بغض عشق
دوشنبه 23 خرداد 1390 3:36 PM
مجنون به ريگ باديه غم هاي خود شمرد
ياد زمانه اي كه غمِ دل حساب داشت...
(صائب تبریزی)
داره بارون مياد(بالاخره يه بارم پيش بيني اين آقاي اصغري درست از آب در اومد
. هم حس خوبيه هم يه جورايي دلم گرفته .دوست دارم برم زير بارون قدم بزنم
، گريه كنم![]()
، نفس بكشم، ريه هامو از بوي خاك بارون خورده پر كنم و ...)
شايد واستون پيش اومده باشه كه دلتون بگيره بعد ندونين چرا... يه كمم واسه همين كلافم كه چرا اينجوري شدم!![]()
بقول حافظ:
از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست
کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر
چقدر بارون قشنگه
چتر ها را بايد بست...زير باران بايد رفت....عشق را زير باران بايد جست...
***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***
آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79