زندگینامه فراسیس گالتون
چهارشنبه 25 خرداد 1390 1:59 PM
زندگینامه فراسیس گالتون
گالتون با کارهایخود درباره مسائل مربوط به وراثت ذهنیو تفاوت هایفردیدر ظرفیت یا توان انسانی، روح تکامل را به نحو مؤثر در روانشناسیدمید. پیش از تلاشهایگالتون، پدیده تفاوت هایفردیبه عنوان موضوعیمناسب برایمطالعه در روانشناسیمورد توجه قرار نگرفته بود. در این زمینه تنها تلاشهایپراکندهای، به ویژه توسط وبر، فخنر و هلمهولتز صورت گرفته بود. این افراد در نتایج آزمایشیخود تفاوت هایفردیرا گزارش کرده بودند ولیبه نحو نظام یافته به بررسیآن نپرداخته بودند. وونت و تیچنر تفاوتهایفردیرا بخشیاز روانشناسیبه حساب نمیآوردند.

گالتون با کارهایخود درباره مسائل مربوط به وراثت ذهنیو تفاوت هایفردیدر ظرفیت یا توان انسانی، روح تکامل را به نحو مؤثر در روانشناسیدمید. پیش از تلاشهایگالتون، پدیده تفاوت هایفردیبه عنوان موضوعیمناسب برایمطالعه در روانشناسیمورد توجه قرار نگرفته بود. در این زمینه تنها تلاشهایپراکندهای، به ویژه توسط وبر، فخنر و هلمهولتز صورت گرفته بود. این افراد در نتایج آزمایشیخود تفاوت هایفردیرا گزارش کرده بودند ولیبه نحو نظام یافته به بررسیآن نپرداخته بودند. وونت و تیچنر تفاوتهایفردیرا بخشیاز روانشناسیبه حساب نمیآوردند.
گالتون از هوشیفوقالعاده (هوش بهرش 200 تخمین زده شده است) و اندوختهایاز اندیشههایبدیع برخوردار بود. معدودیاز زمینههاییکه او مورد بررسیقرار داد عبارتاند از:
اثر انگشت (که نیرویپلیس از آن برایمقاصد شناساییاستفاده کرد)، مد، توزیع جغرافیاییزیبایی، وزنه برداریو کارآییعبادت. او همچنین صورت اولیهایاز چاپگر دور تایپ، وسیلهایبرایباز کردن قفلها و پیرامون بین را که به او امکان میداد به هنگام تماشایرژه از بالایسر جمعیت اوضاع را ببیند، ابداع کرد.
گالتون در سال 1822 نزدیک بیرمنگام انگلیس متولد شد و کوچکترین فرزند از نه فرزند خانواده بود. پدرش بانکدار موفقیبود که خانواده ثروتمند و دارایمقام برجسته اجتماعیاو اشخاص مهم در همه زمینهها عمده نفوذ ـ دولت، کلیسا و ارتش ـ را شامل میشد.
گالتون در 16 سالگی، با اصرار پدرش، تحصیل پزشکیرا در بیمارستان عمومیبیرمنگام شروع کرد. او به عنوان کارآموز برایپزشکان کار میکرد؛ قرصها را توزیع میکرد، کتابهایپزشکیرا مطالعه میکرد، شکسته بندیمیکرد، انگشتان را قطع میکرد، دندان میکشید، به کودکان واکسن میزد، با خواندن آثار کلاسیک خود را سرگرم میساخت. اما، رویهم رفته تجربه خوشایندینبود و تنها فشار مداوم پدرش او را در آنجا نگه میداشت.
یک حادثه در اثنایاین کارآموزیپزشکیکنجکاویذهنیگالتون را نشان میدهد. گالتون میخواست تأثیر داروهایگوناگون در داروخانه را یاد بگیرد، لذا شروع کرد به خوردن دوز اندکیاز هر دارو و یادداشت کردن واکنش خود، این کار را به شیوهاینظام یافته با داروهاییشروع کرد که زیر حرف «A» قرار داشتند.
