0

شناخت کلي از عثمان

 
mowood
mowood
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 149

قطع درخت حديبيه
سه شنبه 31 خرداد 1390  3:21 PM

اين درخت حديبيه همان درختى بود كه پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - از اصحاب خود در زير آن بيعت رضوان گرفت . از نتايج آن بيعت اين بود كه خداوند فتح آشكارى را نصيب بنده و رسولش ‍ نمود و او را پيروز گردانيد.

پس از اين ماجرا، بعضى از مسلمانان كه از آنجا مى گذشتند، از باب تبرّك در زير آن درخت ، نماز مى گزاردند و خدا را شكر مى كردند كه به واسطه آن بيعت پر بركت ، ايشان را به آرزويشان نايل گردانيد (مكه فتح شد و مسلمين توانستند مراسم حجّ را بپاى دارند)

وقتى به عمر خبر رسيد كه مسلمانان در زير آن درخت نماز مى گزارند، دستور داد درخت را قطع كنند! و گفت : از اين به بعد هر كس را آوردند كه در زير آن درخت نماز گزارده ست ، مانند مرتد او را با شمشير به قتل مى رسانم !!!

البته در همان روزي که بيعت رضوان انجام شد، با توجه به اينکه پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله به انجام آن اصرار داشتند، عمر بسيار با دستور ايشان مخالفت کرد. و با گستاخي فراوان به پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله توهين کرد تا حدي که گفت: هرگز به اندازه شکي که در روز حديبيه در نبوت پيامبر اکرم ص کردم شک نکرده بودم ! و اين بغض و کينه او نسبت به بيعت رضوان و اين درخت از همان روز نشأت مي گيرد.

(الغدير للاميني ج 6 / 146، شرح النهج الحديدي ج 3 / 122، سيرة عمر لابن الجوزى ص 107، الطبقات الكبرى لابن سعد، السيرة الحلبية ج 3 / 29، فتح الباري ج 7 / 361 وقد صححه، ارشاد السارى ج 6 / 337، شرح المواهب للزرقاني ج 2 / 207، الدر المنثور ج 6 / 73، عمدة القارى ج 8 / 284 وقال: اسناد صحيح.)

جهل عمر به تيمم

مشهور است كه عمر فتوا داده است : وقتى آب موجود نبود، نماز واجب ، ساقط است !! تا اينكه دسترسى به آب پيدا كنيد؟!! (1)

بخارى و مسلم در صحيح خود (در باب تيمم ) آورده اند که مردي در خلافت عمر به نزد او آمد و گفت: من جنب شده ام و آبي نبود که غسل کنم چه کار بايد انجام دهم ؟ عمر گفت: هرگاه آب نيافتي نماز نخوان !!!

عمار ياسر حاضر بود گفت: اي عمر! يادت نيست که در فلان سفر من وتو به حسب اتفاق احتياج به غسل پيدا کرده بوديم. تو به علت نبود آب نماز نخواندي و من چون گمان کردم که تيمم به جاي غسل است و همه بدن را به خاک بايد رسانيد در خاک غلطيدم و نماز خواندم. وقتي خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله رسيديم تبسم نمودند و فرمودند: يا عمار! در تيمم همين قدر بس است که دستها را بر زمين زنند و به هر دو کف دست پيشاني را و بعد از آن با کف دست چپ پشت دست راست و با کف دست راست پشت دست چپ را مسح نمايند.

وقتي عمار اين حکايت را نقل کرد. عمر گفت: اي عمار! از خدا بترس!
عمار گفت: اگر  امر ميکني نقل اين حديث نکنم. عمر گفت: واگذاشتيم تو را به آنچه ميخواهي. (2)

اين درحاليستکه که در قرآن آمده: فان لم تجدوا مائا فتيمموا صعيدا طيبا. و رسول خدا صلي الله عليه و اله بسيار گفته بودند که اگر آب نباشد تيمم کنيد.

اسناد:
(1) : الغدير للاميني ج 6 / 84 و 85، عمدة القارى للعينى ج 2 / 172، فتح الباري ج 1 / 352، صحيح مسلم ج 1 / 193.
(2) صحيح مسلم ك الطهارة باب التيمم ج 1 / 193، صحيح البخاري ج 1 / 87، الطرائف لابن طاوس ص 464 عن الجمع بين الصحيحين، سنن أبى داود ج 1 / 53، سنن ابن ماجة ج 1 / 200، مسند أحمد ج 4 / 265، سنن النسائي ج 1 / 59 و 61، سنن البيهقى ج 1 / 209، الغدير ج 6 / 83.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها