0

شناخت کلي از عثمان

 
mowood
mowood
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 149

شناخت كلي از عمر
سه شنبه 31 خرداد 1390  3:18 PM

عمر: "اي کاش...!"

به روايت بخاري ابن عباس گويد:
به هنگاميکه عمر ضربه خورده بود بر وي وارد شدم و او را در حال پريشاني و وحشت زدگي ديدم. پس گفتم: باکي بر تو نباشد اي اميرالمومنين. عمر گفت: اي ابن عباس اگر به اندازه ظرفيت زمين براي من طلا بود همه را از ترس عذاب الهي فديه ميکردم. پيش از آنکه آن را ببينم. (1)

نيز در روايت ديگري که در اين زمينه از ابن عباس روايت شده و نامبرده به عمر بشارت بهشت داده- عمر گفت:
اما بشارت تو مرا به بهشت پس به خداي قسم اگر آنچه بين آسمانها و زمين است از من بود. همه را به خاطر آنچه در پيش دارم فديه مي دادم قبل از آنکه بدانم چه خبر است. (2)

همچنين به روايت ابن سعد آمده: عمر گفت:
اي کاش من چيزي نبودم. اي کاش فراموش شده بودم. آنگاه خورده آشغالي که همانند کاه يا چوب بود از لباسش برگرفت و گفت اي کاش من مثل اين بودم. (3)

و گفت:
اي کاش من قوچ خانواده بودم و آن قدر مرا مي پروراندند که چاق ترين قوچان مي نمودم آنگاه هرکس را دوست مي داشتند به ديدار آنها مي آمد و بر آنها وارد مي شد. پس مرا مي کشتند و مقداري از گوشتم را مي پختند و مقدار ديگرش را سرخ مي کردند پس مرا ميخوردند و در حال...بودن مرا خارج مي نمودند و من آدم نبودم. (4)

نيز در روايت عمر به هنگام ضربه خوردن از ابولولو گفت:
اگر آنچه بين آسمان و زمين است از آن من بود همه را در راه آنچه از عذاب الهي در پيش دارم فديه مي دادم پيش از آنکه بفهمم اوضاع از چه قرار است. (5) و در روايت متقي هندي بجاي "آنچه بين آسمانها و زمين است"  "آنچه خورشيد برآن تابيده"  آمده است.(6)

اسناد:

(1) صحيح بخاري 2/179 باب مناقب عمر
(2) کنز العمال به نقل از عبدالرزاق طيالسي احمد حنبل و ابن سعد.12/676
(3) طبقات ابن سعد 3/262
(4) حليه الاولياء: ابونعيم 1/52-- منهاج السنه: ابن تيميه به شرح فوق و اعتراف به صحت آن.
(5) همان
(6) کنز العمال 12/677 به نقل از ابن مبارک. ابن سعد. الغريب ابوعبيد. کتاب عذاب القبر بيهقي

نهي از حج تمتع

پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله خود  فريضه حج تمتع را انجام داد. و از سوى خداوند متعال مأ مور به انجام آن گرديد. نص صريح گفتار خداوند اين است:

پس هر كه با پايان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود، آنچه از قربانى ميسر است [قربانى كند]. و هر كس به قربانى تمكّن نيافت سه روز در ايام حجّ روزه بدارد و هفت روز هنگام مراجعت، كه ده روز تمام شود اين عمل بر آن كس است كه اهل شهر مكّه نباشد. (ايه 196 سوره بقره)

ولي روزى عمر در منبر خطبه خواند و ضمن آن با كمال صراحت و بى پروايى گفت: دو متعه در زمان پيامبر اکرم صلوات الله عليه واله (حلال) بوده و من امروز آنها را حرام ميکنم و مرتکبين آنها را به کيفر ميرسانم.  يكي متعه زنان و ديگري متعه حج.(1)

و در روايت ديگر آمده است که عمر گفت: دو متعه در زمان رسول الله صلي الله عليه و اله و خلافت ابوبکر بود. و من امروز از آنها نهي مي کنم (حرام مي كنم) (2)

همچنين ابو موسى مي گويد: عمر گفت : حج تمتّع سنّت پيغمبر است ، ولى من مى ترسم حاجيان در زير درخت با زنان خود همبستر شوند، سپس با آنها به حج بروند !! (3)

از ابن عباس مي گويد: شنيدم که عمر مي گفت: به خدا قسم من  شما را از حج تمتع نهي مي کنم در حالي که به طور قطع آن در کتاب خدا آمده است و خودم آن را با رسول الله ص انجام مي دادم !! (4)

