0

فقط عشق

 
zaahra
zaahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2477
محل سکونت : تهران

شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد
یک شنبه 26 آذر 1391  6:20 PM

از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

 

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

 

من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست

 

غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست

 

در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست

 

می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست

 

شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست

"دلمان که میگیرد، تاوان لحظه هایی ست که دل میبندیم"

 

تشکرات از این پست
tahmores
دسترسی سریع به انجمن ها