0

هنرهای اسلامی

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:هنرهای اسلامی
شنبه 28 خرداد 1390  3:52 PM

 

خوشنویسی روح اسلام در كالبدخط

خوشنویسی روح اسلام در كالبدخط

مدخلی بر اطلس چهارده قرن هنراسلامی

خوشنویسی روح اسلام در كالبدخط




مرقع زیبا به خط نستعلیق، رقم میرعماد حسنی قزوینی۱۰۱۷، هـ . ـق
چندی پیش در اخبار خواندیم كه همزمان با برپایی نخستین كنگره خوشنویسی
در جهان اسلام، كتاب ارزشمندی تحت عنوان «اطلس خوشنویسی
در جهان اسلام» تألیف مرحوم استاد سحاب منتشر شده است . به این بهانه، نگاهی داریم
به سیر خوشنویسی درایران و جهان اسلام وكتاب تازه منتشرشده در این باب



خوشنویسی را باید شاخص ترین هنر در پهنه سرزمین های اسلامی دانست و به مثابه زبان هنری مشترك برای مسلمانان تلقی كرد. آ.پاپادوپولس ، خاورشناس وهنرشناس معاصر می گوید: «هنرهای دیگر از قبیل معماری، نقاشی وغیره، كمابیش تأثیراتی از جهان غیرمسلمان گرفته اند. اماخط زمینه ای است كه بطور خالص در جهان اسلام زاده شده و پرورش وتكامل یافته و بردیگر هنرها نیز كمابیش اثری گذاشته است. البته خطاطی در تمدن های دیگر هم ، بخصوص در چین هنر بزرگی شمرده شده است ، اما هرگز تنوع و تقدس خط اسلامی را نداشته و بدین پایه ومایه از كمال ومعنا نرسیده است . یونانیان و رومیان هرگز خط را به مثابه میدانی برای جلوه نمایی هنری تلقی نكردند وبه آن نپرداختند. اما مسلمانان به این اندیشه رسیدند كه كلام الهی را چنان كه شایسته شأن آن است ، تزیین كنند. به این دلیل بود كه خط درمیان مسلمانان قرنها به صورت هنری بزرگ وحتی بزرگترین هنر شناخته شد تا آن كه در سده های پانزده وشانزده میلادی، هنر نقاشی هم به آن پیوست.»
هنگامی كه اسلام در سراسر شبه جزیره عربستان ، ایران، ماوراءالنهر ، بخش هایی از هند ، شمال آفریقا واندلس گسترش یافت، یا زبان عربی جایگزین زبان اقوام ساكن دراین مناطق شد (مانند مصر) و یا دست كم خط عربی جای خطوط قدیمی را گرفت (مانند ایران) و بدین سان خطی واحد در تمام قلمرو اسلام پدیدار شد. خط عربی كه پیش از ظهور اسلام نگارشی ساده و كاربردی محدود داشت، به سرعت با خطوط دیگر درآمیخت و به ذروه كمال رسید؛ این كمال نه تنها از حیث قواعد زبانی كه به سبب ویژگی زیباشناختی مستقل از معنای خود بخوبی قابل مشاهده بود. در نواحی مختلف ، وسیله نگارش (انواع قلم ) و زمینه نگارش (پاپیروس ، پوست ، كاغذ ، سنگ ، گچ و …) گونه گونی فراوانی برای خط عربی به ارمغان آورد وظرفیت هنری آن را افزایش داد. به تدریج خطوط مختلفی چون كوفی، نسخ، ثلث، توقیع، رقاع و… پدید آمد كه هریك شعبات مختلفی را دربرمی گرفت ؛ مانند كوفی كه به دوشعبه مشرقی و مغربی تقسیم می شد . تمایل مسلمانان به تزیین آیات قرآن و نگارش آن با رعایت اصول زیباشناختی موجب شد تمام خطوط اسلامی در سیمای مكاتب هنری نمودار شودو بویژه در معماری كاربردی گسترده یابد. جنبه هنری خطوط اسلامی آن چنان برجسته بود كه برابر شواهد موجود ، حتی در پاره ای از آثار معماری بیزانسی، آثار اولیه ایتالیایی ونیز نمای كلیساهای قرون وسطایی فرانسه (مانند كلیسای پوی) به عنوان عنصر تزیینی خالص مورد استفاده قرارگرفت. تحریم نگارگری در سده های نخستین اسلامی را نیز نباید در اقبال مسلمانان به خوشنویسی بی تأثیر دانست.
ایرانیان در پیشبرد و تكامل هنر خوشنویسی همچون سایر هنرهای اسلامی نقشی بسزا داشتند و در سده های بعدی توانستند گونه ای منحصر به فرد از خط را كه به روانی وزیبایی نوشته می شد، بیافرینند؛ گونه ای كه با نام «نستعلیق» شناخته شد و جنبه ملی یافت و تقریباً از دوره صفویه (سده دهم تا دوازدهم هجری قمری) وجه غالب خوشنویسی در ایران را شكل داد.
فراگیری نستعلیق در ایران چه در سطح استفاده های معمول و روزمره وچه در سطوح هنری، موجب شد سایر خطوط تا حدودی در محاق قرارگیرند. به ویژه مطالعه درباره ریشه ها و شیوه های خطوطی كه ایرانیان خود درپیدایی و اعتلایشان نقشی انكارناپذیرداشتند، از نظر دور ماند. بدین ترتیب امروزه كمتر اثر تحقیقی را می توان یافت كه به هنر خوشنویسی اسلامی خارج از جغرافیای ایران و خارج از زمانی كه نستعلیق در آن شكل گرفت و بالنده شد، پرداخته باشد؛ اثری كه خوشنویسی در ایران را به عنوان جزیی از كلیت خوشنویسی در قلمرو اسلام از شبه قاره هند تا شمال آفریقا و از قفقاز تا دریای سرخ مورد مطالعه قراردهد و وجوه اشتراك و افتراق آن را به دقت بررسی كند.
آغاز چنین حركتی را باید به نام كسی رقم زد كه نه در شمار خط پژوهان قرارمی گرفت و نه به خانواده بزرگ خوشنویسان تعلق داشت! استاد عباس سحاب، پدر كارتوگرافی ایران كه در سوم دی ماه سال ۱۳۷۹ چشم از جهان فروبست، در واپسین سالهای عمر خویش مجموعه ای را به یادگار نهاد كه تا سالها پس از او ـ و شاید برای همیشه ـ مرجع مهمی برای استفاده خط پژوهان، خوشنویسان و كارشناسان تاریخ هنر باشد. سحاب كه در قریب هشتاد سال عمر پرثمر خود نخستین مؤسسه جغرافیایی و كارتوگرافی ایران را بنیان گذارد و بیش از ۱۵۰۰ اثر ارزشمند شامل نقشه، كتاب، اطلس و كره های جغرافیایی را تهیه، چاپ و منتشر كرد،از كوشش در راه ترسیم جغرافیای فرهنگی و هنری جهان اسلام نیز بازنماند و در دو دهه پایانی عمر «اطلس چهارده قرن هنر اسلامی» را گردآورد. این اطلس كه اكنون مجلد دوم آن به چاپ رسیده، قرار است در ۲۰ جلد منتشر شود و به معرفی هنر و معماری اسلامی در ایران، جزیرة العرب، بین النهرین، آسیای میانه، مصر و شمال آفریقا بپردازد.
جلد دوم از این اطلس بزرگ مربوط به هنر خوشنویسی در پهنه جهان اسلام از آغاز تا به امروز است و نزدیك به ۵۰۰۰ تصویر رنگی و سیاه و سفید، نقشه، پلان، پرسپكتیو، مقطع و … از خطوط اسلامی را در خود جای می دهد. مرحوم سحاب این تصاویر را طی سالیان متمادی با سفر به ۳۴ كشور در خاور دور، آسیای جنوب شرقی، خاورمیانه، آفریقا، اروپا، آمریكای شمالی و استرالیا و در تماسهای مكرر با مراكز علمی ـ فرهنگی و دانشگاهی این كشورها گردآورد و مقدمه ای جامع در پیشینه و گونه های مختلف خطوط اسلامی را برآن افزود.
فصلهای مختلف كتاب «هنر خوشنویسی از آغاز تا امروز» كه جملگی تصویری اند به انواع بسمله با خطوط مختلف، خطوط مربوط به ائمه اطهار و خلفای راشدین، سنگ نبشته های قرن های اول و دوم هجری، انواع خطوط كوفی، ثلث، مثنی، نسخ، محقق و ریحان، تعلیق و دیوانی، چینی وایغوری، طغرا، نستعلیق، شكسته نستعلیق و خطوط تفننی اختصاص دارند و درفصل پایانی هم نمونه خط ۱۹۰ نفر از خوشنویسان معاصر ارائه شده است. مرحوم استاد سحاب اطلس خوشنویسی اسلام را به ابتكار شخصی خودگردآورد و مقدمات چاپ آن را فراهم كرد. هرچند كه او انتشار این اثر را به چشم ندید و پیشتر روی در نقاب خاك كشید، اما مؤسسه جغرافیایی و كارتوگرافی سحاب كه بزرگترین یادگار او به شمار می رود، كتاب را با سرمایه خود به زیورطبع آراست. با این حال هزینه های گزاف انتشار آثار هنری ناشر را برآن داشته تا در مقدمه كتاب برای چاپ و نشر مجلدات دیگر اطلس چهارده قرن هنر اسلامی، وزارتخانه ها، سازمانها و نهادهای مسؤول را به یاری فراخواند.
و به راستی مگر چند نفر مانند سحاب می توان یافت كه این چنین بی چشمداشت به پاسداری از ساحت معنوی فرهنگ اسلام و ایران برخیزد و در عین حال فروتنانه گوید:
«… آفرینش، هنر قادر متعال است و انسان، از خلال تلاش های هنری خود، درحقیقت عشق به او را بیان می دارد. نزدیكی او را می جوید. سپاس سخای او را می گوید و راه شناخت او را می پوید… اگرچه از دیدگاه پدیدآورندگان آن دستاوردی سترگ می نماید كه یادآور كوشش های خستگی ناپذیر ما در گردآوردن مواد و مصالح آن است.»

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها