0

یکصد موضوع پانصد داستان

 
porya1370
porya1370
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 61

فرزند جاهل خليفه
سه شنبه 27 اردیبهشت 1390  12:23 PM

(مهدى عباسى ) سومين خليفه عباسى پسرى داشت به نام (ابراهيم ) كه شخصى منحرف بود و به خصوص نسبت به امير مؤ منان عليه السلام كينه و عداوت داشت .
روزى نزد ماءمون هفتمين خليفه عباسى آمد و گفت : در خواب على عليه السلام را ديدم ، كه با هم راه مى رفتيم تا به پلى رسيديم ، او مرا در عبور از آن پل مقدم مى داشت .
من به او گفتم : تو ادعا مى كنى كه امير بر مردم هستى ، ولى ما از تو به مقام امارت سزاوارتر مى باشيم ، او به من پاسخ رسا و كاملى نداد.
ماءمون گفت : آن حضرت به تو چه پاسخى داد؟ گفت : چند بار به من به اين نوع (سلاما سلاما) سلام كرد.
ماءمون گفت : سوگند به خدا حضرت رساترين پاسخ را به تو داده است . ابراهيم گفت : چطور؟ ماءمون گفت : تو را جاهل و نادانى كه قابل پاسخ نيستى معرفى كرد، چرا كه در قرآن در وصف بندگان خاص خود مى فرمايد: (بندگان خاص خداوند رحمان آنها هستند كه با آرامش و بى تكبر بر زمين راه مى روند، هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند، در پاسخ آنها سلام گويند(259) كه نشانه بى اعتنائى تواءم با بزرگوارى است .
بنابراين على عليه السلام تو را آدم جاهل معرفى كرده ، از اين رو كه به پيروى از قرآن با جاهل سبك مغز اين گونه بايد برخورد كرد.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها