زندگینامه دیویدبوهر
چهارشنبه 25 خرداد 1390 10:27 AM
زندگینامه دیویدبوهر
نيلز هنريك ديويد بوهر در سال 1885 و در كپنهاك دانمارك به دنيا آمد. پدر او كريستيان بوهر استاد فيزيولوژیدانشگاه
كپنهاك و مادرش اِلن آلدر بوهر دختر يك خانواده يهودیدانماركیسرشناس در مراكز بانكیو پارلمانیبود. خانواده بوهر كليسا رو نبودند ولیزن خانواده برخلاف يهودیبودنش توافق كرده بود كه بچه ها مسيحیبار آورده شوند. بوهر در سال 1903 در رشته فيزيك دانشگاه كپنهاك نام نويسیكرد. در دانشگاه نيلز با انجام آزمايشهايیدرباره نيرویكشش سطحیآب و اندازه گيریآن نيرو خود را ممتاز كرد و توانست به پاس انجام آن كار مدال طلایآكادمیعلوم و ادبيات دانمارك را به دست آورد.

نيلز هنريك ديويد بوهر در سال 1885 و در كپنهاك دانمارك به دنيا آمد. پدر او كريستيان بوهر استاد فيزيولوژیدانشگاه كپنهاك و مادرش اِلن آلدر بوهر دختر يك خانواده يهودیدانماركیسرشناس در مراكز بانكیو پارلمانیبود. خانواده بوهر كليسا رو نبودند ولیزن خانواده برخلاف يهودیبودنش توافق كرده بود كه بچه ها مسيحیبار آورده شوند. بوهر در سال 1903 در رشته فيزيك دانشگاه كپنهاك نام نويسیكرد. در دانشگاه نيلز با انجام آزمايشهايیدرباره نيرویكشش سطحیآب و اندازه گيریآن نيرو خود را ممتاز كرد و توانست به پاس انجام آن كار مدال طلایآكادمیعلوم و ادبيات دانمارك را به دست آورد. ویدر سال 1911 با نوشتن تزیدرباره نظريه الكترونیفلزات- كه تأكيد آن بر نارسايیهایفيزيك كلاسيك درتوضيح رفتار ماده در سطح اتمیبود- درجه دكترایخود را دريافت كرد. نوشتن آن تز آغاز تمركز انديشه ویبر رویموضوع تحقيق بقيه دوره زندگیخود بود. بوهر در انگلستان پس از همكاریمختصریبا ج.ج. تامسون در كمبريج رهسپار آزمايشگاه رادرفورد در منچستر شد. داشتن رابطه با رادرفورد سرمشق حيات علمیبعدیاو شد. آن دو از همان نخستين ملاقات با يكديگر دوست شدند و تا پايان عمر دوستانینزديك باقیماندند. در واقع رادرفورد بود كه بوهر را به بالاترين تراز پژوهش در زمينه فيزيك آورد. بوهر كه در درك اهميت نظریشگرف و ارزش انكشافیالگویهسته ایاتم كه در سال 1910 توسط رادرفورد عرضه شده بود- ذهنیتند و تيز داشت از آن استفاده كرد تا نكات ريز را روشن سازد:
1- خواص شيميايیيك اتم از جمله جایآن در جدول تناوبیبستگیبه آرايش الكترونهایآن دارد.
2- خواص راديواكتيو (پرتو زا) با هسته مرتبط است.
3- ايزوتوپها متناظرند با اتمهايیكه دارایالكترونهایيكسان اما هسته هایجرمیمتفاوتند.
4- فروپاشیپرتو زا بار هسته و در نتيجه تعداد الكترونها و هويت شيميايیاتم را تغيير میدهد.
بوهر سپس به نحوه تعيين ماهيت دقيق رابطه ميان عدد اتمیيك عنصر كه فشرده و خلاصه ایاز رفتار شيميايیآن به شمار میرود و تعداد الكترونهایموجود در اتم پیبرد. بوهر در سال 1912 به دانمارك بازگشت و به سمت دانشياریفيزيك دانشگاه كپنهاك منصوب شد. او پس از شكل گيریحرفه آينده اش در كپنهاك با مارگارت نورلند ازدواج كرد. ازدواج آن دو پيوندیمحكم و پر از خوشبختیاز آب در آمد و برایبوهر منبع مادام العمر وفاق و قوت شد. زن و شوهر شش فرزند پسر پيدا كردند كه چهارتن از آنها به سن بلوغ و بالاتر از آن رسيدند. بوهر در پیاستقرار در كپنهاك به انديشه درباره جنبه هاینظریمدل اتم هسته دار رادرفورد ادامه داد. اين مدل مانند منظومه شمسیبسيار كوچك با هسته ایدر ميان به مثابه خورشيد و الكترونهايیدر حال گردش به گرد آن به مثابه سيارات بود. فيزيكدانان آن را در در كل پذيرفته بودند اما در آن اشكال بزرگیهم كه امروزه آن را يك ناهنجاریمیخوانند میديدند. به موجب نظريه الكترومغناطيس ذره باردار و چرخانیمانند الكتروند بايد در هر دور گردش مقداریانرژیبه صورت تابش پخش و در نتيجه بخشیاز انرژیخود را از دست بدهد. طبق تئوریدر چنين حالتیدايره مسير بايد مارپيچ وار تنگ و تنگ تر شده الكترون سرانجام به درون هسته سقوط ميكند اما اين وضع پيش نيامده و الكترونها به داخل هسته فرو نمیريزند و اتم به مدت نامحدود پايدار باقیمیماند. ناهنجاریبدين سان در اين مغايرت رفتار الكترون با پيش بينینظريه الكترومغناطيس بود.
