تفسیر سوره عادیات
چهارشنبه 18 خرداد 1390 3:21 AM
وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً1فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً2فَالْمُغیراتِ صُبْحاً3فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً4فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً5إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ6وَ إِنَّهُ عَلى ذلِکَ لَشَهیدٌ7وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدیدٌ8أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ9وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ10إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبیرٌ11
تفسیر المیزان _ خلاصه :
(١) (و العادیات ضبحا):(قسم به اسبانی که در راه جهاد نفسشان به شماره افتاده )
(٢) (فالموریات قدحا):(و به ستورانی که هنگام تاختن از سمهایشان آتش می جهد)
(٣) (فالمغیرات صبحا):(و صبحگاهان دشمن را غافلگیر کرده و به غارت گرفتند)
(۴) (فاثرن به نقعا):(و گرد و غبار برانگیختند)
(۵) (فوسطن به جمعا):(و سپاه دشمن را در میان گرفتند)(عدو)یعنی دویدن به سرعت (ضبح )یعنی صوتی که از نفس نفس زدن اسبان در حین دویدن شنیده می شود، (موریات ) به معنای بیرون کردن آتش از سنگ چخماق است ،(قدح )یعنی سنگ آتش زنه را به هم کوبیدن ،(مغیرات )یعنی غافلگیر کنندگان وهجوم برندگان (اثاره )یعنی گرد و غبار برانگیختن و (نقع )یعنی غبار.می فرماید: سوگند به اسبان تیز تکی که نفس نفس می زنند و این اسبان در هنگام تاختن در اثر برخورد سمهایشان به سنگها آتش از زمین بیرون می کند و قسم به سوارانی که در هنگام صبح غفلتا بر دشمن هجوم می برند و با غافلگیر کردن آنها، گرد و غبار برمی انگیزند و دسته جمعی آنها را در میان می گیرند.این آیات در وصف علی ع نازل شد آن زمان که با سپاه خود در غزوه ذات سلاسل (دارای زنجیرها)شرکت نمود و لشکر دشمن را شکست داد و این پیروزی بعد از چندنوبت اعزام لشکر واقع شد که رسولخدا ص غیر علی ع به سرکردگی سپاه گسیل داشته بود و آنها نتوانسته بودند کاری صورت دهند و هر یک لشکر را دچار شکست نمودندو در خصوص پیروزی امیرالمؤمنین در این جنگ ، سوره عادیات نازل شد، در حالیکه مردم همراه حضرت رسول نماز صبح را می خواندند و وقتی پیامبر ص این سوره راتلاوت فرمود بعد از نماز، اصحاب عرضه داشتند: یا رسول الله ، ما این سوره رانمی شناسیم و نشنیده بودیم ، رسولخدا ص فرمود: بلی ، علی بر دشمنانش ظفر یافت وخدای تعالی این سوره را توسط جبرئیل فرستاد و فتح علی را به من مژده داد، چند روزبیشتر نگذشت که امیرالمؤمنین با غنائم و اسیران از جنگ بازگشت و این جنگ را به این جهت ذات سلاسل می گویند که حضرت علی ع شکست فاحشی به دشمن داد و عده ای را کشت و جمع بسیاری را اسیر و در بند نمود.
(۶) (ان الانسان لربه لکنود):(بدرستی که انسان نسبت به پروردگارش کافر وناسپاس است )
(٧) (و انه علی ذلک لشهید):(و خود او نیز به این ناسپاسی گواه است )
(٨) (و انه لحب الخیر لشدید):(و بدرستی که او بر حب مال سخت فریفته و بخیل است )
(٩) (افلا یعلم اذا بعثر ما فی القبور):(آیا نمی داند که روزی از قبرها برانگیخته می شوند؟)
(١٠) (و حصل ما فی الصدور):(و آنچه در سینه هاست همه پدیدار می شود)
(١١) (ان ربهم بهم یومئد لخبیر):(محققا آن روز پروردگار بر کردارشان کاملاآگاه است )در این آیات از طبیعت بشر خبر می دهد و می فرماید: انسان طبیعتش به گونه ای است که به جهت پیروی از هوای نفس و دلدادگی به لذایذ دنیوی ، از شکر پروردگار غافل می شود و دست به کفر انگیزی می زند و انسان خودش به کفر انگیزی خود آگاه است وبا اینکه می داند این کفران صفت ناپسندی است ، اما بازهم ناسپاسی می کند و نیز طبیعت انسان چنان است که نسبت به دوستی مال بسیار بخیل و تنگ نظر است و شاید هم می خواهد بفرماید: حب خیر فطری انسان است ، در نتیجه فریفته زینت و مال دنیامی شود و آنها را خیر خود می پندارد، ولی این شیفتگی یاد خدا را از دلش می برد و درمقام شکرگزاری بر نمی آید.در این آیات تعریضی نسبت به آن مردمی که مسلمانان با آنان جهاد کردند وجوددارد، چون آنها نعمت اسلام و هدایت را کفران کرده بودند.در ادامه می فرماید: آیا انسان نمی داند که به خاطر این کفر و ناسپاسی عقوبتهایی داردکه بزودی به آن می رسد و با آن جزا داده می شود؟ و وقتی آنچه بدن در قبرهاست ازقبرهابیرون آورده می شود و اسرار و نهفته های باطنی انسانها برملا می گردد و آشکارمی شود که در باطن کافرند یا مؤمن ؟ مطیعند یا عاصی ؟ در آن هنگام خداوند به وضع وحال ایشان آگاهی دارد و بر اساس باطنشان آنها را جزا می دهد، همچنانکه فرمود،(یوم تبلی السرائر(50) روزقیامت روزیست که باطنها آشکار می شود)