0

شناخت کلي از عثمان

 
mowood
mowood
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 149

شناخت کلي از عثمان
سه شنبه 31 خرداد 1390  3:04 PM

اسناد:
(1) الصواعق لابن حجر ص 179 ط المحمدية وص 108 ط الميمنية، تطهير الجنان لابن حجر ص 63 ملحقا بالصواعق ط المحمدية وص 144 بهامش الصواعق ط الميمنية، مقتل الحسين للخوارزمي ج 1 / 172، الدر المنثور للسيوطي ج 4 / 191 وج 6 / 41، سير أعلام النبلاء ج 2 / 80، أسد الغابة ج 2 / 34، السيرة الحلبية ج 1 / 317 السيرة الدحلانية بهامش الحلبية ج 1 / 225 - 226، الغدير للاميني ج 8 / 245، شيخ المضيرة أبو هريرة ص 160.
(2) متسدرک حاکم 4/480، ذهبي نيز به صحت آن در تلخيص المستدرک اعتراف کرده است.
(3) بخشش خمس ارمنستان به مروان از قضاياي بسيار مشهور و معروف است: الغدير للاميني ج 8 / 257، المعارف لابن قتيبة ص 84، تاريخ أبى الفداء ج 1 / 168، أنساب الاشراف للبلاذرى ج 5 / 38، تاريخ الطبري ج 5 / 50.
(4) الغدير للاميني ج 8 / 276، العقد الفريد ج 2 / 261، المعارف لابن قتيبة ص 84.
(5) الغدير للاميني ج 8 / 241، شيخ المضيرة أبو هريرة ص 168.
(6) الغدير للاميني ج 8 / 268، شيخ المضيرة أبو هريرة ص 169، العقد الفريد ج 4 / 283، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد ج 1 / 67، محاضرات الراغب ج 2 / 211، المعارف لابن قتيبة ص 84، الاحكام السلطانية للماوردى وأبى يعلى في بيان باب تركة الرسول، مقدمة مرآة العقول ج 1 / 159.
(7) ) المعارف لابن قتيبة ص 195، تاريخ أبى الفداء ج 1 / 169 وفى طبع آخر ج 1 / 232، سنن البيهقى ج 6 / 301، العقد الفريد ج 4 / 283، وفاء الوفاء ج 3 / 1000، فدك في التاريخ ص 20، الغدير للاميني ج 7 / 195 وج 8 / 236 - 238. ومقدمة مرآة العقول ج 1 / 158، الطبقات لابن سعد ج 5 / 388، شيخ المضيرة أبو هريرة ص 169.
(8) ) الغدير للاميني ج 8 / 235، أنساب الاشراف للبلاذرى ج 5 / 37، السيرة الحلبية ج 2 / 87، شرح النهج الحديدي ج 1 / 67 و 235 وغيرها
(9) الغدير للاميني ج 8 / 279، شرح النهج ج 1 / 67، تاريخ الذهبي ج 2 / 79، الكامل لابن الاثير ج 2 / 46، أسد الغابة ج 3 / 173، تاريخ ابن كثير ج 7 / 152، أنساب الاشراف للبلاذرى ج 5 / 26.
(10) الغدير ج 8 / 277.
(11) شرح النهج الحديدي ج 1 / 67.
(12) أنساب الاشراف للبلاذرى ج 5 / 52 و 28، الغدير ج 8 / 267.

بدعت در خطبه عيد فطر و قربان

ابن حجر در فتح الباري مي نويسد:
اين منذر با سلسله اي صحيح درباره عثمان آورده است که نخستين کسي که پيش از نماز سخنراني کرد عثمان بود. و مروان نيز به تبع او اين بدعت را ادامه داد.

سيوطي در الاوائل و نيز در تاريخ الخلفا و سکتواري در محاضرة الاوائل آورده اند که: نخستين کسي که در دو جشن فطر و قربان، پيش از نماز سخنراني کرد عثمان بود.  (2)

اين در حالي است که به طور قطع و يقين پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله بعد از نماز خطبه را ايراد مي کردند. و اين حقيقتي است که اهل سنت به صورت متواتر درکتب خود آورده اند. از جمله اينکه: عبدالله بن عمر گفت: پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و سپس ابوبکر و عمر، نماز جشن را پيش از سخنراني مي خواندند. (3)

اسناد:

(1) فتح الباري ج 2 / 361، الغدير ج 8 / 160، نيل اولاطار 3/362، همچنين ابن شبه از ابوغسان نقل کرده است.
(2) سيوطي در الاوائل و نيز در تاريخ الخلفا ص111، سکتواري در محاضرة الاوائل ص145
(3) صحيح بخاري 2/111 و 112، صحيح مسلم 1/326، موطا مالک 1/146، مسند احمد 2/38، کتاب الام شافعي 1/208، سنن ابن ماجه 1/387، سنن بيهقي 3/296، سنن ترمذي 1/70، سنن نسائي 3/183، المحلي از ابن حزم 5/85، بدايع الصنايع 1/276، المدونة الکبري مالک 1/155.

بدعت در تکبيرهاي نماز

احمد بن حنبل در مسندش، از عمران بن حصين نقل مي‌كند كه گفت: پشت سر مولا علي عليه السلام نماز خواندم، اين نماز مرا به ياد نمازي انداخت كه با رسول الله و دو خليفه ابوبكر و عمر خوانده بودم. گويد: در نماز هر وقت علي به سجده مي‌خواست برود تكبير مي‌گفت و هر وقت سر از سجده بر مي‌داشت نيز تكبير مي‌گفت. راوي مي‌گويد: اي ابونجيد! اولين كسي كه اين تكبير را ترك كرد كي بود؟ گفت: عثمان‏ آنهنگام که پير شد و صدايش ضعيف گشت آنرا ترک کرد . (1)

گفتن تکبير در نماز در زمان رفتن به رکوع و سجود و برخاستن از آن‏سنت پيامبر خدا صلي الله عليه و اله است. سنتي ثابت ‏و قطعي که همه مسلمانان بر سر آن اتفاق نظر دارند و اصحاب به آن عمل مي کرده اند و ائمه مذاهب اسلامي بر آن اجماع نموده اند.

اين بحث روشن ميسازد اولين کسي که آنرا ترک کرد عثمان بوده است، و معاويه و بني اميه از او پيروي کرده اند، و هنوز مردم بر اين شيوه نماز مي خوانند و چنان به آن خو گرفته و عادت نموده اند که سنت و رويه صحيح در اين باره از بين رفته و فراموش گشته است.  بطوريکه هر که بدين سنت متمسک باشد در نظر عامه غريب مي نمايد، انگار کار خلاف شرعي مرتکب شده است. مسووليت ادامه اين گناه و تکرار اين انحراف طبعا به عهده کسي است که آن را بدعت نهاده و سنت تخلف ناپذير اسلامي را ترک کرده است.

زرقاني در شرح کتاب (موطا) مينويسد: احمد حنبل از قول عمران روايتي دارد که ميگويد: اولين کسي که ‏تکبير را ترک کرد عثمان بود در زماني که سالخورده گشت. و طبري از قول ابوهريره روايتي دارد که ميگويد: اولين‏ کسي که ترک کرد معاويه بود. و ابو عبيد روايتي بدين مضمون دارد که اولين کسي که آ ن را ترک کرد زياد بود. و اين روايت با روايات قبلي منافات ندارد، زيرا زياد بر اساس ترک کردن معاويه ترک کرد چنانکه او نيز بر اساس ‏ترک کردن عثمان ترک کرده است.

اسناد:

(1) مسند احمد بن حنبل 4/428و 429 و 432 و 440 و 444

بدعت در قصاص و ديه

بيهقي در سنن کبري از زبان زهري نقل کرده است که ابن شاس جذامي (که مسلمان بود) مردي از بوميان شام (که مسلمان نبود) را کشت. براي قضاوت به پيش عثمان آمدند و ماجرا را مطرح کردند. او حکم کرد که مرد مسلمان را بخاطر کشتن نامسلمان بکشند. پس زبير و برخي از اصحاب در اين رابطه با عثمان صحبت کردند و او را از کشتن قاتل منصرف کردند. زهري مي گويد: پس عثمان حکم کرد که قاتل هزار دينار خون بها (برابر با ديه کشتن مسلمان) بپردازد. (1)

عثمان در اين ماجرا اولا ميخواست مرد مسلمان را به خاطر کشتن شخص نامسلمان بکشد و قصاص کند. وقتي با اعتراض اطرافيان مواجه شد ديه کشتن يک مسلمان را به خاطر کشتن نامسلمان از قاتل گرفت. اين در حالي است که به اعتراف علماي اهل سنت، سنت نبوي چيز ديگري بوده است. و در اين رابطه احاديث متواتر و زيادي را نقل کرده اند. از جمله اينکه:
ابن عباس نقل کرده است که پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله فرمودند: هيچ مسلماني را براي کشتن نامسلمان نبايد كشت.  (2)

همچنين نسائي در سنن خود از زبان عبدالله بن عمر آورده است که پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله فرمودند: خونبهاي نامسلمان نصف خونبهاي مسلمان است. (3)


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها