0

بغض عشق

 
zaahra
zaahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2477
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بغض عشق
جمعه 8 دی 1391  2:10 PM

امشب عشق است که با من بازی می‌کند، صدای باران است که چیز مبهمی به خاطرات سوخته‌ام می‌افزاید؛ شاید آن چیز یک لحظه هراس است از روبرویی با واقعیت زندگی، آرامش خیالی باران را در وجودم حس می‌کنم امّا سوزشی را که از شعله‌ی تشویش برخاسته نمی‌توانم با آرامش عجین کنم؛ گویی لحظه‌هایم با یک آرامش که پر تشویش است سپری می‌شود. امشب خاطراتی زنده شد که ذهنم را به عقب ورق زد آنقدر به ابتدا نزدیک شد تا اشک شد و بر گونه جاری شد، دلم آنقدر به آغوش گرم صداقت محتاج بود، که از گرمای دروغین خیال گریخت؛ تا به جایی که به آن تنهایـــــــــــــــــی می‌گویند.

"دلمان که میگیرد، تاوان لحظه هایی ست که دل میبندیم"

 

تشکرات از این پست
tahmores
دسترسی سریع به انجمن ها