0

فقط عشق

 
zaahra
zaahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2477
محل سکونت : تهران

پاسخ به:فقط عشق
یک شنبه 26 آذر 1391  3:28 PM

ای تمام فکر من در روز و شب

 

ای همه هذیان من در سوز تب

 

ای نهان در پیکرم چون جان شده

 

همچو بوی گل به گل پنهان شده

 

آه ..ای بالاترین سوگند من

 

ای نهان در گریه و لبخند من

 

ای به رگهایم چنان خون گم شده

 

در میان دیده ام مردم شده

ای شکوه آسمان در چشم تو

ای فدای قهر و ناز و خشم تو

 

ای بهشت و گلشن و موعود من

خون گرم زندگی در پود من

 

ای تمنای دل تنهای من

ای چراغ روشن شبهای من

 

جز تو کی دارم به جز تو گفتگو

 

ای به گوشم گوشوار آرزو

گر که یاران غافلند از یاد من

از دل دیوانه ی نا شاد من

 

عشق تو چون در دلم باشد چه غم

چون که تا روز قیامت با توام

 

خلق گویند گر که او یار تست

مایه غم از چه در اشعار توست

گر دل او با دل تنگت یکیست

ناله های حسرتت پس چیست ،چیست؟

 

آه من دیوانه ام ...دیوانه ام

 

جز تو از خلق جهان بیگانه ام

 

دوستت دارم تو می خواهی مرا

باز می ترسم نمی دانم چرا

 

وای اگر روزی فراموشم کنی

با غم هجران هم آغوشم کنی

 

وای اگر نامم بمیرد بر لبت

یا فرو نشیند این سوز تبت

 

آه می ترسم شبی طوفان شود

 

ساحل امید من ویران شود

 

گر ز دریا قطره ای هم کم شود

مرغ طوفان سینه اش پر غم شود

 

ای دلت دریای پاک و روشنم

مرغ بوتیمار این دریا منم....

 

"دلمان که میگیرد، تاوان لحظه هایی ست که دل میبندیم"

 

تشکرات از این پست
tahmores
دسترسی سریع به انجمن ها