اسناد:
(1) تفسير الرازي ج 2 / 167 وج 3 / 201 و 202 ط 1، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد ج 12 / 251 و 252 وج 1 / 182، البيان والتبيان للجاحظ ج 2 / 223، أحكام القرآن للجصاص ج 1 / 342 و 345 وج 2 / 184، تفسير القرطبى ج 2 / 270 وفى طبع آخر ج 2 / 39، المبسوط للسرخسي الحنفي باب القرآن من كتاب الحج وصححه ج، زاد المعاد لابن القيم ج 1 / 444 فقال ثبت عن عمر وفى طبع آخر ج 2 / 205 فصل اباحة متعة النساء، كنز العمال ج 8 / 293 و 294 ط 1، ضوء الشمس ج 2 / 94، سنن البيهقى ج 7 / 206، الغدير للاميني ج 6 / 211، المغنى لابن قدامة ج 7 / 527، المحلى لابن حزم ج 7 / 107، شرح معاني الاثار باب مناسك الحج للطحاوي ص 374، مقدمة مرآة العقول ج 1 / 200.
(2) قال عمر: " متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وعلى عهد أبى بكر رضى الله عنه وأنا أنهى عنهما ". راجع: وفيات الاعيان لابن خلكان ج 2 / 359 ط ايران، الغدير ج 6 / 211.
(3) أخرجه الامام أحمد من حديث عمر في ص 49 من الجزء الاول من مسنده (منه قدس). مسند أحمد ج 1 / 49، الغدير ج 6 / 202 عن المسند.
(4) وعن ابن عباس قال: سمعت عمر يقول: والله انى لانهاكم عن المتعة وانها لفى كتاب الله ولقد فعلتها مع رسول الله صلى الله عليه وآله يعنى العمرة في الحج . راجع: سنن النسائي ج 2 / 16، تاريخ ابن كثير ج 5 / 109. اعتراف عمر ان الرسول صلى الله عليه وآله فعل متعة الحج وهى في كتاب الله: صحيح مسلم ص 896 ح 157، مسند الطيالسي ج 2 / 70 ح 516، مسند أحمد ج 1 / 49 و 50 ط 1، سنن ابن ماجة ص 692 ح 2979، كنز العمال ج 5 / 86 ط 1، مقدمة مرآة العقول ج 1 / 225، حلية الاولياء ج 5 / 205.

نهي از متعه زنان (ازدواج موقت)

خليفه دوم متعه ازدواج موقت زنها را برداشت و آن را حرام کرد. زماني که متصدي حکومت شد و کرسي خلافت را غصب کرد گفت:
متعتان کانتا علي عهد رسول الله و انا احرمهما و اعاقب (1)
يعني دو متعه در زمان پيامبر اکرم صلوات الله عليه واله (حلال) بوده و من امروز آنها را حرام ميکنم و مرتکبين آنها را به کيفر ميرسانم.  يكي متعه زنان و ديگري متعه حج.

ودر بعضي از نسخه ها آمده:
ثلاث کان علي عهد رسول الله انا انهي عنهن و احرمهن و اعاقب عليهن متعه النساء و متعه الحج و حي علي خير العمل.  در اين سخن عمر به يکي ديگر از بدعتهاي خود يعني حذف حي علي خير العمل از اذان نيز اشاره کرده است.

مسلمانان اتفاق دارند که نکاح متعه در صدر اسلام شايع بود و صحابه در زمان رسول خدا به آن عمل ميکرده اند و در زمان ابوبکر و در پاره اي از عهد عمر نيز بوده. بعد از آن عمر نهي کرد.

ميگويند يک سني مذهب با شيعه مذهب در رابطه با متعه نزاع کردند. سني از شيعه پرسيد که به چه دليل ميگويي متعه حلال است؟ شيعه گفت: دليل من قول عمر خطاب است که در همه جا نقل کرده اند که او گفت: کانتا في زمن رسول الله و انا احرمهما. کدام دليل بهتر از اين است که ميگويد: در زمان پيغمبر بود؟  پس به فرموده خدا و رسول خدا حلال است و ميگفته که من حرام کردم! به او بايد گفت که: تو خدا و پيغمبر نيستي به تو چه ربطي دارد ؟ چرا حرام ميکني؟

احمد بن حنبل در مسند خود نقل کرده است از عمران بن حصين که او گفت: نازل شد متعه در کتاب خدا و ما عمل ميکرديم به آن و تا رسول خدا بود جميع صحابه عمل به آن ميکردند و نشنيديم که قرآن نسخ آن را کرده باشد يا رسول الله منع آن نموده باشد. تا آنکه رسول خدا از دنيا رحلت نمود.

در صحيح ترمذي ذکر شده است که: از عبدالله بن عمر پرسيدند که: نظرت راجع به متعه نساء چيست؟ گفت: البته حلال است و آن سوال کننده از اهل شام بود. گفت: پدر تو مردم را از آن نهي کرده است. عبدالله گفت: پدرم نهي کرده است و رسول خدا امر فرموده. من گفته رسول را به جهت گفته پدرم ترک نخواهم کرد.