این ماجراجوییعلمیبه حرف «C» یعنیخوردن روغن کرچک هندی، اسهال آور قوی، پایان یافت. گالتون پس از یکسال خدمت در بیمارستان، تحصیلات پزشکیخود را در کینگز کالج لندن ادامه داد. یکسال بعد نقشهاش عوض شد و در ترینیتیکالج دانشگاه کمبریج ثبت نام کرد و در آنجا با مجسمه نیمتنهایاز اسحاق نیوتن در مقابل بخاریدیواریش علاقه خود را به ریاضیات دنبال کرد.
بگیرد. دوباره به تحصیل پزشکی، که حالا به نحو شدید از آن متنفر بود، برگشت، تا اینکه مرگ پدر او را از این حرفه خلاص کرد.
مسافرت و کاوشگریتوجه گالتون را به خود معطوف داشت. در سرتاسر آفریقا سفر کرد و گزارش سفرهایخود را منتشر ساخت، از انجمن سلطنتیجغرافیا مدال گرفت. در سالهای1850 بنا به گفته خود، به خاطر ازدواج و ضعف سلامتی، مسافرت را متوقف ساخت، اما علاقهمندیبه کاوش را حفظ کرد و یک کتاب راهنما با نام هنر مسافرت نوشت. هیأتهایاعزامیبرایسایر کاوشگران سازمان میداد و درباره زندگیدر اردو برایسربازانیکه به منظور وظایف در آن سویدریاها آموزش میدیدند سخنرانیمیکرد.
بیقراری، این بار گالتون را به سویهواشناسیو طراحیابزارهاییبرایثبت اطلاعات مربوط به هوا هدایت کرد. او یافتههایخود را در کتابیخلاصه کرد که اولین تلاش برایجدول بندیالگوهایآب و هواییدر مقیاس بزرگ محسوب میشود.
وقتیکه عموزادهاش چارلز داروین کتاب درباره منشاء انواع را منتشر ساخت، گالتون بلافاصله توجه خود را به این نظریه جدید معطوف ساخت. در ابتدا جنبه زیست شناختیتکامل او را به خود جذب کرد و او تأثیرات انتقال خون بین خرگوشها را مورد پژوهش قرار داد تا مشخص سازد که آیا خصوصیات اکتسابیمیتوانند به ارث برسند یا نه.
اگرچه جنبه ژنتیکینظریه تکامل مدت زیادیاو را به خود علاقهمند نساخت، کاربردهایاجتماعیآن کار بعدیگالتون را هدایت کرد و نفوذ او را بر روانشناسیجدید رقم زد.
اولین کتاب مهم گالتون در روانشناسینبوغ ارثیبود که در 1869 منتشر شد. (وقتیکه داروین این کتاب را خواند به گالتون نوشت که هرگز در تمام عمرش چیزیجالبتر یا اصیلتر از آن را نخوانده بود).
گالتون در این کتاب سعیداشت نشان دهد که عظمت یا نبوغ فردیدر خانوادهها به حدیرخ میدهد که نمیتوان آن را صرفاً با تأثیرهایمحیطیتبیین کرد. تز (اندیشه) او به اختصار این بود که مردان شایسته پسران شایسته دارند. (در آن زمان دختران، برایکسب شایستگیشانس اندکیداشتند مگر از طریق ازدواج با فردیمهم).
بیشتر مطالعات شرححالیکه گالتون در این کتاب گزارش کرده پژوهشهاییدرباره اسلاف دانشمندان و فیزیکدانان با نفوذ بودهاند. داده هایاو نشان میدادند که هر فرد مشهورینه فقط نبوغ کلیبلکه شکل خاصیاز نبوغ را به ارث میبرد. برایمثال، یک دانشمند بزرگ در خانوادهایمتولد شده بود که از نظر علمیمقام والاییداشت.
هدف نهاییگالتون این بود که تولد افراد شایستهتر یا مناسبتر را تشویق و تولد افراد نامناسب را منع کند. برایکمک به رسیدن به این هدف، علم به نژادیرا بنیان گذاشت. این علم با عواملیسر و کار دارد که ممکن است ویژگیهایارثینژاد انسان را بهبود بخشند. استدلال او این بود که همانند حیوانهایاهلیانسانها را نیز میتوان با انتخاب مصنوعیاصلاح کرد. اگر افراد با استعداد قابل ملاحظه انتخاب شوند و نسل بعد از نسل به جفتگیریبپردازند نژاد بسیار سرآمدیعاید خواهد شد.
او پیشنهاد کرد که برایانتخاب زنان و مردان استثناییجهت تولید مثل انتخابیآزمونهایهوش تهیه و تدوین شود و توصیه کرد به کسانیکه نمره بالا میآورند برایازدواج و بچهدار شدن مشوقهایمالیداده شود. (خود گالتون فرزندینداشت؛ برادرانش هم نداشتند. به ظاهر مشکل ژنتیکیبود).
گالتون در تلاش برایتأیید نظریه به نژادیخود مسائل مربوط به اندازهگیریآمار را دنبال کرد. در کتاب نبوغ ارثی، با دسته بندیمردان شایسته در نمونه خود به طبقاتیبر طبق فراوانیسطح تواناییآنان در جامعه آماری، مفاهیم آماریرا در مسائل وراثتیبه کار بست. داده هایاو نشان دادند که مردان شایسته در مقایسه با مردان متوسط از احتمال بیشتریبرایداشتن پسران شایسته برخوردارند.
نمونه او 977 مرد مشهور را شامل میشد که نسبت شایستگیآنان یک بر 4000 بود. براساس تصادف، انتظار میرفت که این گروه فقط یک خویشاوند برجسته داشته باشد؛ درعوض 332 مورد از آن وجود داشت. احتمال شایستگیدر بعضیخانوادهها به اندازه کافیبالا نبود که گالتون بتواند تأثیر محیط برتر، فرصتهایآموزشیبهتر، یا مزایایاجتماعیتأمین شده برایفرزندان خانوادههایشایستهایرا که او مطالعه کرد جدیتلقیکند. او استدلال میکرد که شایستگیـ یا فقدان آن ـ تابعیاز وراثت است نه فرصت.
گالتون کتاب هایمردان انگلیسیاهل علم (1874)، وراثت طبیعی(1889) و بیش از 30 مقاله درباره مسائل وراثت نوشت. در سال 1901 مجله بایومتریکا را شروع کرد، در سال 1904 آزمایشگاه به نژادیرا در یونیورسیتیکالج لندن تأسیس کرد و سازمانیرا برایترغیب اندیشه اصلاح نژادیبنیان گذاشت.
پژوهش گالتون درباره تصویرسازیذهنیاولین کاربرد وسیع پرسشنامه روانشناختیرا مشخص میسازد. از آزمودنیها خواسته میشد صحنهایرا، مانند میز صبحانه شان در همان روز، به خاطر بیاورند و سعیکنند تصویرهاییاز آن را فرا بخوانند. به آنان گفته میشد مشخص سازند که آیا این تصویرها محو هستند یا واضح، روشن هستند یا تیره، رنگیهستند یا بدون رنگ و الیآخر. گالتون از اینکه اولین گروه آزمودنیاو، که علم آشنا بودند اصلاً تصاویر واضحیرا گزارش نکردند، شگفتزده شد! حتیبعضیاز آنان مطمئن نبودند که گالتون درباره چه چیزیصحبت میکرد.
گالتون با استفاده از نمونه بزرگتریاز جمعیت، گزارشهاییاز تصاویر واضح و متمایزتریکه مملو از رنگ و جزئیات بودند، به دست آورد. او یافت که تصاویر ذهنیزنان و کودکان عینیتر و با جزئیات بیشتریبودند. او مشخص کرد که تصویرسازیذهنی، همانند بسیاریخصوصیات دیگر، به صورت بهنجار در جمعیت پراکنده است.
کار گالتون در مورد تصویرسازیذهنی، مانند بسیاریاز پژوهشهایاو، ریشه در تلاش او براینشان دادن شباهتهایارثیداشت. او یافت که احتمال وجود تصاویر ذهنیمشابه بین خواهر و برادر بیشتر از افرادیاست که با هم خویشاوند نیستند.