سرمايه انساني لازمه امروز سينماي کشور
خبرگزاري موج - گروه فرهنگ
صنعت سينماي ايران اين روزها شرايط خوبي دارد. فروش ميلياردي بي سابقه، افزايش ميزان توليدات سينمايي و موفقيت در جشنواره هاي جهاني همه در کارنامه سينماي ايران طي 6ماه گذشته به ثبت رسيده است، اما اين همه براي سينماي کشور لازم است و کافي نيست. سينماي ايران اين روزها با دو مشکل دست به گريبان است و اين دو در دراز مدت بيش از امروز براي اين صنعت مسئله آفرين خواهند بود.
کمبود فيلم نامه خوب و بازيگر حرفه اي خطري است که اين روزها به صورت تلويحي از سوي دست اندرکاران حوزه سينما مطرح مي شود .
کمبود فيلمنامه خوب پاشنه آشيل توليد موفق
قريب به سه دهه از تولد دوباره سينما يا سوق دهي سينما به سمت ارزشي شدن مي گذرد و اگر همچنان تا رسيدن به سينما ارزشي راهي طولاني در پيش است، اما نمي شود از موفقيت هاي بي شماري که سينما در اين مسيربه آن رسيده چشم پوشي کرد. با اين وجود مشکلي که از ابتدا وجود داشته کماکان به قدرت خود باقي است.
کمبود فيلم نامه خوب يا همان روايت قصه مناسب به زبان تصوير ،قصه گويي براي همه مردم با ايجاد جاذبه امري که از نگاه عامه آسان مي نمايد، در حالي که دشواري هاي خاص خودش را دارد.چرايي کمبود فيلم نامه خوب و يافتن پاسخي براي اين موضوع مشکل نيست، جواب واضح است فيلم نامه نويسي برپايه هنرخلاقيت، نوآوري و مطالعه در کنار دانستن دانش نگارش استوار است و اگر چه به لطف کلاس هاي فيلم نامه نويسي بسياري که داير شده فيلم نامه نويس هم زياد شده اما فيلم نامه خوب همچنان کم است؛ چرا که افرادي که تمام فاکتورهاي ذکر شده را داشته باشند اندک است. آنچه يک قصه خوب را مي سازد و در نهايت به فيلم خوب مبدل مي شود قلم نويسنده و زاويه ديدش است و درست به همبن دليل است که قلم هر نويسنده حال و هواي منحصر به فرد خودش را دارد و همين تفاوت در نگارش است که مي شود تفاوت ميان ساخته کيميايي و فرهادي.
اما همه تقصير روايت ناپخته يک داستان را هم نبايد بر گردن فيلم نامه نويس انداخت؛ چراکه بسيارند قصه هايي که با نوع ويژه نگاه کارگردان ترکيب مي شود و کارگرداني که مي تواند مکمل قلم نويسنده باشد با ترسيم بازي نادرست براي بازيگر و يا انتخاب بازيگر نادرست به هر دليل به توليدي مي رسد که اقبالي ندارد و به اين ترتيب نمي تواند گامي در جت بهبود اقتصاد سينما بردارد.
به اين ترتيب به نظر مي رسد به جاي هزينه براي ساخت فيلم هايي که سه ضلع مثلت بازيگر، کارگردان و فيلم نامه آنها کامل نيست بهتر باشد کمي آهسته تر حرکت کرد و سمت تربيت و يا بهتر است بگوئيم کشف و پرورش استعدادها فيلم نامه نويس رفت و پس از آن فيلم نامه هارا براي ساخت به دست نيروهاي کار بلد سپرد.
تجربه نشان داده در طول سال هاي گذشته فيلم نامه خوب در کنار کارگردان مناسب و يا حتي يکي بودن کارگردان و نويسنده نه تنها براي سينماي داخل بلکه در سطح جهاني نيز به نفع سينماي کشور تمام شده است.
حالا با همه آنچه در بالا گفته شد شايد اين روند ديگر دليلي براي سوژه شدن داستان هاي يک خطي باقي نگذارد که اگر قصه مناسب و قصه گوي کارداني باشد ديگر جايي براي قصه هاي يک خطي ايي که پتاسيل تبدي ل شدن به فيلم را ندارد باقي نمي ماند.
نابازيگران ،بازيگران و مسئله دستمزدها
از اولين روزها کاري سال 1390حوزه سينما مجددا روي مسئله دستمزدها زون کرده است و دليل اين بحث اگر چه بيشتر به خاطر يک قرارداد ميلياردي بوده، اما بيش از گذشته بر حرفه اي بودن تاکيد داشته است. به طوري که رسانه هاي فعال درحوزه سينما وبه ويژه برنامه هفت در طول سه برنامه گذشته خود اين موضوع را جديت و با حضور کارشناسان بررسي کرد.
به نظر مي رسد ماحصل اظهار نظرهاي کارشناسان سينما، کارگردانان و منتقدان تنها يه خروجي دارد و آن تاکيد بر لزوم تربيت نيروي انساني ماهري که بر اساس تجربه کاري اش و همچنين موفقيت وي در گيشه مي شود براي وي يک بازه دستمزدي تعريف کرد. اگر چه سايه اساتيدي چون عزت الله انتظامي، جمشيد مشايخي، محمد علي کشاورز و ... برسر سينماي کشور است و نيز ميانسالاني چون ليلا حاتمي و شهاب حسيني و خيلي هاي ديگر در حوزه بازيگري حرفه اي فعاليت مي کنند، اما واقعيت اين است که صنعت سينما به منظور ارتقاي کمي و کيفي توليدات خود به شدت به تربيت نيروي انساني نياز دارد .اما سوال اينجاست که نيروي انساني موردنياز سينما اين تجربه لازم را بايد ازکجا بياورد؟
تجربه نيازمند تحصيل و کسب آن در طول زمان است به اين ترتيب يا بايد سالها براي نابزيگران مستعد وقت و هزينه صرف کرد و يا براي دانشجويا ن مستعد و علاقمند پروسه مناسب تحصيلي تعريف کرد.
و اين همان چيزي است که در چرخه تربيت نيروي انساني خيلي مورد توجه نيست.
به اين ترتيب بازيگر تئاتر اگر چه ايست بازيگري و حس گرفتن را به خوبي مي داند واگر چه تئاتر خود دانشکده تربيت بازيگر است اما بازيگران تئاتري نيز به گفته خودشان در طي زمان بازيگر سينما مي شوند.اين التهاب دستمزدها گذشته از مسئله حرفه اي بودن خود براي سيما معضلي است.
مراقب زير ميزي در سينما باشيم
سه سال پيش و بر سر دستمزد اختلاف نظرهاي بر سر دستمزدهاي سر سام آور برخي زحمت کشان جامعه جراحي بالا گرفت و چون روايت آن ماجرا از حوصله اين گزارش خارج است .نتيجه اين شد که امروز هر جراحي اعم از جراح زيبايي گرفته تا پزشک زنان و زايمان يا جراح مغز اعصاب ابتدا دستمزد واقعي جراحي را بدون دادن هيچگونه رسيد و ياقبض در مطب اش و چند روزمانده به عمل از مريض دريافت مي کند و سپس درروز جراحي حاضر مي شود و در انتها در صورتحساب پرداختي تسوط مريض به بيمارستان هم يک دستمزدها 100يا 200هزار توماني بدون آوردن اسمي از آن دستمزد واقعي ثبت مي شود. حال به نظر مي رسد قرار است اين اتفاق البته نه براي همه بازيگران ولي براي برخي ازآنها که حداقل اقبال گيشه را دارند، بيافتد.
خطر همين جاست که هنرمند بازيگر ابتدا چند صد ميليوني در منزلش از تهيه کننده بگيرد و بعد هم يک قرار داد 100ميليوني با تهيه کننده به امضا برساند به اين ترتيب دستمزدها کاهش نمي يابد يا بهتر ايت بگوئيم جريان يکي است اما ديگر صورت مسئله اي وجود ندارد. به اين ترتيب سينماي ايران اکنون جواني است که دوره کودکي و نوجواني را پشت سر گذاشته و لازم است حلقه گمشده خود که همان نيروي انساني کاربلد را بيابدو سپس ارزش کاري نيروهاي خود را قيمت گذاري کند. اگر بخواهيم مشکلات سينما اعم از کمبود بازيگر خوب ،فيلم نامه مناسب، کارگردان کار بلد همه و همه را در يک جمله خلاصه کنيم بايد بگوييم سينما بايد پروسه تربيت و جذب نيروهاي خود در رشته اي مورد نظر را تغيير دهد.