0

فقط عشق

 
zaahra
zaahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2477
محل سکونت : تهران

پاسخ به:فقط عشق
یک شنبه 26 آذر 1391  3:15 PM

 

دیگر نمانده هیچ به جز وحشت سکوت

دیگر نمانده هیچ به جز آرزوی مرگ

خشم است و انتقام فرومانده در نگاه

جسم است و جان کوفته در جستجوی مرگ

تنها شدم ، گریختم از خود ، گریختم

تا شاید این گریختنم زندگی دهد

تنها شدم که مرگ اگر همتی کند

شاید مرا رهایی ازین بندگی دهد

تنها شدم که هیچ نپرسم نشان کس

تنها شدم که هیچ نگیرم سراغ خویش

دردا که این عجوزه ی جادوگر حیات

بار دگر فریفت مرا با چراغ خویش

اینک شب است و مرگ فراراه من هنوز

آنگونه مانده است که نتوانمش شناخت

اینک منم گریخته از بند زندگی

با زندگی چگونه توانم دوباره ساخت؟

"دلمان که میگیرد، تاوان لحظه هایی ست که دل میبندیم"

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها