0

حکایات

 
rassool
rassool
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1387 
تعداد پست ها : 471
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حکایات
دوشنبه 1 تیر 1388  8:51 AM

ـ زاهدي گفت :روزي به گورستان رفتم و بهلول را در آنجا ديدم ، پرسيدمش اينجا چه مي کني ؟ گفت : با مردماني همنشيني همي کنم که آزارم نمي دهند .اگر از عقبي غافل شوم ياد آوريم مي کنند ، و اگر غايب شوم غيبتم نمي کنند .
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها