پاسخ به:اخبار گوناگون امروز
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 10:04 AM
خبرگزاري فارس: نمايشگاه بيست و چهارم هم مانند هر نمايشگاه و فروشگاه ديگري براي ناشران بدون حاشيه نبوده و در دورههاي بعد هم نخواهد بود. يكي از حاشيههاي گرم (!) اين دوره «سرقت كتاب» است.

نمايشگاه بيست و چهارم هم مانند هر نمايشگاه و فروشگاه ديگري براي ناشران بدون حاشيه نبوده و در دورههاي بعد هم نخواهد بود. يكي از حاشيههاي گرم (!) اين دوره «سرقت كتاب» است. اين نوع از سرقت را اگرچه برخي سرقت نميدانند؛ و براي آن شرط هايي ميگذارند كه اگر سرقت براي مطالعه و دانشافزايي باشد اشكالي ندارد و مباحث مشابه؛ اما اصل قضيه تعدي به «مال غير» است و حكم سرقت دارد، حال اينكه صاحب مال حلال كند و «گذشت» يا نكند، محل بحث است.
براي بررسي بيشتر اين اتفاق سارقان كتاب را به دو دسته تقسيم ميكنيم؛ گروه نخست؛ سارقاني هستند كه كتاب را براي فروش سرقت ميكنند؛ اين دسته از سارقان كه البته بخش اندكي از سارقان را تشكيل ميدهند، بيشتر به دنبال سود مادي اين كار بوده و به صورت كار فصلي (!) به آن مينگرند، به اين معنا كه فقط در دورههاي (بازهي زماني) خاصي نمايشگاه برگزار شده و آنها ميتوانند كتاب سرقت كنند؛ پس اين كار نميتواند براي آنها هميشگي باشد؛ آنها اغلب سراغ سرقت همه نوع كالاي فرهنگي ميروند و دليل سرقت در اين بخش را راحتي گريز از قانون ميدانند و اينكه در اغلب مواقع رضايت شاكي خصوصي باعث ميشود به راحتي از دست قانون بگريزند.
اما؛ گروه دوم سارقان كتاب، كساني هستند كه از كتاب براي دانشافزايي استفاده ميكنند؛ اما يا پول خريد آن را ندارند و يا اعتقادي ندارند كه بايد براي خريد كتاب پولي پرداخت كرد. اين گروه كه خود به دو بخش تقسيم شدند؛ در اين دوره از نمايشگاه كتاب نيز حضوري چشمگير (!) دارند. حال در اين مجال چون خيال آسيبشناسي و چرايي و چگونگي شكلگيري چنين رفتارهايي در بدنه فرهنگي جامعه را نداريم به سراغ عكسالعمل ناشران ميرويم.
طبيعي است كه ناشران هم از درآمد كتاب؛ چرخه اقتصادي مركز نشرشان را ميگردانند و كتاب براي آنان غير از رويكرد فرهنگي؛ كالايي است كه بايد در عوض گرفتن وجه به خريدار تحويل داده شود، در غير اين صورت آنچه از نشر بازميماند بنگاههاي ورشكسته فرهنگي خواهد بود كه كاركردي ندارد. ناشران اما رويكردهاي مختلف و البته جالب توجهي به سرقت كتاب دارند.
برخي ناشران حاضر در نمايشگاه معتقدند كه اگرچه از سرقت كتابهايشان ناراضي هستند؛ اما ميگويند ما نام «سارق» را بر كساني كه كتابهاي ما را ميبرند اطلاق نميكنيم. ما معتقديم اگر كتاب خوانده شد؛ رسالت ما انجام گرفته و خواننده را حلال ميكنيم؛ اما اگر كتاب براي مصرف ديگري از جمله فروش برده شد از نظر ما حلال نيست. اين دسته از ناشران؛ اصل را بر اين ميگذارند كه كتاب خوانده شود؛ آنها معتقدند اگر كارشان را درست انجام دهند از مسير ديگري مبالغ اين كتابها به آنها خواهد رسيد. اما به هر حال اصل مساله و بحث «سرقت» را به عهده شرع و عرف ميگذارند.
گروه بعدي ناشران گروهي هستند كه ميگويند «سرقت»، «سرقت» است؛ كتاب يا هر كالاي فرهنگي هم با دزدي ضبط ماشين؛ قالپاق، طلا و ... فرقي نميكند. اين گروه از ناشران معتقدند سارق كتاب اگر بخواهد ميتواند از كتابخانههاي عمومي استفاده كند؛ لازم نيست حتماً كتاب را براي هميشه نزد خود داشته باشد؛ آنها ميتوانند در يكي يا چند كتابخانه عضو شده و در اين شرايط بدون استرس و اضطراب از كتاب در محلي مناسب و فرهنگي استفاده كند. به نظر آنها سرقت كتاب هم مانند ساير سرقتها فعلي حرام است و اطلاعاتي كه از اين بابت به خواننده ميرسد در نتيجه در اعمال او تاثيري نخواهد داشت و او به سمت تعالي نخواهد رفت.
البته بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه در بين ناشران به صورت محدود نظرات ديگر هم وجود دارد كه روي هم رفته در ذيل اين دو دسته كلي مورد معرفي قرار گرفتند؛ اما نكته قابل توجه در سرقت كتاب اين است كه مديران فرهنگي بايد تا آنجا كه ممكن است در گسترش كتابخانههاي عمومي؛ تنوع آنها، راحتي دسترسي پيدا كردن به مراكز و كتابخانهها، آسانتر كردن شرايط عضو گيري، برنامهريزي و تشويق حضور در كتابخانهها براي مطالعه و ... تلاش كرده و از وظايف اولويتدار خود بدانند. سرقت كتاب پيامهاي نهفته و آشكاري دارد كه بيشترين انگشت اشاره را به سمت برنامهريزان فرهنگي ميبرد.
انتهاي پيام/و