0

کتاب آیت الله مصباح 1

 
ansansarolghaem110
ansansarolghaem110
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 58

کتاب آیت الله مصباح 1
شنبه 10 اردیبهشت 1390  6:10 PM

درس دهم

 

 

 

 

نكوهش دنيا و دنياگرايان

 

 

 

 

ـ مفهوم دنياخواهى و آخرت طلبى و مراتب آن دو

ـ اسلام و كفر، ملاك دوستى و دشمنى

ـ ويژگى هاى بيست گانه اهل دنيا

 

 

نكوهش دنيا و دنياگرايان

 

«يا اَحْمَدُ؛ اَبْغِضِ الدُّنْيا وَ اَهْلَها وَ اَحِبَّ الاْخِرَةَ وَ اَهْلَها. قالَ يا رَبِّ؛ وَ مَنْ اَهْلُ الدُّنْيا وَمَنْ اَهْلُ الاْخِرَةِ؟ قالَ اَهْلُ الدُّنْيا مَنْ كَثُرَ اَكْلُهُ وَ ضِحْكُهُ وَ نَوْمُهُ وَ غَضَبُهُ. قَليلُ الرِّضا، لايَعْتَذِرُ اِلى مَنْ اَساءَ اِلَيْهِ وَ لايَقْبَلُ عُذْرَ مَنْ اِعْتَذَرَ اِلَيْهِ. كَسْلانٌ عِنْدَ الطّاعَةِ وَ شُجاعٌ عِنْدَ الْمَعْصِيَةِ. اَمَلُهُ بَعيدٌ وَ اَجَلُهُ قَريبٌ، لايُحاسِبُ نَفْسَهُ. قَليلُ الْمَنْفَعَةِ، كَثيرُ الْكَلامِ، قَليلُ الْخَوْفِ، كَثيرُ الْفَرَحِ عِنْدَ الطّعامِ وَ اِنَّ اَهْلَ الدُّنيا لايَشْكُرُونَ عِنْدَ الرَّخاءِ وَ لايَصْبِرُونَ عِنْدَ الْبَلاءِ. كَثيرُ النّاسِ عِنْدَهُمْ قَليلٌ، يَحْمِدُونَ اَنْفُسَهُمْ بِما لايَفْعَلُونَ وَ يَدَّعُونَ بِما لَيْسَ لَهُمْ و يَتَكَلَّمُونَ بِما يَتَمَنَّوْنَ وَ يَذْكُرُونَ مَساوِىَ النّاسِ وَ يُخْفُونَ حَسَناتِهِمْ.

فَقالَ يا رَبِّ: كُلُّ هذَا الْعَيْبِ فى اَهْلِ الدُّنْيا؟ قالَ: يا اَحْمَدُ؛ اِنَّ عَيْبَ اَهْلِ الدُّنْيا كَثيرٌ فيهِمُ الْجَهْلُ وَ الْحُمْقُ. لايَتَواضَعُونَ لِمَنْ يَتَعَلَّمُونَ مِنْهُ وَ هُمْ عِنْدَ اَنْفُسِهِمْ عُقَلاءٌ وَ عِنْدَ الْعارِفينَ حُمَقاءٌ»

 

در ادامه حديث معراج خداوند مى‌فرمايد:

«يا اَحْمَدُ؛ اَبْغِضِ الدُّنْيا وَ اَهْلَها وَ اَحِبَّ الاْخِرَةَ وَ اَهْلَها»

اى محمد؛ دنيا و اهل آن را دشمن بدار و آخرت و اهل آخرت را دوست بدار.

 

مفهوم دنياخواهى و آخرت طلبى و مراتب آن دو

آنچه در قرآن و روايات، درباره محبت به دنيا و آخرت و مدح و ستايش اهل آخرت و نكوهش اهل دنيا، وارد شده ناظر به مرحله زندگى دنياست، نه زندگى پس

از مرگ؛ يعنى در نگرش قرآن و روايات، اهل دنيا بر كسانى كه در اين دنيا زندگى مى‌كنند، و اهل آخرت بر كسانى كه به زندگى اخروى راه يافته‌اند اطلاق نمى‌گردد. همچنين ستايش محبت به آخرت و نكوهش علاقه به دنيا، بدين معنا نيست كه نبايد به آنچه در دنيا وجود دارد: از قبيل آب، خاك، زمين و آسمان، محبت داشت؛ چرا كه اينها آيات و مظاهر خداوندند. علاوه در دنيا مكانهاى مقدسى؛ از قبيل مساجد و معابد و بارگاه و زيارتگاه هاى اولياى دين وجود دارد و محبت و علاقه به آنها ستودنى است؛ چنانكه در جهان آخرت جهنم وجود دارد و قابل ستايش نيست.

بايد گفت نكوهش اهل دنيا و دوستداران دنيا، نكوهش كسانى است كه محور افكار، انديشه ها، گفتار ونگرشهايشان رااموردنيا تشكيل مى‌دهد.توجه و تعلق خاطرشان به لذتها ونعمتهاى دنياستوبه آخرت نمى‌انديشند و جهان آخرت براى آنها جاذبه‌اى ندارد.

البته دوستداران دنيا داراى مراتبند و از جهت ميزان علاقه و گرايش به دنيا، متفاوتند. گروهى از آنها دنيا پرستند و عالم و جهان آخرت را انكار مى‌كنند. هيچ اميدى به نجات اين دسته نيست، چرا كه آنان جهان آخرت را انكار مى‌كنند و يا در آن شك دارند و درصدد دست يابى به يقين و ايمان نيستند. خداوند متعال درباره آنان مى‌فرمايد:

«بَلْ كَذَّبُوا بِالسّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسّاعَةِ سَعِيراً»1

اين كافران (به جاى آنكه به فكر آخرت و محشر باشند) قيامت را تكذيب كردند و ما آتش جهنم را بر كسى كه قيامت را تكذيب كرد، مهيا ساخته ايم.

دسته ديگر، به جهان آخرت ايمان دارند، ولى اين ايمان در عمل آنها تأثيرى ندارد و در نتيجه عملا با كسانى كه منكر آخرتند،تفاوتى ندارند. چنين ايمانى كه اثر عملى ندارد، پايدار نخواهد بود و چونان درختى است كه به آن آب نمى‌رسد و در نتيجه مى‌خشكد:

«ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ اَساؤُا السُّوآى اَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِئُونَ»2

 


1- فرقان/11.

2- روم/10.

فرجام و سرانجام كار آنان كه به اعمال زشت و كردار بد پرداختند، اين شد كه به حق كافر شدند و آيات خدا را تكذيب كرده، به تمسخر گرفتند.

(وقتى انسان به مقتضاى ايمانش عمل نكند، رفته رفته، ايمانش متزلزل مى‌گردد و در نهايت با از دست رفتن ايمان، در زمره كافران قرار مى‌گيرد).

دسته ديگر، كسانى هستند كه به آخرت توجه دارند، ولى توجه آنان به دنيا بيشتر است، يا يكسان به دنيا و آخرت توجه دارند و محبت به دنيا و آخرت را در هم مى‌آميزند، چنانكه خداوند مى‌فرمايد:

«و آخَرُونَ اِعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً...»1

برخى ديگر به گناهان خود اعتراف كردند، عمل صالح و كار ناشايست را در هم مى‌آميختند.

در برابر دنياگريان، دوستداران و اهل آخرت قرار دارند. آيات و رواياتى كه در ستايش اهل آخرت وارد شده، ناظر به اين گروه است و البته آنها نيز به مراتب و دسته هايى تقسيم مى‌گردند: در درجه اول و در رأس آنها، كسانى هستند كه اصالتى براى دنيا نمى‌بينند و دنيا براى آنها جاذبه‌اى ندارد و به جهت فرمان و دستور خدا به زندگى دنيا و تأمين نيازهاى مادى مى‌پردازند. از آن رو به تماشا و نظاره پديدهاى دنيا مى‌پردازند كه آيات و نشانه هاى خداوندى و مظهر و تجليگاه صفات الهى است و در واقع آيينه‌اى است كه در آن، رخ محبوب و صفات و آثار او را به تماشا مى‌نشينند. شايد گفتن اين مطالب به زبان، كار آسانى باشد؛ ولى در عمل دشوار است كه انسان به اين نگرش و باور دست يابد. به مقامى راه يابد كه هيچ توجهى به دنيا نداشته باشد و دنيا را تنها آيينه خداوند و وسيله‌اى براى دست يابى به سعادت ابدى به شمار آورد. البته جويندگان سعادت ابدى نيز متفاوتند: برخى سعادت را در بهشت و لذايذى مى‌بينند كه شبيه لذت هاى دنياست، بالاتر از اينها كسانى هستند كه تنها به خدا


1- توبه/102.

توجه دارند و سعادت را در جوار و قرب خداوند و رضا و خشنودى او مى‌بينند.

پس آيات و رواياتى كه در مقام ستايش اهل آخرت و نكوهش دنيا واهل دنيا وارد شده، ناظر به اين دو گروه است. و چنانكه اشاره شد، هر يك ازاين دو گروه داراى مراتب گوناگونى هستند و نيزآيات و روايات،از جهت بيان دامنه صفات و ويژگيهاى دنياگرايان و آخرت دوستان، متفاوتند: برخى از آنها همه صفات را بيان مى‌كند وبرخى بعضى را، در برخى صفات برجسته و در برخى صفات غير برجسته ذكر شده است.

