اعتراض به گفتار پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله
سه شنبه 31 خرداد 1390 3:34 PM
پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - به ابوهريره فرمود: برو و هر كس را ديدى كه گواهى به يگانگى خداوند مى دهد و از دل به خدا ايمان دارد، به وى مژده بهشت بده .
قبل از همه ، عمر به او برخورد و پرسيد موضوع چيست ؟
ابوهريره گفت : پيغمبر چنين مأ موريتى به من داده است .
ابوهريره مى گويد: عمر با مشت چنان به سينه ام كوفت كه با اسفل به زمين خوردم ! سپس گفت : اى ابوهريره برگرد. من نزد پيغمبر برگشتم و گريستم . سپس عمر نيز خدمت پيغمبر آمد.
حضرت فرمود: ابوهريره ! چرا گريه مى كنى ؟
گفتم : موضوعى را كه فرمودى به عمر گفتم ، ولى او چنان به سينه ام كوفت كه با اسفل به زمين خوردم .
پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: عمر! چرا چنين كردى ؟
عمر گفت : يا رسول اللّه ! آيا تو به ابوهريره چنين دستورى داده اى ؟
پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: آرى .
گفت : نه ! اين كار را نكن ! چون من مى ترسم كه مردم به اتكاى آن ، دست از عمل بردارند.
پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: بگذار بردارند !
(صحيح مسلم ج 1 / 44، الغدير ج 6 / 176، سيرة عمر لابن الجوزى ص 38، شرح ابن أبى الحديد ج 3 / 108 و 116 ط 1، فتح الباري ج 1 / 184، الطرائف لابن طاوس ج 2 / 437 عن الجمع بين الصحيحين.)