0

حکایات

 
rassool
rassool
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1387 
تعداد پست ها : 471
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حکایات
دوشنبه 1 تیر 1388  8:56 AM

ـ دانشمندي به ديدار زاهدي رفت و از يکي از آشنايان وي سخني زشت نقل کرد ، زاهد گفت :دير به ديدارم آمده اي و به سه گناه نيز دست زده اي ، يکي آنکه به برادرم خشمناکم کردي ، دوم آنکه دل آسوده ي مرا مشغول داشته اي و سوم آنکه خود را در معرض تهمت سخن چيني نهاده اي .
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها