختی علی، استدلال كیهان شناختی حركتی و استدلال كیهان شناختی امكان، یافت می شود. نخستین مطلب ما مقاله ویلیام راو تحت عنوان «بررسی استدلال كیهان شناختی » است. استدلال دارای دو مرحله است، مرحله ای كه در تلاش برای اثبات وجود یك هستی موجود بنفسه است، و مرحله ای كه هدفش اثبات این است كه این هستی موجود بنفسه خدای خداگرایی مسیحی است. او پس از معرفی اصل دلیل كافی (این ایده كه برای وجود هر هستی یا هر امر واقع اثباتی، باید تبیینی وجود داشته باشد) به بررسی چهار اعتراض وارد شده به این استدلال می پردازد. او نتیجه می گیرد كه این استدلال موفق نیست; زیرا مرحله اول جریان نمی یابد. در مقاله دوم، ریچارد سویین برن هشت اعتراض واردشده به دلیل اتقان صنع را، كه در كتابهای پژوهش در باب فهم آدمی و گفتگوهایی در باب دین طبیعی دیوید هیوم دیده می شود، بررسی می كند و درمی یابد كه هیچ كدام، آن استدلال را از كار نمی اندازد. نزد او قوت استدلال حول قیاس اصلی صورت گرفته میان نظم ایجادشده توسط آدمیان و نظم كائنات می باشد. سه مقاله در موضوع تجربه دینی در كتاب آمده است: اولی به استدلال از تجربه دینی عنایت دارد، و دوتای دیگر حداقل به طور غیرمستقیم به آن مرتبطند. گری گاتینگ اظهار می دارد كه قرائت اصلاح شده او از دلیل تجربه، وجود یك هستی نیك و توانا را اثبات می كند كه علاقه مند به آفریدن است و این توجیهی فراهم می كند برای «هسته مركزی اعتقاد دینی ». به این ترتیب او متقاعد می شود كه اعتبار اعتقاد دینی را اثبات كرده است، اما تصدیق می كند كه ما به چیزی بیش از این احتیاج داریم; زیرا ما تنها كمترین تبیین قابل اعتنا درباره سرشت او و رابطه اش با ما را به دست آورده ایم.
 

مدیر تالار مهدویت

 مدیر تالار فلسفه و کلام

id l4i: hoosianp_rasekhoon

mail yahoo:  hoosianp@yahoo.com

ان الوصول الی الله سفر لا یدرک الی بامتطاء الیل 
رسیدن به لقاء پروردگار میسور نیست مگر با درک نشاهه شب

  

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها