0

مسابقه خرمشهر

 
behroozraha
behroozraha
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 3
محل سکونت : tehran

پاسخ به:مسابقه خرمشهر
سه شنبه 4 خرداد 1389  8:52 AM

خرمشهر اي شهر خون، اي سرزمين دليرمردان، اي يادواره نيكان و جان بركفان، با قلبي پر اميد و با عزمي راسخ، به سويت مي آيم. اي خرم زمين، خونين شهر، اي زادگاه برومندان، اي جايگاه فداكاران، به سويت مي آيم. آنگاه كه خاك مقدست از خون جوانان رنگین مي شود، آنگاه كه رودهاي خروشانت از خون بسيجيان مملو مي شود، به سويت مي آيم، آنگاه كه تمام حق مقابل تمام باطل می ایستد، به سويت مي آيم. آنگاه که بوی کربلای حسین به مشام می رسد، به سویت مي آيم. من نخواهم گذاشت، تو در اسارت بماني، من نخواهم گذاشت،كه نام پاك تو از تاريخ ايران محو شود. آه كه من مسلمانم، مسلماني آزاده، پيرو قرآن محمد، من مسلمانم، عاشق امام، پیرو رهبر، من مسلمانم، جانفدای ولایت. و تو سرزمين من، سرزمين مسلمانان، سرزمين آزادگان، سرزمين شيعيان، سرزمين عاشقان، عاشقان حسين، عاشقان مهدي، عاشقان علي، عاشقان زهرا، عاشقان نبوت، عاشقان ولایت. خرمشهر، اي شهر خونين، هرگز ترا تنها نخواهم گذاشت. خونین شهر ای سرزمین عشق، ای آرمیده بر ساحل خلیج نیلگون همیشه فارس، با رزمندگان دلاور و بسيجيان جان بركف، به سويت مي آيم. آنگاه كه عشق يوسف زهرا، در دل می نشيند، آنگان که فرمان رهبری را به گوش جان می شنوم، به سویت می آیم. مگر مي شود تو در اشغال و من خاموش، مگر مي شود تو در اسارت شیطان بزرگ و من بي خروش. هرگز، هرگز، هرگز، خرمشهر اي شهر خون، به خواست خدای بزرگ، آزادت مي كنم، آزادت مي كنم. اردیبهشت 89 _ بهروز قاسمي (رها)
در امتداد نگاهم به خانه مي آيي
ز انتهاي افق عاشقانه مي آيي
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها