تریبون مستقل ندارم! نمی توانم آنچه می اندیشم و تحلیل می کنم، چنان که هست را به طور همه جانبه بگویم. آنچنان براساس واقعیت بگویم و بنویسم، مانند مطلبی که در شهریور 85 پیرامون سفر محمد خاتمی به واشنگتن نوشته ام! و چنان همه جانبه تخریب شوم، مانند آنچه در آن روزگار شدم! راست و چپ، صاحب قلم و بیان، همه تریبون داران بکوبند و دشنام دهند که محمد خاتمی رییس جمهور هشت ساله ایران بوده، خدمت کرده، احترامش الی الأبد واجب است. و ... و تو نویسنده رانت خوار هستی، قلمت بی ارزش است و باید تعقیب و دستگیر شوی. در برج عاج نشسته ای و ... و در همه این گفته ها و نوشته ها، محمدخاتمی "حجت الاسلام و المسلمین" بماند و غیره! چرا؟ منهای زد و بندهای پشت صحنه، زیرا او زمانی دارای رأی از ملت ایران بوده و به همین دلیل هر چه توانسته ویرانگری فرهنگی و سیاسی و اقتصادی انجام داده است. بالاتر از همه علت نوشتن مقاله اینجانب سفر او به واشنگتن با ویزای شخصی بوش و تشریفات ویژه کاخ سفید بود! دنیای سیاست یعنی همین! مصلحت اندیشی یعنی همین! و تاریخ را با تحریف نگاشتن، وارونه نگاشتن و براساس میل و سلیقه و اهداف جناحی، نگاشتن یعنی همین!
همین سیاستمداری و تشخیص مصلحت ها و تاریخ نوشتن هاست که هشت سال توسعه ویرانگر را ثمرات بی مانند و بی سابقه و معجزه آسای سردار سازندگی می کند. و امیرکبیر دوباره از رییس جمهور مبتکر آن می سازد و مجسمه او ساخته می شود و هنوز که هنوز است و بسیاری از پرده ها بالارفته ، هاشمی مکرر به دفاع از فتنه گران برانداز 88 می پردازد و فرزندانش در داخل و خارج "شاهنامه" می سازند. هاشمی در همان قلم ها و زبان ها، حتی حین انتقاد، حضرت آیت الله است و با "عرض پوزش "و "ذکر خاطرات مبارزات" و غیره مشاهده می شود؟!
مسأله ای در کشور اتفاق افتاده است که مقام معظم رهبری چنان گذشته به مدیرت آن پرداخته اند. در سخنرانی های عمومی آشکارا از تحریف یا سوء استفاده و یا بهانه قرار دادن بیانات خود، همگان را برحذر می دارند و به نحوی ناراحتیشان را از این موضوع اظهار می کنند؛ اما با این وجود جریان حاد، حادتر می شود و ابزارهای نامشروع و نامعقولی که در انتخابات 84 و 88 برای حاکمیت مجدد مافیاگران و فتنه گران برانداز مورد استفاده قرار گرفت، به کار می افتند. نتیجه:
- پیامک ها در تبادل اخبار دروغ، شایعه، بزرگنمایی و جنگ روانی فعالند!
- از مذاکرات دو نفره رییس جمهور و مقام معظم رهبری، پی در پی خبر پخش می شود؟!!
- استعفای رییس جمهور هر لحظه تکرار می شود.
و ...
در این میان بار دیگر راست و چپ میدان دار معرکه می شوند، صاحبان صفحات نشریه های سنتی و الکترونیکی می نویسند و دیگر تریبون داران سخنرانی می کنند. تحلیل پشت تحلیل، اخبار فراوان! براساس چه مدرک و سندی؟!
جالب است که آنچه یادمان رفته و یا از یادمان برده اند، براندازی 88 است و فتنه گرانی که علیه تمامیت اسلام محاربه کردند. و مست از باده پرشده اسراییل و آمریکا، به استراحت پرداخته اند! یادمان رفته که مثلث کروبی، خاتمی و موسوی، آرام و در امنیت لمیده اند، و تازه در این بلبشوی به راه انداخته، خاتمی به یاد دیدار از سالن تئاتر می افتد. به راهنمایی مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران! یو یادمان می رود که چامسکی گفته است خاتمی پس از 11 سپتامبر با آمریکا همنوایی و همدردی نشان داد و خواهان استفاده از این موقعیت برای نزدیکی بیشتر به آمریکا شد .خواسته ای که مدتی به دنبال آن بود و این ذره ای از سیاست های ذلت بار در دوران اصلاحات بوده است.یادمان می رود که فائزه هاشمی نه در پشت میز محاکمه به دلیل جرایم متعدد در براندازی 88، که از تریبون "لیاقت زبان"، نشان می دهد و هر چه از ادبیات و فرهنگ معنوی خود دارد، نثار دولت، یعنی ملت می کند و همچنان سرافراز در کوی و برزن ما می چرخد و در انتظار ثمردهی افاضات خویش است.
یادمان می رود که مجلسیانی که در براندازی 88 در بین نامزدهای سه گانه پخش شده بودند تا به هر شکل "نه احمدی نژاد" را جامه عمل بپوشانند. امروز سخت در تلاشند، در تلاش تا:
1- بودجه دولت را آنگونه که می توانند تصویب کنند!!
2- تعصب انقلاب دوستیشان گل کرده و برای حل معضل، در پی چاره ای بیچاره کننده اند.
یادمان می رود که امنیت برای فتنه گران چنان برقرار شده که خاتمی و بهزاد نبوی و دیگران بار دیگر به مراسم ختم روی آورده اند و علاوه بر دیدار تئاتر "حضور سرافرازانهشان" را به رخ مردم انقلابی می کشند.
یادمان رفته که نامزدهای شکست خورده 84 و از راه مانده 88 تیغ تبلیغات و هجمه را از نیام روزنامه و بلندگو و غیره برکشیده اند و آرزوی ریاست جمهوری را در موعدی خلاف، هر لحظه در سر می پرورانند.
و بالاخره یادمان رفته که حسین مرعشی به نمایندگی از سازندگی و توسعه و اصلاحات برای انتخابات ریاست جمهوری دهم برنامه دارد که این بار سیکل ریاست جمهوری چهار ساله است و چون نشد، براندازی به بهانه شکست انجام گرفت و چون سرکوب و رسوا شد، "نه احمدی نژاد" از سوی راست و چپ، امروز دنبال می شود؛ با هر بهانه، یا بی بهانه!
از یادمان برده اند یا خواهند برد که عدالتخواهی، این آرمان بزرگ اسلامی و این آرزوی همیشگی مقام معظم رهبری توسط کدام رییس جمهور عمل شد!
از یادمان خواهند برد که ساده زیستی توسط کدام رییس جمهور دولت انجام گرفت و اشرافیت مافیایی قلع و قمع شد.
از یادمان خواهند برد که مردم گرایی و خدمت گزاری را چه کسی پس از سه دهه در این مملکت به نمایش گذاشت.
از یادمان خواهند برد موضع هسته ای به شکست رسیده و تعطیل شده توسط دولت اصلاحات را چه کسی به عنوان مجری تدابیر مقام معظم رهبری به پیروزی رسانید. آمریکا و رژیم صهیونیستی و کل غرب شیطان را در این موضع به زانو در آورد و ملت را و نظام را به اوج عزتی که باید می داشت، رسانید.
از یادمان خواهند برد که مسکن مهر تا چه حد برای بی سرپناهان، سقفی ساخت و پابرهنگانی که در نگاه سردار سازندگی و در برنامه توسعه او انگل جامعه بودند، و برای پیشرفت جامعه باید لِه تر می شدند، در حلقه ملت جای گرفتند و از پرتو عدالت اسلامی بهره مند و این مهم در زمان کدام رییس جمهور انجام شد.
این گونه که پیش می رود، به زودی شاید به ما یاد بدهند که هاشمی یا خاتمی و یا پایین تر از آنها رییس مجلس یا یکی از منتظر الریاسه ها، در عدالتخواهی و عمل به آن پیش قدم بوده است. مسکن مهر کار آنها بوده و از مدت ها قبل انجام شده و در کارنامه دولت های پیش یا افراد نامبرده ثبت شده است.
یادمان بدهند، موضوع هسته ای را هاشمی رفسنجانی یا خاتمی یا رییس کنونی مجلس که از قضا، در دولت نهم، مدتی دبیر شورای امنیت ملی بود یا دیگرانی پیش برده اند.
یادمان بدهند ساده زیستی، ابتکار، تئوری و عمل، ازلی و ابدی، روسای دولت های سازندگی و اصلاحات و چهره های سیاسی راست و چپ بوده و هستند. این مهم هم اکنون نیز در زندگی آنها، ثروت های خانوادگی و فرزندانشان دیده می شود.
یادمان بدهند خدمت گزاری و مردم گرایی، سفرهای استانی و غیره را موسوی از نخست وزیری شروع کرد و هاشمی آن را به اوج رسانید و خاتمی ادامه داد و هم اکنون روسای دیگر آن را به اتمام می رسانند. و یادمان بدهند که نه چند ماه پیش که دو دهه پیش، رییس جمهور وقت، به لبنان سفر کرد و در مرز رژیم صهیونیستی ایستاد و علیه این رژِیم پلید سخن گفت و خاتمی در ریاست جمهوریش آن را تکرار کرد. و نامزدهای آماده از جناح راست و چپ، برای ریاست جمهوری در چند ماه پیش مورد استقبال حزب الله لبنان قرار گرفتند و ...
اما سخن اصلی و آخر!
دنیای سیاست، سیاست پیشگی و سیاسی کاری و در یک کلمه قدرت مداری، با مبانی دینی نه تنها ناسازگار است که متضاد و نافی آن است. اگر چنین نبود، معاویه سیاستمدار نمی شد و مولی الموحدین (ع) به نداشتن تدبیر سیاسی متهم نمی شدند و نیز قدرت فاسد است و فاسد کننده! یا باید با دین و عمل به مذهب، آن هم اسلام و تشیع، از طریق تقلید، آن را مهار کرده و خویش را در امان داشت و یا هر که باشی و به هر جا برسی، در دام فساد قدرت خواهی افتاد و برای رهایی خویش ملک و ملت را به تباهی خواهی رساند!
آنچه این جانب همواره در پی آن بوده ام، حاکمیت تشیع راستین، یعنی مبنا، انگیزه و هدف امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری است. دشمنی و دوستی با هر کس و هر معیار و میزان بدین جهت بوده، حتی اگر دچار اشتباه شده باشم، امروز نیز براین اساس با هر انحراف فکری و اعتقادی که از مسیر تشیع خارج باشد، به اندازه فهم و درک خویش به مخالفت و مبارزه برخواهم خاست. اگر تریبونی برای اظهار آن داشته باشم و البته نه هر تریبونی مثلا تریبون فتنه را؛ اما این مبنا و اصل که در خیل انبوه مومنان مشترک است، با اهداف و اغراض فتنه گران راست و چپ آمیخته نمی شد. به طور کلی مبنا و اصل دینی هرگز با راهکارهای سیاسی برای رسیدن به قدرت، قدرت پرستان آلوده نمی شود. از این رو می گویم که به گوش باشیم؛ یادمان نرود، از یادمان نبرند، یادمان ندهند و به هوش باشیم تا با ورودهای بیهوده، خود را چنان گذشته قیم ملت ندانیم و با قلم و زبان خود، برای کینه توزان، میدان مهیا نسازیم. این اشاره کافی است که چرا در این چند روزه یک باره تیتر اول سیاه و درشت یک روزنامه می شود، "تاریخ، تاریخ است و هاشمی، هاشمی".
*کارشناس مسایل سیاسی