) نگاه حكمی به ظاهر و باطن خانة خدا
مسجد به عنوان خانة خدا و محل عبادت و بندگی، بندگان خداست. این بنای مقدس دارای ظاهر و باطنی است كه هر دو نمایانگر تقدس و معنویت آن میباشد. در واقع میتوان اهمیت مسجد را در باطن آن جستجو كرد. یكی از نگاههای حكمی به ساختار بناهای پرستشگاهی دیدن باطن آنها است كه در ظاهر نیز تجلی مییابد. تقدس و معنویت مسجد در باطن آن نهفته است. باطن مسجد بوی عبادت و پرهیزگاری میدهد. روح مسجد كه در باطن و درون آن قرار گرفته بوی بهشت را به مشام میرساند. زیباییهای معنوی كه در مسجد روی میدهد همه نشانگر روح زیبای مسجد است. مسجد بدون انسان مؤمن بنایی مادی است. وجود مؤمن، عبادت او و حضور خداوند در مسجد باطن مسجد را زیبا و زیباتر میكند. انساننمازگزار وقتی پای در مسجد میگذارد احساس آرامش می كند و از اعماق روح لذت میبرد. زیباییهای معنوی مسجد و تأثیر آن بر روح هنرمند مسلمان موجب میگردد ذهن خلاق و متفكر آن پویا شده و آثاری زیبا نه با نگاه حسی و نه با نگاه انفعالی؛ بلكه با نظر شهودی خلق گردد.
مسجد تجلیگاه شهود است. شهود حقیقت اَكمل است كه در قالبها و صُور مختلف خود را نمایان میكند. این شهود معنایی را میتوان در سیمای بسیاری از انسانهای پرهیزكار مشاهده كرد. زیباییهای معنایی در رفتار و گفتارهایی كه همهبوی كمال حقیقت را میدهد و این كمال حتماً جمال را به همراه دارد زیرا كه هر حقیقتی زیباست. در واقع هنر نوعی حقیقت است زیرا كه حقیقت همیشه با جمال و زیبایی به همراه است. البته حقیقتی زیباست كه كامل باشد. به معنی دیگر كمال حقیقت دارای جمال است. كاملترین حقیقت كه همان خالق همة هستی است در باطن مسجد جای دارد و این حضور معنوی خداوند موجب گشته كه كمال زیباییها نیز در باطن آن حضور یابد. هر آنچه در باطن باشد در ظاهر نمود پیدا میكند. پس جای تعجب ندارد كه بتوان نمود جمال خداوندی را در بنای خانة خدا مشاهده كرد. در بنایی كه به فرمان خدا و برای خدا و جهت عبادت خدا بنا شده است.
ظاهر مسجد نیز دارای رنگ و بوی خدایی و معنوی است. این ظاهر همان طوری كه گفته شد، نمود و تجلی باطن آن میباشد. همة بناهای معماری دارای ظاهر و باطن میباشند اما فقط بناهای پرستشگاهی دارای تقدس و معنویت هستند. این تقدس در ظاهر آنها نمایان شده و از درون آنها میگوید و از عظمت و بزرگی معنای آنها سخن به میان میآورد. دیوارهای مسجد، صحن آن، محراب، گل دستهها و همة اجزاء ظاهری مسجد ذكر میگویند. آنها همه از فضایی روحانی صحبت می كنند.ناخودآگاه انسان را به یاد صاحب خانه می اندازد و مغناطیس معنایی آن موجب كشش روح به اصل خودمی شودواین كشش با لطافت روح و تجربة زیباییهای آن بیشتر میشود تا پا به مرحلة شهود گذاشته آنها را از اعماق وجود درك میكند. در آن زمان است كه انسان خدا را درهر قسمت مسجد می تواند مشاهده كند،البته كه خداوند از رگ گردن به ما نزدیك تر است.آن نگاه شهودی است كه موجب می شود در جای جای این خانه، صاحبخانه دیده شود و در هر لحظه بتوان با او راز و نیاز كرد. در واقع زیباییهایی كه در معماری مساجد اسلامی است همه از اصل وجودی باطن این مساجد است كه تجلی خود را با نگاه شهودی در ظاهری مادی نمایان كرده است.
مساجد جامع، بهترین مسجد هر شهر بودند. جایگاه این مساجد در مركز شهر بود و اكثر آنها در كنار بازار و دارلحكومه ساخته میشدند. مهمترین كاركرد مساجدجامع هر شهر برپایی نمازجمعه بود. در هر شهر در ظهر جمعه فقط در مسجد جامع نمازبرپا میشد.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20