زندگینامه گالیله
چهارشنبه 25 خرداد 1390 10:29 AM
زندگینامه گالیله
گاليلئو گاليله در سال 1564 در پيزا واقع در ايتاليا متولد شد. ویتا 19 سالگیتمام مطالعات خود را در ادبيات متمركز نموده بود تا اينكه روزیدر يكیاز مراسم مذهبیكليسا مشاهده چهل چراغیكه در بالایسرش نوسان میكرد توجه او را جلب كرد. او هنگام مشاهده توجه كرد كه هرچند دامنه نوسان هر بار كوتاهتر میشود ليكن زمان نوسان همواره ثابت باقیمیماند اغلب انسانها شايد در اين مشاهده چيز خاصیرا نمیيافتند ولیگاليله از روح كنجكاو و پژوهشگر دانشمندان برخوردار بود او از آن لحظه شروع به اجرایيك رشته آزمايشهایعملیكرد به اين ترتيب كه وزنه هايیرا به يك ريسمان بست و از محلیآويزان نمود و آنها را به اين سو و آن سو به نوسان در آورد.

گاليلئو گاليله در سال 1564 در پيزا واقع در ايتاليا متولد شد. ویتا 19 سالگیتمام مطالعات خود را در ادبيات متمركز نموده بود تا اينكه روزیدر يكیاز مراسم مذهبیكليسا مشاهده چهل چراغیكه در بالایسرش نوسان میكرد توجه او را جلب كرد. او هنگام مشاهده توجه كرد كه هرچند دامنه نوسان هر بار كوتاهتر میشود ليكن زمان نوسان همواره ثابت باقیمیماند اغلب انسانها شايد در اين مشاهده چيز خاصیرا نمیيافتند ولیگاليله از روح كنجكاو و پژوهشگر دانشمندان برخوردار بود او از آن لحظه شروع به اجرایيك رشته آزمايشهایعملیكرد به اين ترتيب كه وزنه هايیرا به يك ريسمان بست و از محلیآويزان نمود و آنها را به اين سو و آن سو به نوسان در آورد. در آن دوران هنوز ساعتهایدقيق با عقربه ثانيه شمار نبود و بنابراين گاليله برایاندازه گيریزمان حركات وزنه هایآويزان و در حال نوسان از ضربات نبض خود سود میجست. او دريافت كه مشاهداتش در كليسایجامع پيزا صحت دارد. اگرچه دامنه نوسان هر بار كوتاهتر میشد اما هر نوسان زمان مشابه نوسانهایقبلیرا در بر میگرفت به اين ترتيب گاليله قانون آونگ را كشف كرده بود. قانون آونگ گاليله امروزه همچنان در امور گوناگون به كار میرود مثلاً برایاندازه گيریحركات ستارگان و يا مهار روند كار ساعتها از اين قانون استفاده میكنند. آزمايشهایاو درباره آونگ آغاز فيزيك ديناميك جديد بود واكنشیكه قوانين حركت و نيروهايیرا كه باعث حركت میشوند در بر میگيرد. گاليله در سال 1588 در دانشگاه پيزا مدرك دكتری(استادي) گرفت و در همانجا برایتدريس رياضيات باقیماند. او در 25 سالگیدومين كشف بزرگ علمیخود را به انجام رسانيد، كشفیكه باعث از بين رفتن يك نظريه به جا مانده دوهزار ساله شد و دشمنان زيادیبرايش آفريد. در دوران گاليله بخش بسياریاز علوم براساس فرضيه هایفيلسوف بزرگ يوناني- ارسطو كه در قرن چهارم پيش از ميلاد میزيست بنا شده بود اثر او به عنوان مرجع و سرچشمه تمامیعلوم به شمار میآمد. هر كس كه به يكیاز قانونها و قواعد ارسطو شك میكرد