جمع خاتميت با امامت و مهدويت
جمعه 20 خرداد 1390 8:30 PM
دکتر عبدالكريم سروش در سخنراني اخير خود در پاريس تحت عنوان «تشيع و چالش مردم سالاري» اشکالي در خصوص انطباق انديشة امامت و مهدويت با ختم نبوت مطرح کرده است كه واکنشهايي برانگيخته است. اين اشکال که مبتني بر آراي اقبال در تفسير مسئلة خاتميت است، به طور خلاصه اين است که: ختم نبوت به معناي پايان دورة عصمت و وحي و در واقع پايان دورة ولايت و مرجعيت شخص در تشريع است. علت خاتميت، بلوغ عقل بشر است و از اين دوره به بعد، زمان مرجعيت اشخاص و حق تشريع براي افراد به سر ميآيد و تنها استدلال است که ميتواند مرجع عمل واقع شود. اما شيعه با پذيرش نظرية امامت و تداوم آن در مهدويت، عملاً ختم نبوت را بي معني کرده است، زيرا معتقد است که امام، هم عصمت دارد که تداوم بخش ولايت و مرجعيت شخص است، و هم علم غيب دارد و محدّث و مفهّم است که اين هم ماهيتاً تفاوتي با وحي ندارد؛ پس پذيرفتن امامت در واقع مستلزم نفي ختم نبوت است و گويي فقط اسم مطلب عوض شده ولي ماهيتاً نبوت ختم نشده است. ايشان به تبع اقبال لاهوري معتقدند که «با خاتميت، قرار است آدميان به رهايي برسند ولي اگر گفته شود که يک مهدي ميآيد که همان اتوريتة پيامبر را دارد، ما از فوايد خاتميت بي بهره ميمانيم، زيرا آن رهايي تحقق نخواهد يافت. فلذا اين سؤال از شيعيان باقي است که مهدويت را چگونه با انديشة رهايي و دموکراسي ميتوان جمع کرد؟