0

هرکی فهمیده

 
mehdigerdali
mehdigerdali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 5587
محل سکونت : خوزستان

هرکی فهمیده
شنبه 21 خرداد 1390  1:46 AM

هرکی فهمیده بریدی می خواد از تنت ببره

واسه شیر خسته موشم  ،یلی می شه و می غره


تا بدونن شدی خسته همه می پرن به جونت


تیکه تیکتو می دزدن حتی قلب مهربونت


دیگه تسلیم میشی  وقتی توی گله ی شغالا


آشناها رو ببینی که غریبه ن دیگه حالا


حتی اونایی که روزی همه یاور بودن و کس


وقتی افتادی می بینی که می شن به شکل کرکس


وقتی قیمت شهامت کمتر از قیمت نونه


وقتی نقل نقد و سکه ست ، هر شغالی مهربونه


نون تو خون زدن یه عادت ، هر حماقتی رشادت


قربونت برم خدایا تو رو می خوان واسه حاجت

دیگه انگار وقته اونه که از خدا هم باخبر شد

زیر بارون رفتو با عشق بودو موندو خیس تر شد


باید از این من خود خواه مرده عاشقونه دل کند


وقته اونه که نذاریم که یه دلال بگه دل چند؟


دل بی قرار پاک چند؟عاشقایه سینه چاک چند؟

مهربونی هم زبونی ، حتی دلهای هلاک چند؟


خنده از ته دل چند؟تن و جونو آب و گل چند؟

حتی روزهای جوونی ادمای ساده دل چند؟

***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***

آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها