پاسخ به:اخبار ایران و جهان
یک شنبه 18 اردیبهشت 1390 11:28 PM
خبرگزاري فارس: يك شاعر گفت: اساس و ركن حماسه ديني حضرت علي (ع)، حضرت زينب (ع) وهيهات من الذله است، همچنين شعر حماسي بعد پيروزي انقلاب اسلامي، رابطه عميقي بين اشعار انقلابي و عاشورايي ايجاد كرده كه پيوند آنها ناگسستني است.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبري فارس «توانا»، نشست «شعر حماسي بعد از انقلاب اسلامي» امروز با حضور، محمدرضا آزادهفر، عضو هيأت علمي دانشگاه هنر و محمودرضا اكراميفر، شاعر در سراي اهل قلم بيستوچهارمين نمايشگاه بينالمللي كتاب، برگزار شد.
* اكراميفر: اكثر شعرهاي عاشورايي با يك سوال بزرگ شروع شده است
در ابتداي اين مراسم محمود رضا اكرامي فر، شاعر گفت: به داستان ها و سرگذشت هاي پهلوان رزمي كه غرور و افتخار ملي و ديني ايجاد ميكند حماسه ميگويند كه اين حماسه يك قالب نثر و نظم دارد كه در اين اثر به نظم ميپردازيم.
وي اضافه كرد: در حماسه، بيان، روايت و داستان رذل و قهرماني است و حتماً بايد غالب داستاني يا ادبيات، منظوم داستاني به خود بگيرد تا رباعي و غزل از آن سرود چرا كه بايد در اين اشعار شخصيتپردازي كنيم.
اكراميفر ادامه داد: اگر فردوسي شاهنامه را به صورت داستانهايي بيان كرده و در غالب مثنوي آورده به دليل اين است كه قدرت داستانپردازي و مانور بر روي شخصيت رستم را داشته و به آن پرداخته است.
وي با بيان اينكه داستان حماسي بايد داراي تعليق و جدال باشد، بيان كرد: در شاهنامه به وضوح مشاهده ميشود كه فرد با خودش درگير است و جدال با انسانهاي اطراف خود دارد كه بايد در سرودن شعر انقلاب نيز به همان گونه عمل كرد.
اكراميفر با بيان اينكه جدال و تصويرسازي در شعر حماسي باعث كشش مخاطب ميشود، افزود: در اينجا اين سوال مطرح است كه شعر حماسي چه تأثيراتي ميتواند بر افراد داشته باشد؟ كه بايد گفت، شعر حماسي يك خودگشودي و افشاءگرايي شاعر است و تفكر خود را بر روي شعر بيان ميكند و به نوعي در حيطه فرهنگ، انتقال فرهنگي صورت ميگيرد واين امر به هويت يابي ما كمك خواهد كرد.
وي با بيان اينكه سرودن شعر حماسي باعث هويتيابي و غرور ملي ميشود اما غرور با بار مثبت نه منفي؛ عنوان كرد: مردم در شعر حماسي به يك پيشينه مشترك و نهايتأ وحدت فرهنگي و ملي ميرسند و ارزشهاي سرزميني و ديني براي آنها اهميت پيدا ميكند و در نهايت انرژي مثبت رواني ايجاد ميكند كه باعث ميشود جامعه به سمت اهداف و آرمانهايي كه دارد، حركت كند.
اكراميفر تصريح كرد: قالبهاي شعر حماسي متعدد است اما از همه مشهورتر قالب مثنوي است، به علت اينكه شاعر ميتواند انديشه خود را پيدا كرده و به جولان در آورد و او توانايي داستانسرايي داشته باشد، همچنين شاعران بسياري بعد از انقلاب در قالب مثنوي شعر گفتهاند كه از جمله آنها مي توان به علي معلم و حميد سبزواري اشاره كرد.
وي با بيان اينكه شعر حماسي داراي وزن حماسي كوتاه بوده كه به رجز هم نزديك است، اضافه كرد: در گذشته انسانها براي اينكه حقانيت خود را ثابت كنند بايد امتحاناتي را ميگذراندند همانند حضرت ابراهيم كه به آتش زد و گلستان شد.
اكراميفر با بيان اينكه اكثر شعرهاي عاشورايي با يك سوال بزرگ شروع شده، بيان كرد: اساس و ركن حماسه ديني حضرت علي (ع)، حضرت زينب (ع) وهيهات من الذله است، همچنين شعر حماسي بعد پيروزي انقلاب اسلامي، رابطه عميقي بين اشعار انقلابي و عاشورايي ايجاد كرده كه پيوند آنها ناگسستني است.
وي ادامه داد: شاعران عاشورايي و حماسي در گذشته به توصيف شهادت امام حسين (ع) ميپرداختند اما شاعران امروزي به چرايي شهادت سيدالشهداء توجه داشته و به آن ميپردازند، همچنين براي هيهات من الذله به شهادت رسيدند.
* گونههاي نوين موسيقي حماسي در ايران بعد از دفاع مقدس شكل گرفته است
در ادامه اين نشست محمدرضا آزادهفر، عضو هيأت علمي دانشگاه هنر در خصوص بررسيهاي ژانرهاي سنتي و نوين در آوازهاي حماسي، اظهار داشت: يكي از قديميترين نمونههاي سنتي موسيقيهاي حماسي و انقلابي، مارشها بوده كه اين مارشها داراي ويژگيهايي از جمله تهيج روحيه افراد و گردآوردن آنها به حول يك محور هستند.
وي با بيان اينكه تا اواسط قرن 17 نقش محوري در مارشها با طبلها بوده است، اضافه كرد: ريتمها نقش اساسي در مارشها بازي مي كنند، همچنين سرعت اجرا در مارشها بسته به موارد استفاده آنها دارد يعني آهنگسازان مارشها معمولاً تمپوي دقيقي در ابتداي قطعه خود نمينويسند.
آزادهفر ادامه داد: اغلب مارشها از ساختار نسبتأ ثابتي پيروي ميكنند و اين ساختار تحت عنوان "فرم مارش " شناخته ميشود، همچنين افراد با بهرهگيري از دانش عمومي و تجربه شنيداري خود گوششان با مارشالهاي سنتي آشنا است.
وي افزود: وقتي شخص در معرض شنيدن مارش قرار ميگيرد احساس هيجان ميكند و ضربان دروني او به گونهاي با ضربان مارش تنظيم ميشود، همچنين مارش عامل تحريك احساس ريتميك انسان است و او را از تصور و تخيل باز ميدارد و به حركت فيزيكي وا ميدارد.
آزادهفر با بيان اينكه ساختار مارش بايستي ساده و به دور از تكلف باشد و از كتريوانهاي پيچيده پرهيز كند تا فرآيند ادراك آن سهل شود، عنوان كرد: در گونههاي نوين موسيقي انقلابي و حماسي گونه نوين وجود دارد و در اين گونه جريان تمپورال ضرب به وضوح احساس نميشود و از اين رو كوبنده و رتيميك نيستند كه بتوان با آنها پا كوبيد، همچنين گونههاي نوين موسيقي حماسي در ايران بعد از دفاع مقدس شكل گرفته است.
انتهاي پيام/و