0

ده گفتار مطهری

 
ansansarolghaem110
ansansarolghaem110
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 58

ده گفتار مطهری
شنبه 10 اردیبهشت 1390  5:46 PM

با توجه به اين مطلب خصوصا با در نظر گرفتن اينكه در زبان پيشوايان‏
بزرگ دين ، از تقوا به حصار و حصن و امثال اينها تعبير شده ممكن است‏
كسانی كه با نام آزادی خو گرفته‏اند واز هر چيزی كه بوی محدوديت بدهد
فرار می‏كنند چنين تصور كنند كه تقوا هم يكی از دشمنان آزادی و يك نوع‏
زنجير است برای پای بشر .

محدوديت يا مصونيت
اكنون اين نكته را بايد توضيح دهيم كه تقوا محدوديت نيست ، مصونيت‏
است . فرق است بين محدوديت و مصونيت . اگر هم نام آن را محدوديت‏
بگذاريم محدوديتی است كه عين مصونيت است .
مثالهائی عرض می‏كنم : بشر ، خانه می‏سازد ، اطاق می‏سازد با در و
پنجره‏های محكم ، به دور خانه‏اش ديوار می‏كشد . چرا اين كارها را می‏كند ؟
برای اينكه خود را در زمستان از گزند سرما و در تابستان از آسيب گرما
حفظ كند ، برای آنكه لوازم زندگی خود را در محيط امنی كه فقط در اختيار
شخص خود اوست بگذارد . زندگی خود را محدود می‏كند به اينكه غالبا در
ميان يك چهار ديواری معين بگذرد . حالا نام اين را چه بايد گذاشت ؟ آيا
خانه و مسكن برای انسان محدوديت است و منافی آزادی او است يا مصونيت‏
است ؟ و همچنين است لباس . انسان پای خود را در كفش و سر خود را در
كلاه و تن خود را به انواع جامه‏ها محصور می‏كند و می‏پيچد و البته به وسيله‏
همين كفش و كلاه و جامه است كه نظافت خود را حفظ می‏كند ، جلو سرما و
گرما را می‏گيرد . حالا نام اين را چه بايد گذاشت ؟ آيا می‏توان نام همه‏
اينها را زندان گذاشت و اظهارتأسف كرد كه پا در كفش و سر در كلاه و تن در پيراهن زندانی شده و آرزوی‏
آزاد شدن اينها را از اين زندانها كرد ؟ ! آيا می‏توان گفت خانه و مسكن‏
داشتن محدوديت است و منافی آزادی است ؟ !
تقوا هم برای روح مانند خانه است برای زندگی ، و مانند جامه است برای‏
تن . اتفاقا در قرآن مجيد از تقوا به جامه تعبير شده . در سوره مباركه‏
اعراف آيه 26 بعد از آنكه نامی از جامه‏های تن می‏برد می‏فرمايد :« و لباس‏
التقوی ذلك خير ». يعنی تقوا كه جامه روح است بهتر و لازمتر است .
آنوقت می‏توان نام محدوديت روی چيزی گذاشت كه انسان را از موهبت و
سعادتی محروم كند ، اما چيزی كه خطر را از انسان دفع می‏كند و انسان را از
مخاطرات صيانت می‏كند ، او مصونيت است نه محدوديت ، و تقوا چنين چيزی‏
است . تعبير به مصونيت يكی از تعبيرات اميرالمؤمنين است . در يكی از
كلماتش می‏فرمايد : « الا فصونوها و تصونوا بها » . ( 1 ) يعنی تقوا را
حفظ كنيد و به وسيله تقوا برای خود مصونيت درست كنيد .
اميرالمؤمنين تعبيری بالاتر از اين هم دارد كه نه تنها تقوا را محدوديت‏
و مانع آزادی نمی‏داند بلكه علت و موجب بزرگ آزادی را تقوای الهی‏
می‏شمارد . در خطبه 228 می‏فرمايد : « فان تقوی الله مفتاح سداد ، و ذخيره‏
معاد ، و عتق من كل ملكة ، و نجاه من كل هلكة ، بها ينجح الطالب ، و
ينجو الهارب و تنال الرغائب » . يعنی تقوا كليد درستی و اندوخته روز
قيامت است ، آزادی است از قيد هر رقيت ، نجات است از هر بدبختی .
به وسيله

پاورقی :
1 - نهج‏البلاغه ، خطبه . 189

 

 

تقوا انسان به هدف خويش می‏رسد و از دشمن نجات پيدا می‏كند و به آرزوهای‏
خويش نائل می‏گردد .
تقوا در درجه اول و به طور مستقيم از ناحيه اخلاقی و معنوی به انسان‏
آزادی می‏دهد و او را از قيد رقيت و بندگی هوا و هوس آزاد می‏كند ، رشته‏
حرص و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش برمی‏دارد ، ولی به طور غير
مستقيم در زندگی اجتماعی هم آزاديبخش انسان است . رقيتها و بندگيهای‏
اجتماعی نتيجه رقيت معنوی است . آنكس كه بنده و مطيع پول و يا مقام‏
است نمی‏تواند از جنبه اجتماعی ، آزاد زندگی كند . لهذا درست است كه‏
بگوئيم عتق من كل ملكة . يعنی تقوا همه گونه آزادی به انسان می‏دهد . پس‏
تقوا تنها نه اينست كه قيد و محدوديت نيست بلكه عين حريت و آزادی‏
است .


 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها