0

ترانه های محلی

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

ترانه های محلی
شنبه 28 خرداد 1390  7:37 PM

 

 

جعفر شیرمحمدی



خدا قوت دهد ای مرد چوپون


خدا عمرت بده ای طفل نادون

دو روز است و دو شو این گوسفندون


نه بر آب و علف بنهاده دندون

***

سیاه چشمون بده یک آب خوردن


ببالینم بیا در جون سپردن

ببالینم بیا سیرت ببینم


که تا آسون دهم جون وقت مردن

***

بنادونی گرفتم کوره راهی


ندونستم که میافتم به چاهی

بدل گفتم رفیقی تا به منزل


ندونستم رفیق نیمه راهی

***

سر راهت نشینم گل بریزم


اگر خنجر بباره ورنخیزم

اگر خنجر بباره همچو بارون


که رویت را نبینم ورنخیزم

***

نه تب دارم نه جانم می کنه درد


تو مینالی که من می میرم از درد

سر از بالین بیماری تو وردار


ببین دور تو می گردن زن و مرد

***

دو چشمانم سر کوهی تو باشه


دو دستم شانه موی تو باشه

مرا با حاجیون حج چکاره


زیارتگاه مو روی تو باشه

***

غریبی رفتم و بنگر هوا را


بامید کسی مگذار ما را

بامید کسی من دل نبستم


به بالاسر خدا، پایین شما را

***

سحرگاهی برفتم کوچه باغی


میون باغ میسوزه چراغی

بدیدم بلبلی مست و غزلخون


زده زانو به زانوی کلاغی

***

زدست دل هزارون داد و فریاد


که دل داد آبرویم پاک بر باد

اگر داد ولم با کوه بگویم


که کوه بی زبون آید به فریاد

***

اگه بی تو سرم بر بالش آیه


چو نی از استخوانم آتش آیه

ز هجرونت به جای اشک چشمم


ز مژگون پاره های آتش آیه

***

غم دنیا خوره آنکس که مرده


که دنیا سربه سر اندوه و درده

اگر مردی به قبرستون گذر کن


که بینی مرگ با شیرون چه کرده

***

سلامت می کنم ای نور دیده


سلامم از دل و از جان رسیده

در آن ساعت که کاغذ می نوشتم


هزاران اشک بر کاغذ چکیده

***

مرا روز و شو اندر کمینه


همیشه این دلم بی دل غمینه

همه می گن که گرمای زمینه


خودم دونم فراق نازنینه

***

ستاره در هوا می بینم امشو


زمین در زیر پا می بینم امشو

خدایا مرگ ده تا جون سپارم


که یار از خود جدا می بینم امشو

***

دلم دیوانه بود دیوونه تو


قرق کردی نیایم خونه تو

قرق کردی برم مسجد بخوابم


خودم در مسجدم دل خونه تو

***

از این ره می روی باور نداری


مگر عشق مرا در سر نداری

گرفته آتش عشقت به جونم


که من می سوزم و باور نداری

***

بقربون همان شال سفیدت


چطور خوب اومدی هیچکس ندیدت

چطور خوب اومدی از راه بسیار


بقربون خدا که آفریدت

***

سه روزه رفته ای سی روزه حالا


زمستون رفته ای نوروزه حالا

خودت گفتی سر هفته بیایم


شماره کن ببین چند روزه حالا

***

ستاره آسمون می شمارم امشو


به بالینم نیا تب دارم امشو

به بالینم نیا که کشته می شی


تموم دشمنا بیدارن امشو

***

فلک دیدم که با جونم چها کرد


غم عالم نصیب جون ما کرد

غم عالم همه ریگ بیابون


فلک برچید و در دامون ما کرد

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
saeid63 hamid_h zahra_53
دسترسی سریع به انجمن ها