0

مجله هنر / نقاشی

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله هنر / نقاشی
پنج شنبه 19 خرداد 1390  1:00 PM

 

منریســم
اواخر قرن ۱۶ – یكسری تحولاتی صورت می‌گیرد . این تحولات را فلاسفه با استهزاء و مسخرگی نام منریسم را بر آن گذاشتند . اولین بار كه منریسم اعاده حیثیت شد قرن ۱۸ بود و با نگاه دیگری به آن نگاه شد . در حقیقت منریسم آن جنبه‌های استهزاء را داشت و هم نداشت . در اواخر قرن ۱۶ هنرمندان جوان فضایی برای جولان خود نمی‌دیدند . برای این كه این عصر - عصر نابغه پروری بود ( عصر تیسین -‌‌ رافائل ) جنبه غالبی كه وجود داشت الگوهایی بود كه این هنرمندان نابغه به جا‌گذاشته بودند و دید عمومی گرایش به این الگوهها داشت . اما هنرمندان جوان كه می‌خواستند بودن خود را ثابت كنند با این الگوها جایی برای خلاقیت خود نمی‌دیدند .سپس بعضی هنرمندان پیشروتر مثل فیورنتینو Fioretinor و پونترمو Pontermo آمدند و شیوه‌های شخصی و برداشت شخصی خود رادرموضوعات رایج ( مذهبی ) با نگاهی عاطفی و ذهنی مورد توجه قرار دادند . این هنرمندان تفسیری خاص خود را از جهان و طبیعت ارائه دادند و به عبارت دیگر از طبیعت اخذ كردند . اما آنچه آفریدند همانند طبیعت نبود . به این ترتیب خودشان را از قید و بند الگوهای عصر رنسانس رها كردند .
این هنرمندان در فلورانس و رم بیشتر فعالیت می كردند و شروع منولیسم با این دو هنرمند است . فیورنتینو ( ۱۴۹۴-۱۵۴۰ ) پونترمو در ( ۱۴۹۴-۱۵۵۷ ) یكی از دلایل برای اطلاق این نام برای این دوره هنر این بود كه تعدادی از هنرمندان فعالیت می‌كردند كه كارشان كپی آثار بزرگان بود .
در قرن ۱۸ بود كه مكتب واقعی منریسم رو شد و به عنوان یك مكتب مستقل از منریسم نام برده شد، كه در قبل از قرن ۱۸ از منریسم به عنوان یك انحطاط نام برده می‌شد .
به این ترتیب هنرمندان پیشرو این شیوه قوانین ، الگوها ، دقت در كالبد شناسی ، فضا سازی و احوال استادان پیشین خود را زیر سوال بردند . یكی دیگر از هنرمندان این شیوه شخصی است بنام پارمیجیانو Parmigianino – ( ۱۵۰۳-‌ ۱۵۴۰ ) پار‌میجیانو تفاوت اساسی كه دارد این است كه عواطف شخصی خود را در نظر نمی‌گیرد و كمتر درون‌نگری دارد . اما همچنان با طبیعت گرایی عصر رنسانس مخالفت می‌كند . تابلوی معروف و مشهور این هنرمند ( مریم گردن بلند ) است .
بعد از پارمیجیانو هنرمندی بنام ( تینترتو ) اهل ونیز است . Tintoreto ( ۱۵۱۸-۱۵۹۴ )
كاری كه این هنرمند می‌كند این است ؛ هنر استادان قبلی را در هم می آمیزد . كمپوزیسیونهای ( تیسین ) را تغییر می‌دهد و حركت ایجاد می كند . این هنرمند عناصر هنری پشینیان یعنی میكل آنژ‌وتیسین را به هم آمیخت و با استفاده از سایه روشن و خطوط مورب به عناصر تابلو شدت بخشید . در مقایسه با تیسین كارهایش پرحركت است و در مقایسه با میكل آنژ كارهایش رنگ‌آمیز‌تر است . این هنرمند موضوعات مذهبی را با دیدی انسان گرایانه مطرح می‌كند . به عبارتی او طبیعی و فوق طبیعی را به مرز مشترك می‌رساند و تعادلی بین برداشت فوق طبیعی مذهبی و امانیسم ( انسان گرایی ) برقرار كرد .
یكی دیگر از هنرمندان این دوره ( ورنزه ) Veronese است ، این هنرمند بین ( ۱۵۲۸-‌۱۵۸۸ ) فعالیت كرده است . خصوصیت این هنرمند برخلاف تینترتو موضوعات اساطیری را با برداشت زنده وشاد مورد بررسی قرار می‌دهد . انتقال شادی و شعف هدف ورنزه است . یكی از برجسته ترین هنرمندان منریسم كه در خارج از ایتالیا پرورش پیدا می‌كند ال گره گو است كه در یونان متولد شده است . ( دركرت ) جزایر یونان در سال ( ۱۵۴۱ ) در واقع آخرین و برجسته ترین هنرمند منریسم است . در محیطی كه ال گره كو رشد می‌كند محیطی است كه ریشه‌هایش بیزانسی است .
ال گره كو در یكی از دیرها تحت تعلیم راهبه ها نقاشی بیزانسی را یاد می‌گیرد و خصوصیات بیزانسی را در كودكی یاد می‌گیرد . در جوانی به ایتالیا می‌آید و شاگرد تینترتومی‌شود و با انسانگرایی رنسانس روبرو می‌شود . بعد از ونیز به رم می‌رود و مجذوب جنبه های عاطفی ( فیورنتینو و پونترمو ) می‌شود .
ال گره كو، یك روح شرقی دارد . (بیزانس ریشه در شرق و سایه بر غرب داشته است . )
بعد از سالها مطالعه به اسپانیا می‌رود و نقاش دربار اسپانیا می‌شود . هنرال گره كو آمیزه‌ای است از فضاها ، نمادها و رنگ‌آمیزیهای بیزانس و انسان‌گرایی هنر رنسانس ایتالیا ، انسان‌گرایی را با نماد آفرینی بیزانس تلفیق می‌كند . در زمانی كه در اسپانیا فعالیت می‌كند كارش متفاوت با آن زمان و به عنوان هنرمند نوگرا شناخته می‌شود .
یكی از هنرمندان این دوره كه با هیچ یك از هنرمندان این دوره همساز نیست و به علت عدم پیروی از اصول كلاسیك جزء منریست ها به حساب می‌آید پیتر‌بروگل ارشد (‌پدر ) است .
باریك بینی ، ظرافت ، پیچ و تابها و تلاطم كه در منریست است در كارهایش نمی‌بینیم و چیزی كه دیده می‌شود عدم پیروی از اصول كلاسیك است و در قالب و محتوا نیز كارش با كار منریستها تفاوت اساسی دارد . پیتر بروگل ارشد هنرمند فلاندری است و هنرمند خاصی است و در دوره‌ای زندگی می‌كند كه دوره اصلاح دینی است -‌ دوره تحت تعقیب قرار گرفتن به دلیل عقاید .
این شخص فرار ، قحطی ، بدبختی ، تحت تعقیب بودن را در كنار هم می‌بیند و با دید طنز آلود و غمناك موضوعات را می‌بیند و علی‌رغم تمام مسائل بدی و بدبختی و دید طنز آمیزش، به طبیعت توجه نشان می‌دهد و با دید ظریف و دقیق به طبیعت نگاه می‌‌كند . به روابط اشیا ء با تیز بینی توجه دارد . فاجعه و درد را در كنار طبیعت و زیبایی نشان می‌دهد( تراژدی با كمدی ) در كارهایش به یك فرد خاص توجه ندارد . به آدمها از یك دید كلی توجه می‌كند . آدمهای فقیر و بدبخت ، به انسانها از دریچه مصنوعی نگاه می‌‌كند و بالاخره منریسم با این افراد تمام می شود.
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها