پاسخ به:اخبار گوناگون امروز
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 1:57 PM
خبرگزاري فارس: يك انديشكده آمريكايي معتقد است اكنون زمان آن فرا رسيده است كه آمريكا ديپلماسي مستقيم و سازنده با ايران را احيا كند تا به اهداف خود در افغانستان جامه عمل بپوشاند.

به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده "سابان " به قلم "سوزان مالوني " عضو ارشد بخش ساسيت خارجي حوزه سياست خاورميانه آورده است: مرگ اسامه بن لادن، روند تغيير يك كشور درطول يك دهه را به خوبي نشان مي دهد، حتي اگر آن كشور، جمهوري اسلامي ايران باشد كه كشوري بدون تغيير بنظر مي رسد. 10سال پيش و طي پيامدهاي حملات 11سپتامبر، دولت و مردم ايران احساس همدردي شديد خود را با مردم آمريكا اعلام كردند.
پس از مرگ بن لادن بنظر مي رسيد كه پايان كدورت هاي تلخ ميان دوكشور و بازگشت ايران به مجامع بين المللي، براي اولين بار و براي يك دوره ي زماني كوتاه، چشم اندازي قابل تصور باشد. در واقع، همانگونه كه پيش بيني مي شد، روحيه ي آشتي و دوستي كه بعد از حملات تروريستي بين تهران و واشنگتن بوجود آمده بود، زودگذر و ناپايدار بود. همكاري هاي متوقف و عدم اعتماد تشديد شد و سياست داخلي ايران به دوران سوء ظن شديد و سركوب افراد بازگشت. تقريبا 10سال بعد، واكنش تهران به خبر كشته شدن بن لادن توسط نيروهاي ارتش آمريكا، به گونه اي بود كه بيشتر به بدگماني و بدبيني شبيه بود تا ابراز همدردي. وزير خارجه ايران با لحني سرد و غيردوستانه اظهار داشت كه با مرگ بن لادن، ديگر نيازي به حضور آمريكا در خاور ميانه نخواهد بود. او همچنين از اين خبر استفاده كرد تا واشينگتن را براي جمع آوري تمامي نيروهاي نظامي خود از منطقه، مخاطب قرار دهد.
عده اي ديگر از مقامات ايراني و رسانه ها در راستاي سخنراني هاي محمود احمدي نژاد رئيس جمهور اين كشور، تفكراتي را ترويج دادند. رئيس جمهوري كه به "دروغ بزرگ " خواندن حوادث 11سپتامبر و متهم كردن دولت آمريكا به مشاركت و همدستي در اين حوادث پرداخته است. مرگ بن لادن، به جاي ايجاد فرصت هاي جديد براي همكاري هاي دوجانبه در زمينه منافع مشترك، تنها آثار به جاي مانده از خصومت دوجانبه و تداوم آن در ايجاد فاصله بين واشنگتن و تهران را نمايان مي سازد.
دولت بوش بيش از اندازه به انتقال اجتناب ناپذير قدرت در جمهوري اسلامي اطمينان داشت، درحاليكه رهبران ايران بيش از اندازه گرفتار مبارزات انتخاباتي خود بودند و به چندين بخش تقسيم شده بودند؛ به همين دليل در برخورد خود با شيطان بزرگ، اجازه هيچگونه تغيير و تحولي در روابط في ما بين نمي دادند.
عليرغم ناكامي هاي گذشته تهران، مرگ بن لادن مي تواند فرصتي براي تجديد نظر در خصوص مذاكرات مستقيم در خصوص افغانستان و امكان احياي مجدد آن براي هردو كشور باشد. واشنگتن در اين حوزه و به دليل واهمه از عرضه ي تلاش هاي ديپلماتيك خود به بهايي ناچيز و ممانعت از انگيزه ها و تلاش هاي هسته اي ايران، تا اين لحظه مردد بوده است. اين طرز تفكر، باريك بيني و كوته فكري است. موفقيتي كه واشنگتن مدت هاست در مبارزه عليه القاعده بدنبال آن است، تنها با موضع دولت و طرز برخورد آن با كشوري سرسخت و ناسازگار به نام ايران تقويت مي شود. اكنون براي توجه و بهره برداري از استعدادها و غريضه هاي پرورش يافته ايران زمان ايده آلي است تا به نتايج بهتر و پايدارتري در افغانستان دست يابيم و چشم انداز هرگونه ديپلماسي مستقيم و سازنده بين آمريكا و ايران را احيا كنيم.
انتهاي پيام./پ