دارا بودن ويژگى هايى كه آيات و روايات براى دنياگرايان ذكر كرده اند، انسان را در زمره دنيا دوستان قرار مى‌دهد و لازم نيست كه فرد دنياگرا به همه آنها متصف گردد، بلكه، اتصاف به برخى از آن صفات، در زمره دنيا دوستان قرار مى‌گيرد.

پس اگر در اين فراز از حديث معراج، بيست ويژگى براى دنيا دوستان و دنياپرستان ذكر گرديده است و ما ديديم كه برخى از آن صفات يا در ما وجود ندارد و يا ضعيف است، نبايد تصور كنيم كه در جمله دنيادوستان نيستيم، چرا كه هم دنيا دوستان و هم ويژگى ها و صفات آنان داراى مراتبند. در مقابل اگر در آيات و روايات ويژگى هاى آخرت دوستان شماره گرديد و ما ديديم كه برخى از آنها يا در ما وجود ندارد و يا به نحو بارز و برجسته نيست، نبايد تصور كنيم دنيا پرستيم و در جمله اهل آخرت قرار نداريم؛ چرا كه آخرت دوستان و نيز ويژگى هاى آنان داراى مراتبند.

در آيات فراوانى از قرآن، دنيا دوستى و دنيا طلبى با شقاوت و كفر برابر قلمداد شده است و فرجام آن عذاب ابدى معرفى گرديده است. در مقابل آخرت خواهى مساوى با سعادت ابدى ذكر گرديده است و پاداش آن نعمتهاى اخروى معرفى شده است و نيز مطرح گرديده كه خداوند در اين دنيا موانع را از سر راه اين دو گروه بر مى‌دارد تا آنها به حركت و سير خود ادامه دهند؛ پس آنان كه دنبال شقاوتند در دنيا ابزارها و وسايل كافى در اختيارشان قرار مى‌گيرد و نيز آنان كه طالب سعادت و نيكبختى هستند، عوامل و اهرمهاى كافى، جهت رشد و ترقى و سير معنوى، در اختيارشان قرار داده مى‌شود:

 

«مَن كانَ يُريدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فيها مَانَشآءُ لِمَنْ نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْليها مَذْمُوماً مَّدْحُوراً»1

هر كس با سعى و تلاش خود، طالب دنيا و متاع زوال پذير آن است، متاع دنيا را به او مى‌دهيم (ليكن) به هر كه ما بخواهيم، آنچه مشيت ازلى ماست (مى دهيم). سپس در عالم آخرت دوزخ را نصيب او مى‌كنيم تا با نكوهش و سرزنش به جهنم درآيد.

«العاجلة»، از جمله نامهاى دنياست و به معناى زودگذر و زوال پذير است و در مقابل آن «الآجلة»، به معناى ديرپاى و باقى و مدت دار است.

قرآن مى‌فرمايد، دسته‌اى از مردم، زندگى دنيا را كه با شتاب مى‌آيد و به سرعت زوال مى‌پذيرد، دوست دارند و به وراى اين زندگى توجهى ندارند. چنان نيست كه هر چه اين گروه بخواهند خداوند در اختيارشان بگذارد، بلكه بر اساس نظم و تدبير حاكم بر جهان، برخى از خواسته هاى آنان را پاسخ مى‌گويد و به هر كس بخشى از نعمتهاى خود را مى‌دهد. پس نه همه طالبان دنيا به خواسته هاى خود مى‌رسند و نه هر كس به دنيا دست يابد به همه خواسته هاى خود مى‌رسد، بلكه به برخى از آنها دست مى‌يابد؛ آنگاه بعضى از آنان كه خداوند به برخى از خواسته هاى دنيوى آنان پاسخ مى‌دهد، به عذاب ابدى گرفتار مى‌آيند و سرافكنده و نكوهيده وارد جهنم مى‌شوند!

اين سرنوشت كسانى است كه خواستار زندگى زودگذر دنيا مى‌باشند، كه در برابر بهره مند شدن از بخشى از خواسته هاى خود، عذاب ابدى را به جان مى‌خرند.

در مقابل دنيا دوستان، طالبان آخرت قرار دارند كه خداوند در وصف آنها مى‌فرمايد:

«وَ مَنْ اَرادَ الاْخِرَةَ و سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَاُوْلئِكَ كانَ سَعْيُهُم مَّشْكُوراً»2

و كسانى كه خواستار حيات آخرت باشند و براى آن در حد توان بكوشند، به شرط ايمان به خدا سعى آنها مقبول خواهد بود.

 


1- اسراء/18.

2- اسراء/19.

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها