سایه
شنبه 2 دی 1391 1:02 AM
امشب به قصه دل من گوش میکنی
فردا مرا چو قصه فراموش میکنی
دستم نمی رسد که در آغوشت گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش میکنی
در ساغر تو چیست که با جرعه نخست
هشیار و مست را همه مدهوش میکنی
می جوش میزند به دل خم بیا ببین
یادی اگر زخون سیاووش میکنی
گر گوش میکنی سخن خوش بگویمت
بهتر زگوهری که تو در گوش میکنی
جام حهان زخون دل عاشقان پر است
حرمت نگاهدار اگرش نوش میکنی
سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع
زین داستان با لب خاموش میکنی

"دلمان که میگیرد، تاوان لحظه هایی ست که دل میبندیم"