ديگه بازگشتي نيست
شنبه 21 خرداد 1390 12:12 AM
امیدوار بودم
با اینکه چند قدم مانده بود به سفر
وقت رفتن که شد...
پرسیدم کی باز میگردی؟؟
گفت وقت غروب سحر!!
***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***
آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79