بوهر برایيافتن توضيح مسأله شيوه تازه ایبه كار برد و گفت: تئوریبیتئوري. الكترون تا زمانیكه به چرخش ادامه میدهد هيچ تابشیاز خود به بيرون نمیفرستد. او اين را در حالیمیگفت كه نظريه و شواهد آزمايشگاهي، هر دو، نشان میدادند كه وقتیهيدروژن حرارت ببيند از خود نور تابش ميكند و عقيده اين بود كه آن نور از الكترون اتم هم تابش میشود. بوهر در سال 1913 با آن روش به تجسم ساختاریبرایاتم دست يافت. بوهر در توضيح چگونگیرفتار الكترون از وجود رابطه جديدیبين ماده و ور سخن به ميان آورد و گفت كه الكترون در رفتن از مداریبه مدار ديگر انرژي، بصورت بسته يا پيمانه هايیاز انرژیتشعشعیجذب يا تابش میكند (چيزیكه امروزه فوتون يا كوآنتوم نور ناميده میشود). هرچه طول موج تابيده كمتر باشد انرژیفوتون آن بيشتر است.
هيدروژن سه خط طيفیروشن به رنگهایقرمز، سبز متمايل به آبیو آبیدارد. بوهر تشريح كرد كه اين خطوط رنگیواضح طيف همان تابشهایاتم هيدروژن هستند. نور قرمز هنگامیتابش میشود كه الكترون از مدار سوم به مدار دوم بجهد و نور سبز متمايل به آبیمربوط به جهش الكترون از مدار چهارم به دوم است. در آغاز بسياریاز فيزيكدانان مسن تر از جمله ج.ج تامسون درباره درستینظريه بوهر ترديد كردند اما رادرفورد از حاميان آن شد بطوريكه نظريه جديد سرانجام پذيرفته شد. بوهر در سال 1913 سه مقاله درباره ساختار اتم منتشر كرد كه يكیاز آنها مقاله «درباره ساختمان اتم و مولكول» بود. او سالهای1914 تا 1916 را در منچستر گذرانيد و يكبار ديگر در آنجا تحت حمايت رادرفورد به كار پراخت. پس از آن در سال 1916 تصدیكرسیاستادیفيزيك دانشگاه كپنهاك به او پيشنهاد شد. ویبه قصد قبول آن به دانمارك بازگشت و تا پايان عمر مدير آن مؤسسه باقیماند.
فرهنگستان علوم سوئد در نوامبر سال 1922 جايزه فيزيك نوبل را به نيلز بوهر اعطاء كرد. او ششمين دانماركیو نخستين فيزيكدان دانماركیبود كه به دريافت آن نشان افتخار نائل میآمد. بوهر در دهه 1930 ضمن ادامه كار روینظريه كوانتومي، سهمینيز در پيشبرد زمينه جديد فيزيك هسته ایادا كرد. برداشت او از هسته اتم كه ویآن را به قطره ایمايع تشبيه كرد، قدم مهمیدر راه درك پديده هایهسته ایبسيار شد. مدل او به ويژه در درك نحوه شكافت هسته اتم كه در سال 1939 مشاهده شد نقشیكليدیداشت. پس از جنگ جهانیدوم، بوهر كه بيشتر و به عبث كوشيده بود تا رهبران كشورهایمتفق را به پذيرش نظرات خود در مورد پيشگامیبين المللیبه منظور محدود ساختن خطرات جنگ هسته ایبرانگيزد. در ماه ژوئن 1950 نامه سرگشاده ایخطاب به سازمان ملل متحد انتشار داد و درخواست خويش مبنیبر ايجاد يك «دنيایآزاد» را به عنوان پيش شرط صلح تكرار كرد. از جمله فعاليتهایعلمیبعدیاو نقش رهبرانه ایبود كه در سال 1955 در سازمان دادن به مؤسسه ایدانماركیبرایاستفاده سازنده از كار مايه هسته ایايفا كرد. بوهر در سالهایپايانیعمر خود در عرصه دانش فيزيك بيشتر يك تماشاگر بود تا يك ايفا كننده نقش و با اين حال هنوز در ايجاد يك جو اخلاقیقویدر جامعه اعمال نفوذ مهمیمیكرد. او در دوره اشتغال به حرفه خود به دو نسل فيزيكدان اثر گذاشت، به روش برخورد آنها با مسائل علمیشكل داد و براینشان دادن راه درست زيستن به انسان دانش پژوه الگويیاز شخص خود ارائه داد. بوهر در 18 نوامبر سال 1962 در سن هفتاد و هفت سالگیدر كپنهاك درگذشت. ویشخصيت علمیبسيار محبوبیبود كه پس از مرگش جهان متمدن يكسر در سوگ فرو رفت. بوهر در سرتاسر زندگیحرفه ایممتاز خود شخصيتیروحاً انسان دوست و عميقاً بين المللی بود.