ده گفتار مطهری
شنبه 10 اردیبهشت 1390 5:42 PM
و البته هيچ مانعی هم در كار نيست كه اين كلمه مجازا به معنای پرهيز و
يا به معنای خوف استعمال بشود ، اما از طرف ديگر موجب و دليلی هم
نيست كه تأييد كند كه از اين كلمه يك معنای مجازی مثلا ترس يا پرهيز
قصد شده . چه موجبی هست كه بگوئيم معنای " اتقوا الله " اينست كه از
خدا بترسيد و معنای " اتقوا النار " اينست كه از آتش بترسيد ؟ ! بلكه
معنای اينگونه جملهها اين است كه خود را از گزند آتش حفظ كنيد و يا خود
را از گزند كيفر الهی محفوظ بداريد . بنابراين ترجمه صحيح كلمه تقوا "
خود نگهداری " است كه همان ضبط نفس است و متقين يعنی " خود نگهداران
" .
" راغب " در كتاب " مفردات القرآن " میگويد : " الوقاية حفظ
الشیء مما يؤذيه ، و التقوی جعل النفس فی وقاية مما يخاف ، هذا تحقيقه
، ثم يسمی الخوف تاره تقوی و التقوی خوفا ، حسب تسمية مقتضی الشیء
بمقتضيه و المقتضی بمقتضاه ، و صار التقوی فی عرف الشرع حفظ النفس مما
يوثم و ذلك بترك المحظور " . يعنی " وقايه عبارت است از محافظت
يك چيزی از هر چه به او زيان میرساند . و تقوا يعنی نفس را در وقايه
قرار دادن از آنچه بيم میرود . تحقيق مطلب اين است ، اما گاهی به قاعده
استعمال لفظ مسبب در مورد سبب و استعمال لفظ سبب در مورد مسبب ، خوف
بجای تقوا و تقوا بجای خوف استعمال میگردد . تقوا در عرف شرع يعنی
نگهداری نفس از آنچه انسان را به گناه میكشاند به اينكه ممنوعات و
محرمات را ترك كند " .
" راغب " صريحا میگويد تقوا يعنی خود را محفوظ نگاهداشتن ، و میگويد
استعمال كلمه تقوا به معنای خوف ، مجاز است ، و البته تصريح نمیكند كه در مثل " « اتقو الله »" معنای مجازی قصد شده ، و چنانكه
گفتيم دليلی نيست كه تأييد كند در مثل آن جملهها مجازی به كار رفته است
.
چيزی كه نسبة عجيب به نظر میرسد ترجمه فارسی اين كلمه به " پرهيزگاری
" است . ديده نشده تاكنون احدی از اهل لغت مدعی شده باشد كه اين كلمه
به اين معنا هم استعمال شده ، چنانكه ديديم " راغب " از استعمال اين
كلمه به معنای خوف اسم برد ولی از استعمال اين كلمه به معنای پرهيز نام
نبرد . معلوم نيست از كجا و چه وقت و به چه جهت در ترجمههای فارسی ،
اين كلمه به معنای پرهيزكاری ترجمه شده است ؟ ! گمان میكنم كه تنها
فارسی زبانان هستند كه از اين كلمه مفهوم پرهيز و اجتناب درك میكنند .
هيچ عربی زبانی در قديم يا جديد اين مفهوم را از اين كلمه درك نمیكند .
شك نيست كه در عمل لازمه تقوا و صيانت نفس نسبت به چيزی ، ترك و
اجتناب از آن چيز است اما نه اين است كه معنای تقوا همان ترك و پرهيز
و اجتناب باشد .
ترس از خدا
ضمنا به مناسبت اينكه از خوف خدا ذكری به ميان آمد اين نكته را
يادآوری كنم : ممكن است اين سؤال برای بعضی مطرح شود كه ترس از خدا
يعنی چه ؟ مگر خداوند يك چيز موحش و ترسآوری است ؟ خداوند كمال مطلق
و شايستهترين موضوعی است كه انسان به او محبت بورزد و او را دوست
داشته باشد . پس چرا انسان از خدا بترسد ؟
در جواب اين سؤال میگوئيم مطلب همينطور است . ذات خداوند موجب
ترس و وحشت نيست ، اما اينكه میگويند از خدا بايد ترسيد يعنی از قانون عدل الهی بايد ترسيد . در دعا وارد است : « يا من لا يرجی الا
فضله ، و لا يخاف الا عدله » . ای كسی كه اميدواری به او اميدواری به فضل
و احسان او است و ترس از او ترس از عدالت او است. ايضا در دعا است:
« جللت ان يخاف منك الا العدل ، و ان يرجی منك الا الاحسان و الفضل »
. يعنی تو منزهی از اينكه از تو ترسی باشد جز از ناحيه عدالتت و از
اينكه از تو جز اميد نيكی و بخشندگی توان داشت .
عدالت هم به نوبه خود امر موحش و ترسآوری نيست . انسان كه از
عدالت میترسد در حقيقت از خودش میترسد كه در گذشته خطا كاری كرده و يا
میترسد كه در آينده از حدود خود به حقوق ديگران تجاوز كند . لهذا در
مسئله خوف و رجاء كه مؤمن بايد هميشه ، هم اميدوار باشد و هم خائف ، هم
خوشبين باشد و هم نگران ، مقصود اينست كه مؤمن همواره بايد نسبت به
طغيان نفس اماره و تمايلات سركش خود خائف باشد كه زمام را از كف عقل
و ايمان نگيرد و نسبت به ذات خداوند اعتماد و اطمينان و اميدواری داشته
باشد كه همواره به او مدد خواهد كرد . علی بن الحسين سلام الله عليه در
دعای معروف ابوحمزه میفرمايد : « مولای اذا رأيت ذنوبی فزعت ، و اذا
رايت كرمك طمعت » . يعنی هرگاه به خطاهای خودم متوجه میشوم ترس و
هراس مرا میگيرد و چون به كرم وجود تو نظر میافكنم اميدواری پيدا میكنم
. اين نكتهای بود كه لازم دانستم ضمنا و استطرادا گفته شود .
19