0

ده گفتار مطهری

 
ansansarolghaem110
ansansarolghaem110
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 58

ده گفتار مطهری
شنبه 10 اردیبهشت 1390  5:48 PM

حراست تقوا
ممكن است آنچه درباره تقوا گفته شد كه حرز و حصن و حافظ و حارس است‏
موجب غرور و غفلت بعضی گردد وخيال كنند كه آدم متقی معصوم از خطا است‏
و توجه به خطرات متزلزل كننده و بنيانكن تقوا ننمايند . ولی حقيقت‏
اينست كه تقوا هم هر اندازه عالی باشد به نوبه خود خطراتی دارد . آدمی‏
در عين اينكه بايد در حمايت و حراست تقوا زندگی كند بايد خود حافظ و
حارس تقوا بوده باشد و اين ، به اصطلاح " دور " نيست . مانعی ندارد كه‏
يك چيز وسيله حفظ و نگهداری ما باشد و در عين حال ما هم موظف باشيم او
را حفظ كنيم . درست مثل همان جامه كه مثال زدم . جامه حافظ و حارس و
نگهبان انسان است از سرما وگرما ، انسان هم حافظ و حارس جامه خويش است از دزد . اميرالمؤمنين (ع)
در يك جمله به هر دو اشاره كرده آنجا كه می‏فرمايد : « الا فصونوها و
تصونوا بها » يعنی تقوا را حفظ كنيد و هم به وسيله او خودتان را حفظ كنيد
. پس اگر از ما بپرسند آيا تقوا ما را حفظ می‏كند و يا ما بايد حافظ تقوا
باشيم ؟ می‏گوئيم هر دو تا . نظير اينكه اگر بپرسند آيا از تقوا بايد كمك‏
گرفت برای رسيدن به خدا و مقام قرب الهی ، يا از خدا بايد كمك خواست‏
برای تحصيل تقوا ؟ می‏گوئيم هر دو تا ، به كمك تقوا بايد به خدا نزديك‏
شد ، و از خدا بايد مدد خواست كه برای تقوای بيشتر ما را موفق بفرمايد .
و هم از كلمات اميرالمؤمنين است : « اوصيكم عبادالله بتقوی الله فانها
حق الله عليكم ، و الموجبة علی الله حقكم و ان تستعينوا عليها بالله ، و
تستعينوا بها علی الله » . ( 1 ) يعنی شما را به تقوای الهی سفارش می‏كنم‏
، تقوا حق الهی است بر عهده شما و موجب ثبوت حقی است از شما بر خدا ،
و اينكه از خدا برای رسيدن به تقوا كمك بخواهيد و از تقوا برای رسيدن به‏
خدا كمك بگيريد .
به هر حال بايد توجه به خطراتی كه بنيان تقوا را متزلزل می‏كند داشت .
در مقررات دينی می‏بينيم كه تقوا ضامن و وثيقه بسياری از گناهان شناخته‏
شده ولی نسبت به بعضی ديگر از گناهان كه تأثير و جاذبه قويتری دارد
دستور حريم گرفتن داده شده .
مثلا در مقررات دينی گفته نشده كه خلوت كردن با وسيله دزدی يا
شرابخواری يا قتل نفس حرام است . مثلا مانعی ندارد كه كسی شب در

پاورقی :
1 - نهج‏البلاغه ، خطبه . 289

خانه خلوتی بسر برد كه اگر بخواهد العياذبالله شراب بخورد هيچ رادع و

مانع ظاهری نيست . همان ايمان و تقوا ضامن انسان است . ولی در مسئله‏ 
جنسيت به حكم تأثير قوی و تحريك شديدی كه اين غريزه در وجود انسان دارد
، اين ضمانت از تقوا برداشته شده و دستور داده شده كه خلوت با وسيله‏
بی‏عفتی ممنوع است زيرا اين خطر ، خطری است كه می‏تواند احيانا در اين‏
حصار هر اندازه منيع و مستحكم باشد نفوذ كند و اين حصار را فتح نمايد .
حافظ در يكی از غزلهای معروفش بيتی دارد كه من هر وقت به آن بيت‏
می‏رسم همين مطلبی كه گفتم در نظرم مجسم می‏شود و مثل اينكه حافظ با زبان‏
شيرينی كه مخصوص خود او است خواسته اين حقيقت روحی را بگويد . غزل‏
اينست : نقدها را بود آيا كه عياری گيرند
تا همه صومعه‏داران پی كاری گيرند
مصلحت ديد من آنست كه ياران همه كار
بگذارند و خم طره ياری گيرند
خوش گرفتند حريفان سر زلف ساقی
گر فلك‏شان بگذارد كه قراری گيرند

بيتی كه از اين غزل مورد نظر بود اين بيت است :
قوت بازوی پرهيز به خوبان مفروش كه در اين خيل حصاری به سواری‏
گيرند
در اين بيت تقوا و پرهيزكاری را به حصار تشبيه كرده همان‏طوری كه در
كلمات اميرالمؤمنين ( ع ) عين اين تشبيه آمده بود . بعد به شدت تأثير و


قدرت فتح خيل خوبان حصار تقوا را توجه پيدا كرده كه اين حصار را به رخ‏
اين طائفه نمی‏توان كشيد . در اين سپاه هر يك سوار به تنهائی قادر است‏
كه حصاری را فتح كند ، احتياجی به اجتماع و يورش دسته جمعی نيست .

ارزش و اثر تقوا
موضوع ديگر ، ارزش و آثار تقوا است . گذشته از آثار مسلمی كه تقوا در
زندگی اخروی بشر دارد و يگانه راه نجات از شقاوت ابدی است ، در زندگی‏
دنيوی انسان هم ارزش و آثار زيادی دارد . اميرالمؤمنين سلام الله عليه كه‏
بيش از هر كس ديگر در تعليمات خود روی معنای تقوا تكيه كرده و به آن‏
ترغيب فرموده آثار زيادی برای آن ذكر می‏كند و گاهی يك عموميت عجيبی به‏
فوائد تقوا می‏دهد ، مثل اينكه می‏فرمايد « عتق من كل ملكة ، نجاه من كل‏
هلكة » يعنی آزادی است از هر رقيتی و نجات است از هرگونه بدبختی . يا
اينكه می‏فرمايد : « دواء داء قلوبكم ، و شفاء مرض اجسادكم ، و صلاح فساد
صدوركم ، و طهور دنس انفسكم » ( 1 ) تقوا دوای بيماری دلهای شما و شفای‏
مرض بدنهای شما ، درستی خرابی سينه‏های شما و مايه پاك شدن نفوس شما
است .
علی ( ع ) همه دردها و ابتلائات بشر را يك كاسه می‏كند و تقوا را برای‏
همه آنها مفيد می‏داند . حقا هم اگر به تقوا صرفا جنبه منفی و اجتناب و
پهلو تهی كردن ندهيم و آنطور بشناسيم كه علی شناخته بايد اعتراف كنيم كه‏

پاورقی :
1 - نهج‏البلاغه ، خطبه . 196

اگر نباشد اساس زندگی متزلزل است .
ارزش يك چيز آنوقت معلوم می‏شود كه ببينيم آيا چيز ديگر می‏تواند جای‏
او را بگيرد يا نه ؟ تقوا يكی از حقايق زندگی است ، به دليل اينكه چيزی‏
ديگر نمی‏تواند جای آن را بگيرد ، نه زور و نه پول و نه تكثير قانون و نه‏
هيچ چيز ديگر .
از ابتلائات روز ما موضوع زيادی قوانين و مقررات و تغيير و تبديلهای‏
پشت سر هم است . برای موضوعات بالخصوص هی قانون وضع می‏شود ، مقررات‏
معين می‏گردد ، آئين نامه می‏سازند ، باز می‏بينند منظور حاصل نشد . قوانين‏
را تغيير و تبديل می‏دهند ، بر مقررات و آئين نامه‏ها افزوده می‏شود و باز
مطلوب حاصل نمی‏گردد . البته شك نيست كه قانون نيز به نوبه خود يكی از
حقائق زندگی است . گذشته از قوانين كلی الهی مردم احتياج دارند به يك‏
سلسله قوانين و مقررات مدنی ، ولی آيا می‏توان تنها با وضع و تكثير قانون‏
، جامعه را اصلاح كرد ؟ قانون حد و مرز معين می‏كند ، پس بايد قوه و
نيروئی در خود مردم باشد كه اين حدود و مرزها را محترم بشمارد و آن همان‏
است كه به آن نام تقوا داده‏اند . می‏گويند بايد قانون محترم باشد . اين‏
صحيح است ولی آيا تا اصول تقوا محترم نباشد می‏توان نام احترام قانون را
برد .
به عنوان نمونه دو سه مثال از موضوعات روز می‏آورم :
همان‏طوری كه می‏دانيد اين روزها در زندگی ما چندين مشكل است كه رسما
مطرح است و در روزنامه‏ها از مردم تقاضا می‏كنند كه اظهار نظر كنند و راه‏
چاره را نشان بدهند . از جمله آن مسائل كه الانمطرح است يكی افزايش روزافزون طلاق است . مسئله ديگر مسئله اصلاح‏
انتخابات است . مسئله ديگر مسئله رانندگی است .
من نمی‏خواهم ادعا كنم به علل افزايش طلاق احاطه دارم و می‏توانم همه را
بيان كنم . بدون شك عوامل اجتماعی گوناگونی دخالت دارد . ولی اينقدر
می‏دانم كه عامل اصلی افزايش طلاقها از بين رفتن عنصر تقوا است . اگر
تقوا از ميان مردم كم نشده بود و مردان و زنان بی‏بند و بار نشده بودند
اينقدر طلاق زياد نمی‏شد . در زندگی قديم نواقص و مشكلات بيشتری وجود
داشت . حتما مشكلاتی كه در زندگی خانوادگی امروزی است در گذشته زيادتر
بود ، ولی در عين حال عنصر ايمان و تقوا بسياری از آن مشكلات را حل می‏كرد
، ولی ما امروز اين عنصر را از دست داده‏ايم و با اينكه وسائل زندگی بهتر
است با مشكلات بيشتری مواجه هستيم و حالا می‏خواهيم در همين مسئله افزايش‏
طلاق مثلا به زور افزودن قيد و بند قانون برای مردان و يا زنان ، به زور
مقررات ، به زور دادگستری ، به زور قوه مجريه ، با تغيير قوانين و
مقررات از عدد طلاقها بكاهيم ، و اين شدنی نيست .
در موضوع انتخابات می‏بينيم كه بعضيها اصرار دارند كه علت خرابی‏
انتخابات نقص قانون انتخابات است كه در نيم قرن پيش وضع شده و با
مقتضيات امروز وفق نمی‏دهد . نمی‏خواهم از قانون فعلی انتخابات دفاع كنم‏
، حتما نواقصی دارد ، ولی آيا مردم طبق همان قانون رفتار می‏كنند و فساد
پيدا می‏شود ؟ و يا علت فساد اينست كه حتی به همان قانون هم عمل نمی‏شود
، كسی برای خود حدی و برای ديگران حقی قائل نيست . آيا قانون فعلی اجازه‏
 می‏دهد كه يك نفر وارد شهری بشود كه مردم آن شهر نه او را ديده‏اند و نه می‏شناسند و نه قبل از آن وقت نامش را شنيده‏اند و به‏
اتكاء زور و قدرت بگويد من نماينده شما هستم چه بخواهيد و چه نخواهيد ؟
! اينگونه مفاسد را با تكثير يا تبديل قانون نمی‏توان از بين برد ، راهش‏
منحصر است به اينكه در خود مردم آگاهيی و ايمانی و تقوائی وجود داشته‏
باشد .
آيا واقعا در امر رانندگی و موضوع سرعت و سبقت و رعايت نكردن‏
مقررات عبور و مرور ، عيب در كمبود مقررات است يا در جای ديگر ؟
امروز ما مسائل اجتماعی زيادی داريم كه افكار كم و بيش متوجه آنها است‏
. دائما گفته می‏شود كه مثلا چرا طلاق رو به افزايش است ؟ چرا قتل و
جنايت و دزدی زياد است ؟ چرا غش و تقلب در اجناس عموميت پيدا كرده‏
؟ چرا فحشاء زياد شده و امثال اينها .
بدون ترديد ضعف نيروی ايمان و خرابی حصار تقوا را يك عامل مهم اين‏
مفاسد بايد شمرد .
عجبتر اينكه بعضيها مرتبا اين چراها را می‏گويند و می‏نويسند ، از طرف‏
ديگر چون خود آنها به عنصر تقوا ايمان ندارند ، با اسباب و عوامل مختلف‏
ريشه اين چراها را از روح مردم می‏كنند و مردم را به طرف هرج و مرج اخلاقی‏
و منهدم كردن بنيان تقوا و از بين بردن مصونيت تقوائی سوق می‏دهند . اگر
ايمانی نباشد و تقوای الهی نعوذ بالله حقيقت نداشته باشد ممكن است طرف‏
بگويد چرا دزدی نكنم ؟ ! چرا جنايت نكنم ؟ ! چرا تقلب نكنم ؟ ! چرا ؟
چرا ؟ چرا ؟ .



 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها