0

اخبار ایران و جهان

 
Sem_440
Sem_440
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 3093
محل سکونت : آذربایجانغرب

پاسخ به:اخبار ایران و جهان
شنبه 3 اردیبهشت 1390  1:14 PM

 

دوچرخه سواری فرهنگی فراموش شده در پایتخت

ارسال به دوست    نسخه چاپی نسخه چاپی
این روزها که همه از آلودگی هوا و جستجو برای راهکاری علمی می‌گویند، شاید ترویج فرهنگ دوچرخه سواری راه‌حلی مناسب باشد اما نامناسب بودن خیابان‌ها تو را دچار تردید می‌کند.
۱۳۹۰ شنبه ۳ اردیبهشت ساعت 10:58

سرویس اجتماعی برنا/ لیلا باقری

یکی از نویسنده‌ها در همشهری داستان ویژه نوروز برداشته داستان دوچرخه‌هایش را نوشته که در نوجوانی و جوانی داشته و آنقدر سرگذشت دوچرخه و دوچرخه سواریش را جذاب تعریف کرده که اگر در کودکی یک دوچرخه قراضه 26 نداشتی، احساس می‌کنی عمرت بر فنا رفته است. البته نویسنده اصفهان را شهر دوچرخه می‌داند چون هم به اندازه تهران آلودگی و ازدحام ندارد و هم شهری تخت است و بدون سراشیبی که از گذشته در آن راهی برای دوچرخه تعبیه کرده اند،  البته اکنون این مسیر محل جولان موتورسوارهای بی انصاف شده است که عین خیالشان نیست دوچرخه‌ای دارد با احتیاط از منتهی الیه سمت راست می‌راند.

البته آلودگی هوا و ازدحام ماشین‌ها، که در روز زنجیره‌ ترددشان تو را یاد ریگ‌های روان  و در تاریکی شب و به واسطه چراغ‌های روشن مانند رودخانه‌ای از مواد مذاب که به گرگیجه‌ات می‌اندازد، باعث می‌شود تا به این فکر بیافتی که چرا تهران نباید شهر دوچرخه و اصلا ایران کشور دوچرخه‌ها نباشد؟ تا علاوه بر رهایی از دود و ازدحام و غول‌های آهنی به نام ماشین، مردان و زنان ما که همیشه از اضافه وزن و انباشته شدن چربی که هیبت سیب مانند و گلابی گونه به اندامشان می‌دهد رها شوند.

در آروزی داشتن شهری انباشته از دوچرخه که تمام قوانین راهنمایی و رانندگی‌اش منوط به حفظ حق و حقوق دوچرخه سوارها باشد و نه ماشین‌های تولید دود با مترو به سراغ ایستگاه‌های دوچرخه در منطقه 8 می‌روم. در ایستگاه که پیاده می‌شوی کمی که چشم بگردانی ایستگاه دوچرخه مملو از دوچرخه‌های سبز و نارنجی را می‌بینی. سرکی به داخل ایستگاه می‌کشم و دوچرخه‌ها را ورانداز می‌کنم. همزمان با من، سه مرد نیز درحال زیر و زبر کردن دوچرخه‌ها هستند. اولی مسوول کانکس دوچرخه که زنجیر چرخ و لاستیک عقب یکی از دوچرخه‌ها را وارسی می‌کند و دومی هم دارد نگاهی خریدارانه به دوچرخه سبزها می‌اندازد تا یکی را که باب میلش است به امانت بردارد! سومی البته پای ثابت ایستگاه دوچرخه است و بعد از کمی گشتن سراغ دوچرخه خودش را می‌گیرد. این یعنی با دوچرخه امانتی که هر روز از این ایستگاه بر می‌دارد کلی رفیق شده است.
 
سرصحبت را که با او باز می‌کنم می‌بینم این بازنشسته هر روز کارش این است که در این ایستگاه دوچرخه بردارد و تا چهار راه بعدی و پارک فدک با دوچرخه برود و آنجا با پیرمردها بنشیند به گپ و گفت. بعد هم با دوچرخه به جای اول باز گردد. از مستهلک بودن دوچرخه‌ها می‌گوید و مشکلاتی که این امر می تواند برای دوچرخه سواران ایجاد کند.می‌گوید که از کودکی دوچرخه سوار قهاری بوده و حتی بعد از ازدواج هم بچه‌اش را می‌نشانده ترک دوچرخه و به مدرسه می‌برده است. حالا هم با هزینه کمی عضو دوچرخه سواران منطقه هشت شده است و با وسیله محبوبش در این منطقه تردد می‌کند.

نگاهی به عرض باریک خیابان شلوغ از ماشین می‌‌اندازم. باید واقعا در حد همین آقای دوچرخه سوار ماهر باشی تا از ماشین‌هایی که بی‌هوا از کنارت رد می‌شوند، حتی گاهی ناجوانمردانه بوق می‌زنند، نترسی و به راهت ادامه دهی. بعد از صحبت با پیرمرد عشق دوچرخه، از مسوول کانکس می‌پرسم که مشتری‌های ثابت دوچرخه چه تیپ آدم‌هایی هستند؛ می‌گوید دو سه تا راننده تاکسی که ظهرها تاکسی را پارک می‌کنند تا با دوچرخه بروند برای ناهار، چند کارمند که بعد از مترو دوچرخه‌ای برمی‌دارند تا به سرکار بروند و البته کاسب‌هایی که برای انجام امور اداری و بانکی مشتری ثابت دوچرخه‌ها شدند.

چند دقیقه صحبت‌هایم با مسوول کانکس طول می‌کشد، بعد تاکسی سوار می‌شوم و به چهار راه بعدی میروم و کانکس بعدی. قبل از من پیرمرد دوچرخه سوار به کانکس رسیده و دوچرخه را تحویل داده است. یعنی آمدنش زودتر از من  ماشین سوار زمان بوده است. آنقدر که تاکسی ایستاده است تا مسافر را سوار یا پیاده کند.

مسوول این کانکس هم همان حرف‌‎های مسوول قبلی را می‌زند. مضاف بر این که تعداد خانم‌هایی که برای گرفتن دوچرخه مراجعه می‌کنند و به در بسته می‌خورند و گاهی غرلندی هم زیر لب می‌کنند، زیاد است. البته آمار می‌دهند که در منطقه 5 خانم‌ها هم از این دوچرخه‌ها استفاده می‌کنند. همین می‌شود که با مترو مسیر صادقیه را در پیش می‌گیرم. وقتی از ایستگاه بیرون می‌آیم نرده‌های مشکی و نارنجی با طرح دوچرخه که مسیر ویژه شروع دوچرخه سواری را نشان می‌دهد به استقبالم می‌آید. البته مسوول کانکس می‌گوید که درست از همین امروز( یعنی چهارشنبه گذشته) اعلام کردند که ثبت نام از خانم‌ها ممنوع است.

هر سه مسوول کانکس می‌گویند در روز تقریبا 100 مراجعه کننده برای تحویل دادن و تحویل گرفتن دوچرخه مراجعه می‌کنند و روزی سه تا چهار مورد ثبت نامی هم دارند و البته قرار است تا 22 بهمن تمام مناطق 22 گانه تهران دارای ایستگاه‌های دوچرخه شوند. یاد خیابان های غیر هم سطح و چاله هایش می افتم که در برخی مناطق می توان آن ها را به راحتی شمرد. البته از بحث ایمنی تردد و طراحی نشدن مسیر ویژه که می تواند جان دوچرخه سواران را تهدید کند بگذریم که موضوعی مشهود است.

مسیر خودم را لابلای آدم‌ها باز می‌کنم تا به خانه بروم. مرتب دور و بر خودم را نگاه می‌کنم تا در خیابان و پیاده روها از شر موتوری و ماشین و آدم در امان باشم! به نظرم حتی اگر مشکل آلودگی هوا نباشد و ریه‌هایی که زمان دوچرخه سواری و به نوعی ورزش بیشتر در این آلودگی آسیب می‌بینند، مسئله فرنگ عمومی و عدم رعایت حق دیگری عامل بازدارنده‌ای در تردد با دوچرخه است. با این حال این امید داریم که تهران هم شهر دوچرخه‌ها شود و تصور روزی که آلودگی هوا و آلودگی صوتی با استفاده از دوچرخه کم تر می‌شود، لذت بخش است. البته امیدوارم بحث ایمنی شهروندان دوچرخه سوار و همسطح سازی خیابان ها فراموش نشود.


 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها