..:: ادبیات کامیونی ::..
شنبه 28 فروردین 1389 3:48 PM
..:: ادبیات کامیونی ::..
لاستيك قلبمو با ميخ نگات پنچر نكن
*
بوق
نزن ژيان
ميخورمت
*
بر
در ديوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بي سوادم
*
قربان
وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر
*
شتاب
مكن،مقصد خاك است
*
رادياتور عشق من ازبهر تو، آمد
به جوش
گر نداري باورم بنگر به روي آمپرم
*
تو
هم قشنگي
*
کاش جاده زندگي هم دنده عقب داشت
*
سر
پاييني برنده
سر بالايي شرمنده
*
داداش مرگ من يواش
*
كاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت
*
تند
رفتن که نشد مردي
چشم انتظارم كه برگردي
*
يا
اقدس
يا هيچكس
*
زندگي
نگه دار پياده ميشم
آيي بي وفا کجا ميري
اونطرفي
که ورود ممنوعه
*
اي ماشين با مرام، نشو نامرد با ما
*
عشق
يعني
بهش بگي دوسش نداري ؛
و
بعد بري يه گوشه و حسابي گريه کني
*
محبت
از درخت آموز که سايه از سر هيزم شکن هم برنميدارد
*
درياي
غم ساحل ندارد
*
بابا تو ديگه کي هستي
*
قربون
دل غريب پرستت
*
داداش، جون من يواش
*
خوش غيرت
*
*
از عشق تو ليلي ........... رفتم
زير تريلي
*
دنبالم نيا اسيرم مي شي
*
همه
از مرگ مي ترسند من از رفيق نامرد
*
در پناه مولا
*
به مد پرستان بگو آخرين مد کفن است