فرصتي براي ديده شدن
پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390 12:15 PM

همین كه شاعر باشی و جوان و البته كتاب اولی، كافی است كه هر ناشری بویژه در بخش خصوصی دست رد بر سینهات بگذارد یا در بهترین حالت مبلغی قابل توجه را برای چاپ كتابت و فقط چاپ آن و نه چیزی بیشتر مانند پخش و فروش و... مطالبه كند آن هم از شاعری جوان كه زیر 30 سال دارد و به طور طبیعی یا دانشجو است یا از نظر مالی چندان وضعیت مناسبی ندارد.
واقعیت این است كه در سالهای اخیر هرگاه سخن حمایت از شعر و شاعر و به طور ویژه استعدادهای جوان به میان آمده است در بهترین حالت متولیان فرهنگی كشور اقدام به برپایی و برنامهریزی چند جشنواره و همایش مناسبتی و غیرمناسبتی میكنند و تعدادی پیشكسوت ثابت به همراه چند ده تن شاعر جوان كنگرهای دور یكدیگر جمع میشوند و در نهایت تعدادی سكه پخش میشود، یك گزیده یا در بهترین حالت مجموعههایی مستقل از برگزیدگان عموما تكراری جشنوارهها و كنگرهها منتشر میشود و به دلیل حمایت و خرید كتابها از سوی متولیان فرهنگی بدون ورود به چرخه توزیع و پخش این كتابها یا انبار میشوند یا در گوشه كتابخانههای عمومی خاك میخورند.
البته باید انصاف را رعایت كرد و در سالهای اخیر چند ناشر كه عموما به طور مستقیم یا غیرمستقیم به منابع دولتی متصل بودهاند در حوزه چاپ كتابهای شاعران جوان و حمایت از آنها ورود پیدا كردهاند از جمله سوره مهر یا فصل پنجم و... كه به دلیل همان متصل بودن به منابع دولتی چندان نگاه خاص فرهنگی و دلسوزیهای خاص بخش خصوصی را برای توزیع و پخش كامل كتاب ندارند.
البته از كنار جریان بسته توزیع و پخش كتاب كه بشدت بر اساس رابطههای چند ناشر عموما اپوزیسیون شكل گرفته هم بسادگی نمیتوان گذشت تا آنجا كه متاسفانه بسیاری از ناشران متعهد كه به صورت حرفهای به تولید آثار فاخر میپردازند از گردونه این نظام پخش كنار گذاشته میشوند.
این روزها كه به فصل برپایی نمایشگاه بین المللی كتاب تهران رسیدهایم و از در و دیوار شهر گرفته تا بازدیدكنندههای میلیونی نمایشگاه همه به نوعی دغدغه كتاب دارند میتوان این نكته را به متولیان فرهنگی كشور یادآوری كرد كه در كنار تولید آثار متعدد و بالا بردن میزان آمارهای روی كاغذ و شعار حمایت از نویسندگان و هنرمندان جوان و گمنام باید فكر و برنامهای جدی برای جریان توزیع و پخش معیوب و ناكارآمد كتابهای فرهنگی و بویژه شعر و داستان داشته باشند.
به عبارتی، امروز شاید جریان تولید آثار ادبی و فاخر در كشور بیش از آن كه نیازمند خلق شاهكارها و آثار درخشان باشد نیاز به یك سیستم پخش و توزیع عادلانه و ملی دارد تا آنچه تا به امروز تولید شده است را به دست مصرفكنندگان واقعی آن برساند؛ زنجیرهای قوی از خانه نویسنده و هنرمند تا خانههای مردم تا در نهایت یك كالای فرهنگی در سبد خانوارها قرار گیرد و از یاد نبریم كه مهمترین شرط توفیق یك كالا (هر كالایی) دیده شدن آن است. اتفاقی كه به ندرت و انگشتشمار برای كتابهای ما رخ میدهد و اگر مراكزی باشند تا كتابها دیده شوند قطعا جمعیتی میلیونی برای آن صف خواهند كشید درست مانند همین نمایشگاه كتاب تهران!