کتاب آیت الله مصباح 1
شنبه 10 اردیبهشت 1390 6:05 PM
ستايش گرسنگى در روايات به معناى مطلوب بودن تحمل رنج گرسنگى بطور مطلق نيست، بلكه مراد توجه دادن انسان ها به موانع پرواز روح آدمى و آنچه مزاحم فعاليت هاى روحى است؛ چه در جنبه هاى حضورى، يعنى توجهات قلبى و چه در جنبه هاى حصولى، يعنى فكر كردن وانديشيدن.
بنابراين انسان نه آن قدر گرسنگى بكشد كه از رنج آن نتواند كار كند و نه آن قدر پرخورى كند كه مانع فعاليت هاى او گردد و به تعبير حضرت علاّمه طباطبايى(قدس سره)منظور از جوع در اين گونه روايات، سبك بودن شكم ـ در مقابل پرخورى ـ است نه اينكه مقصود گرسنگى باشد. خوردن غذاهاى مطبوع نه تنها مضرّ نيست، بلكه براى سلامتى بدن مفيد و لازم است؛ ولى رعايت اعتدال نيز لازم است.
(راجع به جوع و تحمل گرسنگى، در كتب اخلاقى مطالب زيادى مطرح شده كه بزرگان بر اثر آن به كمالات والايى دست يافتند، و ما براى رعايت اختصار، به همين اندازه بسنده مىكنيم).
اينكه پيامبر اسلام از آثار جوع و سكوت، سؤال مىكنند و پاسخ مىشنوند، بدين معنى نيست كه حضرت نمىدانستند و يا معاذاللّه، بدان عمل نمىكردند، بلكه براى پند گرفتن ديگران و نيز براى اين بودكه اين دريافت ها ارمغانى براى خاكيان و اهل زمين باشد.
الف: اوّلين اثر و ميراث گران بهاى گرسنگى و سكوت حكمت است؛ يعنى راه يابى انسان به حقايق و واقعيّت هاى نايافته و درك واضح و آشكار آنها.
انسان با تجربه هاى محدود خويش نيز مىتواند درك كند كه چقدر اين دو امر در فراگيرى حقايق مؤثّر مىباشند، چنانكه در اواخر ماه رمضان، انسان احساس مىكند روح او آماده پرواز است و طراوت و شادابى و لذّت هاى معنوى همه وجود او را فراگرفته است. بنابراين به بدن به قدرى بايد رسيدگى نمود كه در خدمت پرواز روح باشد، نه اينكه مانع و مزاحم طيران و عروج روح و توجّه آن به معنويّات و عالم ملكوت گردد.
عقل آدمى كه از قواى روحى وى به شمار مىآيد، با سبك بودن شكم مىتواند فعاليّت كرده و به درك حقايق نايل شود.
ب: دومين اثر ارزشمند گرسنگى و سكوت، حفظ قلب از وسوسه هاى شيطانى است. مؤمنان روزه دار به تجربه دريافتهاند كه به جمع حواس و حفظ قلب موفّق ترند و افرادى كه خويشتن را به پرخورى عادت دادهاند نيز بخوبى مىدانند، كمتر مىتوانند عنان قلب را در دست خويش گرفته و از پراكندگى حواس و افكار و خيالات واهى محفوظ بمانند.
ج: سومين اثر گرسنگى و سكوت، تقرب به خداست. تقرب به خدا، كمال واقعى و بزرگ ترين هدف و آرمان مؤمنان و پارسايان است. براى رسيدن به اين هدف متعالى و مهم، بايد دل از هواهاى نفسانى و گرايش هاى پوچ مادى و دنيوى پاك گردد و اين ميسور نيست، جز با تقويت اراده و رشد قدرت تصميم گيرى در جهت شكل گيرى هويت الهى و معنوى انسان. در اين راستا شكى نيست كه روزه، نقش مهم و ارزندهاى در تقويت اراده و جهت دهى آن به سمت تقرب به خدا دارد.
د: چهارمين اثر دو امر ياد شده، اندوه دائم مىباشد. در روايات فراوانى از حزن و نيز افراد محزون تعريف و تمجيد شده است و اين سخن بدان معنا نيست كه انسان پيوسته عبوس و خشن باشد، بلكه منظور تحصيل حالتى است در برابر سرمستى و
نشاط و شادى بى مورد و بى حد كه از صفات منحطِّ حيوانى است. فرد ساكت و گرسنه هرگز شاديهاى كاذب، و تفريحهاى حاكى از بى خبرى و خنده هاى مستانه ندارد و رفتار او با متانت و آرامش همراه است. البته ممكن است حزن در امور مادّى و عقب ماندن از دنياداران، در مسابقه ثروت اندوزى، رخ دهد كه به هيچ وجه ممدوح نيست، بلكه حُزنى كه در برابر شادى بى حد و مستى غافلانه قرارگيرد، شايسته مدح و ستايش است.
اينكه انذار و ترسانيدن مردم، يكى از مهم ترين وظايف رسولان الهى به شمار آمده، بدين جهت است كه آدميان از عمر خويش استفاده شايسته برند و اعمال و رفتار خويش را كنترل كنند و از امكانات و نيروهاى خدادادى به نحو مطلوب بهره گيرند. مؤمن از اينكه مقدارى از عمرش صرف امور ارزشمند و لازم نگرديده و يا لااقل در مباحات مصروف شده محزون است؛ زيرا از سرمايهاش كاسته شده و سودى در اين تجارت نصيبش نگشته است.
بى جهت نيست كه برخى بزرگان از بسيارى مباحات نيز دست مىشستند. وقتى مؤمن به زندگى اين فرزانگان نظر مىكند و خود را با آنها مقايسه كرده و عمر خويش را صرف در مباحات و امور بى فايده مىبيند، محزون و اندوهگين مىگردد و تصميم مىگيرد گذشته ها را جبران كند و باقى مانده عمر خود را قدر بداند.
هـ: اثر ديگر گرسنگى و سكوت، سبك بارى است؛ يعنى هر قدر آدمى به مردم احتياج كمترى داشته باشد آزادتر است، ولى كسى كه شكم بارگى را پيشه كند ـ بدان جهت كه پيوسته در انديشه طعام مطلوبتر و لذّت بيشترى است ـ از حرّيت و آزادى محروم است و به مانند چهار پايان، همواره به فكر آخور خويش و به تعبير مولى اميرالمؤمنين(عليه السلام) همّ او علف اوست؛ در نتيجه با مشكلات فراوانى مواجه خواهد شد: از جمله كسب درآمد بيشتر براى تهيه سفره هاى رنگين و غذاهاى لذيذ و احياناً دست يازيدن به كارهاى نامشروع، براى تأمين مقاصد خود.
و: اثر ديگر آن دو امر، دفاع از حقّ و حقيقت است.
كسى كه زندگى معمولى و بى آلايش و بدون تشريفات دارد، زبانش نيز باز است و قادر است در همه جا از حق دفاع كند، برخلاف شكم بارهاى كه قدرت دفاع از حقّ را ندارد و همواره به رعايت و ملاحظه ديگران مىپردازد، تا مبادا به منابع درآمد او ضربهاى وارد آيد. فرد سبك بار و «خفيف المؤنة» پروايى ندارد كه از حق گويى او ديگران برنجند و يا به زندگيش آسيبى وارد سازند، زيرا او با امكانات اندك زندگى خويش را سپرى كرده و همه جا مردانه، در برابر كژى ها و بى عدالتى ها، از حقّ دفاع مىكند. انسان سبك بار و «خفيف المؤنة» مىكوشد تا آبرومند زندگى كند؛ ولى شكم باره مىكوشد تا هميشه خوش زندگى كند و بين اين دو تفاوت زيادى است.
ز: با توجه به مطالب گذشته، اثر سودمند ديگر گرسنگى و سكوت به روشنى آشكار مىگردد و آن اينكه مؤمن پرهيزگار هيچگاه به اين فكر نيست كه روزگارش چگونه مىگذرد: به سختى يا به آسانى؟ زيرا به تقدير و قضاى الهى رضا داده و در دنيا به قناعت و كم خرجى روى مىآورد و به جمع آورى ثروت و مال همّت نمىگمارد، تا به گرفتارى و بيمارى هاى روانىاى كه دنياداران بدان مبتلا هستند، مبتلا گردد.
در ادامه خداى سبحان فرمود:
آيا مىدانى چه وقت بندهام به من تقرّب مىجويد؟
آن حضرت عرض كرد: نمىدانم.
فرمود: در حال گرسنگى و سجده: بدون شكّ بهتر است اين دو با هم جمع گردند، زيرا گرسنهاى كه در حال سجده باشد روحش آمادگى بيشترى براى پرواز و قرب به حق دارد، زيرا با تحمّل رنج گرسنگى احساس ضعف و كوچكى و تواضع در برابر خدا مىكند و بر اثر سجده، كمتر حواسش پراكنده مىگردد و در نتيجه حضور قلب بيشترى خواهد داشت.