انسان كامل و عاقلیبه شمار نمیآمد. يكیاز قواعدیكه ارسطو بيان كرده بود اين ادعا بود كه اجسام سنگين تندتر از اجسام سبك سقوط میكنند. گاليله ادعا میكرد كه اين قاعده اشتباه است به طوريكه میگويند او برایاثبات اين خطا از استادان هم دانشگاهیخود دعوت به عمل آورد تا به همراه او به بالاترين طبقه برج مايل پيزا بروند. گاليله دو گلوله توپ يكیبه وزن 5 كيلو و ديگریبه وزن نيم كيلو با خود برداشت و از فراز برج پيزا هر دو گلوله را به طور همزمان به پايين رها كرد، در كمال شگفتیتمام حاضران در صحنه مشاهده كردند كه هر دو گلوله به طور همزمان به زمين رسيدند. گاليله به اين ترتيب كه قانون فيزيكیمهم را كشف كرد (سقوط اجسام به وزن آنها بستگیندارد.) در همين موقع كه گاليله مشغول مطالعه بود ناگهان شايع شد كه در سوئيس عدسیها را با هم تركيب كرده اند و توانسته اند اجسام را از مسافات دور مشاهده نمايند. از اين موضوع اطلاع صحيحیدر دست نيست ولیاينطور مشهور است كه «زاخاریيانسن» كه در ميدان ميدلبورك عينك ساز بود اولين دوربين نزديك كننده اشياء را بين سالهای1590 و 1609 ساخته بود ولیعينك ساز ديگریبه نام «هانس يپرشي» اختراع او را با تردستیاز او میربايد و در اكتبر 1608 امتياز آن را به نام خود ثبت مینمايد. گاليله هم در اين موقع موفق به ساختن دوربين مشابهیگرديد ولیاين دستگاه قدرت زيادینداشت اما مطلب مهم اين بود كه اصل اختراع كشف شده بود و ساختن دوربين قویتر فقط كار فنیبود. اين دوربين به رئيس حكومت ونيز تقديم شد و در كنار ناقوس «سن مارك» گذاشته شد. سناتورها و تجار ثروتمند در پشت دوربين قرار گرفتند و همگیدچار حيرت و تعجب شدند چون آنها خروج مؤمنين را ازكليسایمجاور و كشتيهايیرا كه در دورترين نقاط افق در حركت بودند مشاهده نمودند ولیگاليله فوراً دوربين را به طرف آسمان متوجه ساخت مشاهده مناظریكه تا آن زمان هيچ چشمیقادر به تماشایآن نبود شور و شعفیفراوان در گاليله به وجود آورد. گاليله مشاهده نمود كه ماه برخلاف گفته ارسطو كه آن را كره ایصاف و صيقلیمیدانست پوشيده از كوه ها و دره هايیاست كه نور خورشيد برجستگیهایآنها را مشخص تر میسازد به علاوه ملاحظه نمود كه چهار قمر كوچك به دور سياره مشتریدر حركت هستند و بالاخره لكه هایخورشيد را به چشم ديد. دانشمند بزرگ در سال 1610 تمام اين نتايج را در جزوه ایبه نام قاصد آسمان انتشار داد كه موجب تحسين و تمجيد بسيار گشت ولیانتشار كتاب قاصد آسمان فقط تحسين و تمجيد همراه نداشت بلكه جمعیاز مردم بر او اعتراض كردند و از او میپرسيدند كه چرا تعداد سيارات را هفت نمیداند و حال آنكه تعداد فلزات هفت است و شمعدان معبد هفت شاخه دارد و در كله آدمیهفت سوراخ موجود است، گاليله در جواب تمام اين سؤالات فقط گفت با چشم خود در دوربين نگاه كنيد تا از شما رفع اشتباه شود.
مشاهدات و پژوهشهایگاليله او را به اين وادیرهنمون شدند كه فرضيه هایعلمیرا كه براساس آنها زمين در مركزيت عالم قرار داشت و خورشيد و ستارگان به دور آن میگشتند مردود میشمرد. نزديك به نيم قرن پيش از آن كوپرنيك اثر بزرگ خود را -كه طیآن ثابت كرد خورشيد در مركز دستگاه ستاره ایما نيست و زمين و سياره ها به دور آن میگردند- در معرض اذهان عموم قرار داده بود. اين فرضيه كوپرنيك مورد لعن و نفرين كليسا قرار گرفته بود و زمانیكه گاليله آشكارا اعلام داشت كه اين فرضيه صحت دارد و او با آن موافق است، نظريه كوپرنيك به دست فراموشیسپرده شده بود اعلاميه گاليله اعتراضات شديدیرا برانگيخت. روحانيون عالیمقام كليسایكاتوليك دوباره خشمگينانه فرضيه كوپرنيك را به شدت محكوم كرده و آن را مطرود شمردند. گاليله با شخصيتهایبزرگیمانند كاردينال «بلاربن» و كاردينال «باربريني» سابقه دوستیداشت كه از او حمايت میكردند ولیاين شخصيتهایبزرگ نتوانستند مانع آن شوند كه واتيكان در سال 1616 اصول و عقايد كوپرنيك را محكوم كند.
گاليله نمیتوانست مخالفين خود را به وسيله تجربه و مشاهده محكوم كند زيرا هيچگونه استدلال غيرمذهبیبرایايشان كافینبود و روحانيون برایهر چيز غير از كتاب مقدس را مطابق ميل خود تغيير دهد. چون اين كار ممكن نبود طبعاً میبايست گاليله محكوم شود و حتیاگر خود پاپ هم از صميم قلب معتقد به عقايد كوپرنيك بود محاكمه گاليله و محكوميت او اجتناب ناپذير بود. در سال 1632 كه دوست او كاردينال «باربريني» به نام اوربن هفتم پاپ شده بود از موقعيت استفاده كرد و ضربت بزرگیرا وارد نمود. ویكتابیبه زبان ايتاليايیمنتشر كرد كه در آن سه نفر مشغول گفتگو هستند يكیاز آنها از بطلميوس و دو نفر ديگر از كوپرنيك دفاع میكنند. با انتشار اين كتاب خشم و غضب روحانيون چند صد برابر گشت و بدتر از همه اينكه برایپاپ اين سوء تفاهم ايجاد شد كه شخص ابله و احمقیكه در مكالمات از بطلميوس دفاع میكند خود اوست. گاليله را به رم احضار كردند و او را در منزل يكیاز اعضایعالیرتبه ديوان تفتيش عقايد جایدادند. در همين اوقات دختر پدر مقدس مشغول تهيه ادعا نامه او بود و در روز 20 ماه ژوئن 1633 محكوم را به آنجا احضار كردند و در 22 ژوئن وادارش نمودند كه توبه نامه زير را امضاء كند.
من گاليله در هفتادمين سال زندگیدر مقابل شما به زانو درآمده ام و در حاليكه كتاب مقدس را پيش چشم دارم و با دستهایخود لمس میكنم توبه میكنم و ادعایخالیاز حقيقت حركت زمين را انكار میكنم و آن را منفور و مطرود مینمايم.
گاليله بعد از محاكمه در منزل دوستش پيكولومينیاسقف شهر سين محبوس شد ولیبعد از مدتیبه او اجازه داده شد تا در خانه ييلاقیخود واقع در آرستریاقامت كند.
گاليله تا دم مرگ بر اعتقاد خويش پا برجا ماند. او به طور پنهانیبه آزمايشهایتجربیخود ادامه داد و پيش از آنكه در سال 1642 در آرستریدر حومه فلورانس دار فانیرا وداع گويد دو كتاب ارزشمند ديگر را نيز به رشته تحرير در آورد. آثار او نخست در سال 1835 از سویكليسایكاتوليك از ليست سياه، (ليست كتابهایممنوعه) خارج شد و اجازه انتشار يافت. امروزه ما به گاليله به عنوان يك پژوهشگر سخت كوش كه بشريت بسيار به او مديون است احترام میگذاريم. او به جهان نشان داد كه يك دانشمند بايد اين آزادیرا داشته باشد كه نظريه هايیرا كه اشتباه هستند نقد كند و نظريه هایجديدیرا بنيان گذارد. او همچنين نشان داد كه يك دانشمند نبايد خود را گرفتار دستورها و يا روايات دينیتحريف شده كند.