زندگینامه جان مینارد
چهارشنبه 25 خرداد 1390 2:40 PM
زندگینامه جان مینارد
جان مینارد کینز یکیاز اقتصاددانان برجسته قرن بیستم محسوب میشود.

جان مینارد کینز یکیاز اقتصاددانان برجسته قرن بیستم محسوب میشود.
جان مینارد کینز، در سال 1883 در کمبریج متولد شد. پدر او خود یک استاد علوم اقتصادیبود. خانواده ویاز طبقه متوسط جامعه محسوب میشدند. ویپس از اتمام تحصیلات متوسطه به دانشگاه اتون راه یافت و از آنجا در سال 1902 به کالج سلطنتیکمبریج رفت. کینز فلسفه، تاریخ، ریاضیو اقتصاد را در کمبریج تحصیل کرد. ویکه در ابتدا در رشته ریاضیات تحصیل میکرد، به واسطه مطالعه آثار برتراند راسل و آلفرد نورث وایتهد، کار کردن بر روینظریه احتمالات را کنار گذاشت تا بتواند ایده هایخود، در باب اقتصاد را دنبال کند. وییک مکتب اندیشه ایبنیاد نهاد که اقتصاد کینزینام گرفت؛ و این تنها مکتب اقتصادیاست که عنوان خود را از نام بنیانگذارش اقتباس کرده است.
معروف ترین آثار کینز عبارتند از «پیامدهایاقتصادیصلح» که ویدر آن، پیش بینیکرده بود که میزان زیاد غرامت که برایژاپن و آلمان وضع شده، به بیثباتیسیاسیمنجر خواهد شد؛ و کتاب «نظریه عمومیاشتغال، بهره و پول»، علاوه بر پیامدهایاقتصادی، تاثیرات عظیم اجتماعی، سیاسیو ایدئولوژیک نیز بر جایگذاشته است و یکیاز تأثیرگذارترین کتابهایاقتصادیقرن بیستم محسوب میشود.
کینز در «نظریه عمومی» که در سال هایرکود اقتصادیدهه 1930 نگاشته شد، استدلال میکند که رکود هایاقتصادی، مشکلات کوتاه مدتیهستند که از نبود تقاضا ناشیمیشوند. وییک راه حل ساده برایاین مسئله پیشنهاد کرد : دولت باید از طریق هزینه هایعمومی، میزان تقاضا را بیشتر کند. به محض اینکه اقتصاد به دوران رونق بازگشت، دولت میتواند از طریق افزایش مالیات و کاهش مخارج عمومی، کسریبودجه خود را جبران نماید.
اصل زیربنایینظریه کینز، به حدکافیواضح است : مخارج دولتیباید نسبت معکوس با تجارت خصوصیداشته باشد. در مواقعیکه تجارت رونق مییابد، دولت باید کمتر خرج کند؛ و زمانیکه اقتصاد، کساد شود بر مخارج عمومیافزوده خواهد شد. ولیآنچه که در نظریه کینز، رادیکال یه حساب میآید این اصل کلیاست که دولت برایکنترل تقاضا باید در اقتصاد مداخله نماید و این ایده به عنوان «سیاست مدیریت تقاضا» شناخته میشود.
کینز برخلاف نظریات اقتصاد کلاسیک (طبق دیدگاه نظریات کلاسیک، اقتصاد زمانیبه بهترین نحو عمل میکند که کوچکترین دخالتیاز سویدولت انجام نگیرد. اسمیت و میل بر این باور بودند که نظم طبیعیاقتصاد تا زمانیکه توسط دولت مختل نشود، به سویرفاه حداکثریفرد و جامعه گرایش دارد)، منتقد رویکرد به اقتصاد آزاد و سپردن اقتصاد به نیروهایبازار بود. ویاین نظریه را که جامعه در حالت تعادل به اشتغال کامل میرسد، رد کرد و اعتقاد داشت که سطح اشتغال با میزان تولید و میزان تولید با میزان تقاضایموثر (یعنیمیزان خرید کالاها و خدمات) ارتباط مستقیم دارد. بنابراین ویمعتقد بود که برایکاهش بیکاری، دولت میبایست اشتغال ایجاد نماید؛ هرچند که این اشتغال غیرمولد باشد.
کینز، در زمان جنگ جهانیاول در خزانهداریانگلیس مشغول بهکار بود و پس از جنگ، ریاست هیات نمایندگیخزانهداریانگلیس در انجمن صلح پاریس را بر عهده داشت. در سال ۱۹۱۹ نماینده وزیر داراییدر شورایعالیاقتصاد انگلستان شد؛ ولیخیلیزود از این سمت کنارهگیرینمود. چون توصیههایاو درمورد نحوه دریافت غرامت جنگیاز دولت آلمان مورد پذیرش مقامات انگلیسیواقع نشد.
ویدر سال 1925 با لیدیا لوپوکووا ازدواج کرد. لیدیا، یک بالرین روس بود و تحصیلات بسیار کمیداشت. اما به عقیده کینز از روحیآزاد بهرهمند بود.
کینز که از سال 1937 به بیماری قلبی مبتلا شده بود، در 20 آوریل 1946 در خانه روستاییخود در ساسکس، تیلتون در گذشت. او پس از مرگ سوزانده شد و خاکسترش در بلندیهایمنطقه به باد سپرده شد. کینز در حال حاضر الگویی برای تمامی متخصصان جوان اقتصاد کلان است. او هرگز جایزه نوبل را دریافت نکرد؛ اما معروفیت جهانی وی و تاثیر او بر اقتصاد کلان برکسیپوشیده نیست.