و در کتب و تواريخ و احاديث ذکر شده است که: ابن عباس و ابن مسعود و جابر بن عبدالله انصاري و ابوسعيد خدري و سامه بن اکوع و مغيره بن شعبه و جمعي کثير از اصحاب و تابعين التفاتي به سخن عمر نکرده اند. و فتوي ميدادند که متعه مباح و حلال است و عمل به آن هم ميکردند. و ميگفتند که چيزي را که ما نزد رسول خدا شنيده باشيم و در حيات او نقيض آن را نشنيديم از قول عمر برميگرديم.

در تفاسير طبري و فخر رازي و ابن حيان و الدر المنثور و ثعلبي در تفسيرش ذکر کرده اند که حضرت اميرالمومنين عليه السلام فرمود:
لولا نهي عمر عن  المتعه ما زني الا شقي.  (2)
يعني اگر عمر از متعه نهي نميکرد هيچ زنايي واقع نمي شد مگر براي شقي و بدبخت.

پس بايد دانست که منع عمر از متعه  باعث زنا و فحشا در جامعه شد و رواج پيدا کرد. عمر با اين عمل خود حکم خدا و رسولش را ابطال نمود و سبب شيوع فحشا گرديد و مشمول اين سه ايه شد: و من لم يحکم بما انزل الله فاولئک هم الظلمون......فاولئک هم الفاسقون.....فاولئک هم الکافرون. يعني هر کس به دستور خدا حکم نکند (بر خلاف آن دستور بدهد) او از ستمکاران و از فاسقان و از کافران خواهد بود.

اسناد:
(1)  تفسير الرازي ج 2 / 167 وج 3 / 201 و 202 ط 1، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد ج 12 / 251 و 252 وج 1 / 182، البيان والتبيان للجاحظ ج 2 / 223، أحكام القرآن للجصاص ج 1 / 342 و 345 وج 2 / 184، تفسير القرطبى ج 2 / 270 وفى طبع آخر ج 2 / 39، المبسوط للسرخسي الحنفي باب القرآن من كتاب الحج وصححه ج، زاد المعاد لابن القيم ج 1 / 444 فقال ثبت عن عمر وفى طبع آخر ج 2 / 205 فصل اباحة متعة النساء، كنز العمال ج 8 / 293 و 294 ط 1، ضوء الشمس ج 2 / 94، سنن البيهقى ج 7 / 206، الغدير للاميني ج 6 / 211، المغنى لابن قدامة ج 7 / 527، المحلى لابن حزم ج 7 / 107، شرح معاني الاثار باب مناسك الحج للطحاوي ص 374، مقدمة مرآة العقول ج 1 / 200.
(2) جاء في تفسير الطبري ج 5 ص19 ، ط الأولى  دار إحياء التراث العربي. قال الحكم: قال علي رضي الله عنه : لولا أن عمر رضي الله عنه نهى عن المتعة ما زنى إلا شقى
روى القرطبي في تفسيره  ج 3 ص 1700  ، ط دار الثقافة  و روى عطاء عن ابن عباس قال : ما كانت المتعة إلا رحمة من الله تعالى رحم بها عباده ولولا نهى عمر عنها ما زنى إلا شقي -و قال السيوطي في تفسيره الدر المنثور ج 2 ص 486  ، ط دار الفكر - وأخرج عبدالرزاق وأبو داوود في ناسخه وابن جرير عن الحكم أنه سئل عن هذه الآية أمنسوخة ؟ قال : لا  وقال علي : لولا أن عمر نهى عن المتعة ما زنا إلا شقي

 

بدعت در اذان صبح

مالك بن انس در کتاب موطأ مى نويسد: مؤ ذن عمر نزد عمر بن خطاب آمد تا او را براى نماز صدا كند، ديد عمر خوابيده است ، پس گفت : الصلاة خير من النوم . يعني نماز بهتر از خواب است. عمر هم دستور داد مؤ ذن ، اين جمله را در اذان صبح قرار دهد. (1)

زرقانى در تعليق خود بر اين روايت در شرح موطأ مالك مى نويسد: اين مطلب را دارقطنى در سنن خود آورده است كه عمر به مؤ ذن خود گفت : وقتى در نماز صبح به حىّ على الفلاح رسيدى بگو:  الصلاة خير من النوم ، الصلاة خير من النوم  .(2)
اين حديث را ابن ابى شيبه از هشام بن عروه نقل كرده است . ساير محدّثان بزرگ اهل سنّت نيز آن را روايت نموده اند.

اسناد:
(1) الموطأ للامام مالك ص 58 ح 151 ط بيروت.
(2) ما جاء في النداء للصلاة ص 25

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها