زندگینامه میلتون فریدمن
چهارشنبه 25 خرداد 1390 2:42 PM
زندگینامه میلتون فریدمن
میلتون فریدمن اقتصاددان آمریکاییبود که خدمات بزرگیدر زمینههایاقتصاد کلان، اقتصاد خرد، تاریخ و آمار اقتصاد کرد. او همواره از نظریهٔ بازار آزاد در اقتصاد طرفداریمیکرد. در سال ۱۹۷۶ جایزهٔ بانک مرکزیسوئد در زمینهٔ علوم اقتصادیکه به یاد آلفرد نوبل اهدا میشود و با نام جایزهٔ نوبل اقتصاد نیز شناخته میشود را از آن خود کرد.

میلتون فریدمن اقتصاددان آمریکاییبود که خدمات بزرگیدر زمینههایاقتصاد کلان، اقتصاد خرد، تاریخ و آمار اقتصاد کرد. او همواره از نظریهٔ بازار آزاد در اقتصاد طرفداریمیکرد. در سال ۱۹۷۶ جایزهٔ بانک مرکزیسوئد در زمینهٔ علوم اقتصادیکه به یاد آلفرد نوبل اهدا میشود و با نام جایزهٔ نوبل اقتصاد نیز شناخته میشود را از آن خود کرد.
میلتون فریدمن در سال ۱۹۱۲ میلادیدر خانوادهایفقیر در بروکلین نیویورک متولد شد. ویتحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه راتگرز نیوجرسیآغاز نمود. ویدر سال ۱۹۴۶ موفق به دریافت مدرک دکترایاقتصاد از دانشگاه کلمبیا شد. ویسپس روانه دانشگاه شیکاگو شد و در آنجا به مدت سیسال به فعالیتهایآکادمیک پرداخت. فریدمن در سال ۱۹۶۲ کتاب سرمایهداریو آزادیرا منتشر نمود و در آن از هرچه کمتر شدن نقش دولت در بازار آزاد، برایایجاد آزادیسیاسیو اجتماعیدفاع کرد.
او پس از بازنشستگی، به موسسه هوور دانشگاه استنفورد رفت تا در آنجا فعالیتهایخود را در ارتباط بیشتر با مردم دنبال نماید. بهطور مثال در این دوران که مقارن با اوج دوران جنگ سرد بود، توانست یک برنامه تلویزیونیدر مورد ارزش آزادیاقتصادیبسازد. او همچنین در این دوره توانست با ورود به حوزه عملی، نظریات خود را در دنیایواقعیآزمایش کند. فریدمن به نیکسون، رییس جمهور آمریکا مشاوره اقتصادیمیداد و در دوران ریاست جمهوریریگان مشاور اقتصادیرییس جمهور آمریکا شد. برخی، رشد مستمر اقتصادیآمریکا در دهههایاخیر را مرهون ایدههایفریدمن میدانند. میلتون فریدمن سرانجام در نوامبر سال ۲۰۰۶ میلادی(آبان ۱۳۸۶ شمسی) درگذشت.
فریدمن، یکیاز اولین اقتصاددانانیبود که توانست نشان دهد برایکنترل تورم و جلوگیریاز افزایش هزینه تولید منجر به رکود، متغیرهایپولیو حجم نقدینگیمیبایست در تناسب با نرخ رشد اقتصادیقرار بگیرد. فریدمن همچنین نشان داد که مصرف تابعیاز درآمد است و شهروندان بر اساس پیشبینیدرازمدت درآمد خود، رفتارهایمصرفیخود را تنظیم میکنند. بنابراین تغییرات مقطعیدر درآمد، اثر فوریو جدیبر رفتار مصرفیآنها ندارد. فریدمن برخلاف بسیاریاز اقتصاددانان پیش از خود معتقد بود که تورم، نه تنها بیکاریرا کاهش نمیدهد بلکه باعث رکود نیز میشود. به نظر فریدمن، مهمترین عامل ایجاد تورم، رشد سریعتر حجم پول نسبت به مقدار واقعیتولید کالاها و خدمات است. برخیاز نظریات پولیمیلتون فریدمن، در تقابل با نظریات جان مینارد کینز، اقتصاددان برجسته و سرشناس آمریکاییقرار دارد.
او همچنین در روششناسیعلم اقتصاد، معتقد بود که اقتصاد تحصیلیعبارت است از «فراهم آوردن نظامیاز تصمیمها که بتوان از آنها برایارایه پیشبینیهایدرست درباره نتایج هرگونه تغییریدر اوضاع و احوال استفاده نمود. یعنیاقتصاد تحصیلییک علم عینیمانند فیزیک است.» فریدمن بهترین راهکار برایکشورهاینفتخیز را اعطایسهام یکسان نفتیبه هر فرد بالای۲۱ سال سن میدانست که حق و مسئولیت یکسانیرا برایهمه ساکنان کشورهاینفتیایجاد میکند.
دیدگاه سیاسیفریدمن، که خودش آن را لیبرال کلاسیک میداند، بر مزایایبازار و مضرات دخالت دولت تأکید میکند. این دیدگاه، دیدگاه محافظهکاران و آزادیخواهان آمریکاییرا شکل میدهد. او پیوسته بر این باور بود که اگر سرمایهدارییا کاپیتالیسم، و یا آزادیاقتصادی، به کشورهاییکه توسط دولتهایتمامیتخواه اداره میشود شناسانده شود آزادیسیاسیبه همراه خواهد داشت. او همچنین در کتاب خود با نام سرمایه داریو آزادیاز به حداقل رساندن نقش دولت در بازار آزاد دفاع کرده است تا جامعه بتواند به آزادیهایسیاسیو اجتماعیدست یابد. فریدمن به آزادینه تنها در حوزه اقتصاد، بلکه در تمام حوزههایسیاسی، فرهنگیو اجتماعیمعتقد بود. همچنین فریدمن در علم آمار، آزمون فریدمن را معرفیکرد.
طرفداریهایفریدمن از بازار آزاد در دورهٔ «دولت بزرگ» و مالیاتهایسنگین در دهههای۱۹۴۰، ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دیدگاه اقلیت به حساب میآمد. بهمرور، نظریات او مورد قبول قرار گرفت و دههٔ ۱۹۸۰ اوج مقبولیت ایدههایفریدمن بود. نظرات او در مورد سیاستهایعرضهٔ پول، مالیات و خصوصیسازی، سیاستهایدولتهایدنیا را تحت تأثیر قرار داد. به طور ویژه در زمان رونالد ریگان در آمریکا و مارگارت تاچر در انگلستان، از ایدههایاقتصادیاو استفاده شد. ایدههایاو در سراسر جهان مورد مطالعه قرار گرفت و نقش اساسیدر تغییر اقتصاد چین بازیکرد.
میلتون فریدمن در سال ۱۹۷۶ موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد شد. این جایزه به خاطر موفقیتهایش در زمینهٔ تحلیل مصرف، تاریخ و نظریهٔ عرضهٔ پول و همچنین نمایش پیچیدگیهای سیاستهای اقتصادی ثباتسازی به وی اهدا شد.
هفته نامهٔ اکونومیست از او به عنوان «تأثیرگذارترین اقتصاددان نیمهٔ دوم قرن بیستم...و حتی شاید تمامی آن» نام میبرد.