عبدالفتّاح عبدالمقصود و کتاب الإمام علي
سه شنبه 31 خرداد 1390 3:44 PM
اين دانشمند خبير و شهير مصري، داستان در دربار هجوم به خانهي وحي را در دو مورد از کتاب خود آورده است که ما به نقل يکي از آنها بسنده ميکنيم:
إنّ عمر قال: و الّذي نفسي بيده، ليَخرجنَّ أو لأحرقنّها علي من فيها...! قالت له طائفة خافت اللَّه و رعت الرسول في عقبه: يا أباحفص، إنّ فيها فاطمة. ..! فصاح لا يبالي: و إن...!» واقترب وقرع الباب، ثم ضربه و اقتحمه. .. و بدا له عليّ... ورنّ حينذاک صوت الزهراء عند مدخل الدار... فإن هي إلّا رنة استغاثة أطلقتها: يا أبت رسولاللَّه... تستعدي بها الراقد بقربها في رضوان ربّه علي عسف صاحبه، حتّي تبدّل العاتي المدل غير إهابه، فتبدّد علي الأثر جبروته، و ذاب عنفه و عنفوانه، وودّ من خزي لو يخرَّ صعقاً تبتلعه مواطئ قدميه ارتداد هدبه إليه.... و عند ما نکص الجمع، و راح يفرّ کنوافر الظباء المفزوعة أمام صيحة الزهراء، کان عليّ يقلّب عينيه من حسرة و قد غاض حلمه، وقل همّه، و تقبضت أصابع يمينه علي مقبض سيفه کهمّ من غيظه أن تغوص فيه...(6)
قسم به کسي که جان عمر در دست اوست، بيرون بياييد والا خانه را بر سر ساکنانش به آتش ميکشم! گروهي که از خدا ميترسيدند و حرمت پيامبر را در نسل او نگه ميداشتند، گفتند: اي اباحفص! فاطمه در اين خانه است. و او بي پروا فرياد زد: باشد! عمر نزديک آمد و در زد، سپس با مشت و لگد به در کوبيد تا به زور وارد شود. علي عليهالسلام پيدا شد.
صداي نالهي زهرا در آستانهي خانه بلند شد. آن صدا، طنين استغاثهاي بود که دختر پيامبر سر داده و ميگفت: پدر! اي رسول خدا... ميخواست از دست ظلم يکي از اصحابش او را که در نزديکي وي در رضوان پروردگارش خفته بود، برگرداند، تا سرکش گردن فراز بي پروا را به جاي خود نشاند و جبروتش را زايل سازد و شدت عمل و سختگيرش را نابود کند و آرزو ميکرد قبل از اين که چشمش به وي بيفتد، صاعقهاي نازل شده او را در مييابد.
وقتي جمعيت برگشت و عمر ميخواست همچون آهوان رميده، از برابر صيحهي زهرا فرار کند، علي از شدت تاثير و حسرت با گلويي بغض گرفته و اندوهي گران، چشمش را در ميان آنان ميگردانيد و انگشتان خود را بر قبضهي شمشير فشار ميداد و ميخواست از شدت خشم در آن فرورود...
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون
و كسانى كه ستم كردهاند، به زودى خواهند دانست كه به چه بازگشت گاهى باز خواهند گشت ؟ (شعراء/227)
اسناد:
(1) الوافي بالوفيات 6/ 17، شماره 2444؛ ملل و نحل شهرستاني 1/157، چاپ دارالمعرفه، بيروت. درترجمه نظام به کتاب بحوث في الملل والنحل 3/255-248 مراجعه شود.
(2) سير اعلام النبلاء 15/ 577، شماره ترجمه 349.
(3) ميزان الاعتدال 1/ 139
(4) معجم شيوخ الذهبي 125، شماره 156
(5) فرائد السمطين 2/ 34، چاپ بيروت.
(6) عبدالفتاح عبدالمقصود، علي بن ابيطالب 4/ 274- 277 و نيز 1/192-193