پيوند قرآن با امام عصر(ع)2
جمعه 20 خرداد 1390 8:23 PM
اين اهميت مهدويت است؛ اين احياي اين نام است. هرجا، جاي حساسي باشد، سخن از قرآن است و از وجود مبارك حضرت وليعصر(عج) است. حيف نيست اين مهدي موجود موعود منتظر(ع) با چند جشن سادة بيمحتواي كف زني بگذرد. اين قدر شأن ايشان پايين آمده. ما الان بايد داعية جهاني شدن را داشته باشيم. در صورتيكه آن كسي كه چهار تا كفش دارد، يا چهار تا پوشاك دارد يا چهارتا اتومبيل و آهن دارد، او حرف جهاني را به عنوان تجارت جهاني ميزند. او كه داراي بَصَل و فُوم و عدس و سير است حرف جهاني را ميزند، ما كه داراي منّ و سلوي هستيم چرا حرف جهاني را نزنيم؟
ما داراي مهدي جهاني هستيم. ما مصلح جهاني داريم. ما عدل جهاني داريم. ما علم جهاني داريم. ما بايد حامي جهاني شدن اين تز و مكتب باشيم آيا اين را با كفزدن بايد پايين بياوريم.
أمن العدل، امن الأدب، أمن الإحسان؛ أمن الإيثار، أمن العقل؟
[آيا اين نوع كار برخاسته از عدل و يا ادب يا احسان يا ايثار و يا عقل ميباشد؟]
آيا اين مجالس بايد تا اين حد تنزل كنند؟ شما علما اگر در اين مجالس نرويد، مجالس را ديگري اداره ميكند. نگوييد براي ما كسر (شأن) است. اين منبر رفتن فخر ماست. ما از آن روزي كه به اين ويروس، كه منبر رفتن براي ماكسر است مبتلا شديم، منبر را ديگري اداره ميكند. اين چنين نيست كه مسجد و حسينيه بدون سخنراني و برنامه باشد. شما نشد، ديگري؛ شما نشد، آقازادةيتان؛ آقازادةيتان نشد، شاگردتان؛ اگر او نشد، مداح اداره ميكند. مبادا خداي ناكرده اين صحنه را خالي بگذاريد. جابر توي كوچه، نابينا، در سنّ پيري اين رسالت رسمي اوست از طرف پيغمبر اكرم، عليه آلاف التحية و الثناء؛ كه به نوهام به باقر بگو كه مهدي فرزند توست. اين نشان دهندة اهميت مسأله است. خوب آنوقت بياييم شأن اين را با آن جشنهاي ساده پايين بياوريم. ادباي ما سهمي دارند هنرمندان ما سهمي دارند، نويسندگان ما سهمي دارند. آيا ما كه داراي ولايت، امامت و عصمتيم حرف جهاني نزنيم. حرف جهاني را بايد با فكر جهانشمول ارائه كرد. براي اين وجود مبارك، حضرت مهدي(ع) اين چراغانيها خوب است؛ اين جشنها بسيار خوب است، پخش شيرينيها بسيار خوب است، اما خوبتر از همة اينها، معارف مهدويت است.
وجود مبارك امام صادق(ع) به زراره فرمود: وظيفة شيعيان ما در عصر غيبت اين است كه اين دعا را بخوانند.
اللّهمّ عرّفني نفسك فإنّك إن لم تعرّفني نفسك لم أعرف نبيك اللّهمّ عرّفني رسولك فانّك إن لم تعرّفني رسولك لم أعرف حجتّك. اللّهمّ عرّفني حجّتك فإنّك ان لم تعرّفني حجّتك ضللت عن دينى.