لطیفه های ریزه میزه
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 9:31 AM
|
غضنفر دو تا بلوك سيمانی رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته میبرده بالای ساختمون ، صاحب كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داری، چرا اينا رو ميگذاری رو كولت ؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، چرخش پشتم رو اذيت می كرد ! |
|
|
|
حكومت نظامی بود ، سروانه به غضنفر می گه كه تو اينجا كشيك بده ، از هفت شب به بعد هر كسی رو تو خيابون ديدی در جا بزنش . حرفش كه تموم می شه ، تا مياد بره سوار ماشينش بشه ، می بينه صدای گلوله اومد . برميگرده می بينه غضنفر زده يك بدبختی رو كشته ! داد می زنه : احمق ! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره ! غضنفر می گه : قربان اين يه آدرسی پرسيد كه ، عمراً تا ساعت نه شب هم پيداش نمی كرد ! |
|
|
|
آقاهه گوشش سرخ شده بوده ازش ميپرسن : چی شده ؟ ميگه : چش خورده. ميگن : چي ؟ ميگه : چش خورده , چ .ش بابا چش شلوار رو ميگم !!!!!!!!! |
|
|
|
یه نفر دزدی كرده بوده پليس هم دنبالش بعد به سرعت خودشو ميندازه توی جوب. پليسه ميگه : چي كار ميكنی؟ ميگه : به شما ربطی نداره اینجا مربوط به نيروی درياييه. |
|
|
|
یارو به زنش میگه: عزیزم دكمه پيراهنم افتاده. زنش میگه: خب میتونی کتت رو روی پیرهنت بپوشی! یارو میگه: آخه دو تا از دکمه های کتم هم افتاده. زنش میگه: اوا خاک عالم، مگه میخوای بدون پالتو از خونه بری بیرون !؟ |
مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه