پاسخ به:بانو امین
یک شنبه 18 اردیبهشت 1390 8:55 PM
كلیه شاگردان و پرورش یافتگان محضر با بركتش، به جز جهات علمی و آنچه كه مربوط به علوم قرآنی و دانشهای الهی میشد، در درجه اول، درس معرفت میآموختند. رفتار و سلوك این بانوی مجتهد، مهمترین مطلبی بود كه آنان را جذب خود مینمود.
از دیگر درس آموختگان او گفته است: اولین برخورد من با ایشان مانند یك بیمار بود. در خودم خیلی احساس دردمندی میكردم، و احتیاج به طبیب حاذقی داشتم. بیانات و چهره ایشان برای من دارویی بسیار موثر بود. همان طور كه خودشان بیان میفرمودند، دارویی كه طبیب میدهد تلخ است ولی شفایش شیرین است. البته مسایل، خیلی زیاد است. من برایشان از ناراحتیهایم گفتم و ایشان توجه پیدا كردند كه من احتیاج به كمك دارم. ایشان قدرت تشخیص داشتند و با یك نگاه عمیق متوجه میشدند كه طرف چه میخواهد، بعد به من پیشنهاد كردند كه اگر مایلی، كتاب(حقایق) فیض كاشانی را به تو درس بدهم، چون چندین مرتبه خودم این كتاب را مطالعه كردهام و میدانم كه خیلی برای شما مناسب است. من هم قبول كردم و درس شروع شد.
یك روز خدمت ایشان رسیدم. گفتند برایم حمد بخوان. گفتم: من كه قابل نیستم برای شما حمد بخوانم. فرمودند: بخوان تا قلب من روشن شود. من كنار تختشان نشستم و دستشان را گرفتم و شروع به خواندن هفتاد مرتبه حمد كردم. همین طور كه حمد میخواندم در خود فرو رفته بودم كه من قابلیت ندارم، خودشان منبع عرفان و شناخت و موحد حقیقی هستند. ناگهان نگاهم به بیرون افتاد. درختان را شاهد گرفتم و گفتم: خدایا تو میدانی، در قیامت، تمام این درختان شهادت میدهند كه این شخصیت كه اكنون در این بستر افتاده است در شبانه روز چقدر با خدا مناجات داشته است. بعد از این احساس كردم كه همه درختان حمد میگویند. بدنم شروع كرد به لرزیدن.
آنچه را مشاهده كرده بودم به حاج خانم گفتم. آهی كشیدند، دست روی قلبشان گذاشتند و فرمودند كه حالم خوب شد و احساس آرامش میكنم. سپس «انا انزلناه» را خواندند و از جا برخاستند و فرمودند كه:« قلبت تا اندازهای روشن شده است، مواظب باش آن را كدر نكنی.» ایشان بسیار متواضع و فروتن بودند، و با مهربانی و دلسوزی، دلشان میخواست به همه كمك كنند، كمك فكری، كمك علمی و كمك اخلاقی.
ایشان روی تحصیلات بالا تاكید داشتند. میفرمودند: علم با عمل، علم با تهذیب، علم با تزكیه. اگر علم بدون تزكیه شد، برای انسان غرور و حجاب میآورد، ممكن نیست كه انسان بتواند صعود كند، سقوط، حتمی و صد در صد است. میفرمودند: «نفس را تزكیه كنید كه بعثت انبیا به همین دلیل بوده است.»
نسبت ایشان با سی واسطه به امام علی بن ابی طالب(علیهالسلام) میرسید. وی در بیان مقام و موقعیت خاندان عصمت و طهارت و منزلت و جایگاه آنان تلاش میكرد، به طوری كه عشق و علاقهاش به مقام والای ولایت در كتاب « مخزن اللئالی فی مناقب مولی الموالی حضرت علی(علیهالسلام)»، روشنگر این حقیقت است.
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت