رفتار با کودک
يك نفر سرش ضربه مي خورد و مي شكند ،
او را نزد شيخ مي برندتا ببينند
چه كار كرده است كه به اين روز افتاده است .
شيخ پس از توجه مي فرمايد :
در كارخانه بچه اي را اذيت كرده اي ،
و اگر از او رضايت نگيري ،قضيه دنباله دارد
آن مرد تاييد مي كند و مي گويد :
پسر صاحب كارخانه ايراد نامربوطي گرفته بود
كه به او گفتم :مگر فضولي ؟!
شب هم كه براي گرفتن دستمزد رفته بود
دلخور شدم و پسرك را به گريه انداختم .
شيخ فرمود :بي خود براي شما گرفتاري پيش نمي آيد.