پاسخ به:اخبار دانشجویی
پنج شنبه 1 اردیبهشت 1390 11:14 PM
خبرگزاري فارس: دانشجويان شيرازي طي نامهاي به رئيسجمهور اعلام كردند كه احزاب سياسي وخاندانهاي وابسته به آن و آقازادهها و مفسدين در يك جبهه عليه فرماندار به دنبال بركناري وي هستند.
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس، درپي افشاگري فرماندار شيراز در مورد زمينخواريها در اين شهر جمعي از دانشجويان شيرازي طي نامهاي از رئيسجمهور خواستند كه از وي حمايت كند كه احزاب سياسي وخاندانهاي وابسته به آن و آقازادهها و مفسدين در يك جبهه عليه فرماندار به دنبال بركناري وي هستند.
متن اين نامه به شرح ذيل است:
جناب آقاي دكتر احمدينژاد
رياست محترم جمهوري
با سلام و عرض تسليت به مناسبت دهه فاطميه
بايد كه برگزيدهترين وزيران تو كساني باشند كه سخن حق بر زبان آورند، هر چند حق تلخ باشد و نبايد كه نيكوكار و بدكار در نزد تو برابر باشند. زيرا اين كار سبب شود كه نيكوكاران را به نيكوكاري رغبتي نماند، ولي بدكاران را به بدكاري رغبت بيفزايد.
برگرفته از عهدنامه مالك اشتر
احتراما ضمن عرض خسته نباشيد خدمت جنابعالي و مجموعه دولت خدمتگذار پيرو حوادث و رخدادهاي جاري فارس و شهر مقدس شيراز بنا به تكليف شرعي و وظيفه انقلابي به عنوان فرزندان انقلاب اسلامي نامه حاضر را به محضرتان تقديم ميداريم. پيشاپيش از صبر و حوصله جنابعالي در قرائت آن تشكر وقدرداني مينماييم.
همانگونه كه مستحضريد خطه فارس از ديرباز تاكنون يكي از مهمترين پايگاههاي احزاب سياسي منفعت طلب و خاندانهاي قدرت مدار بوده است. در نقطه مقابل دلسوزان و مومنين به گفتمان اصيل انقلاب اسلامي وعدالتخواهي با وجود سعي فراوان براي شكستن آپارتايد مستحكم موجود در انزوا و تحت بايكوت شديد جريانات زر و زور و تزوير قرار داشتهاند.
مناصب سياسي و حكومتي در اين استان همچون طعمهاي لذيذ و دندانگير در ميان گروهي معدود از آقازادههاي پررو دست به دست ميگشته و افرادي كه محروم از مولفههاي لازم و كافي كسب قدرت مخصوص فارس چون رانتهاي سياسي فاميلي، پول و ثروت و قدرت و نفوذ موروثي بودند، هيچگاه فرصت خدمت به مردم را در فارس نمييافتند ورود به محافل مرادف حضور در مناصب انگاشته ميشد.
رسيدن به جايگاههاي حكومتي كاناليزه شده و صرفا از طريق سفارشهاي مافياي قدرت ميسر ميگشت و مسئولين بايستي در مقابل جايگاه بادآورده، امكانات عمومي و بيتالمال مسلمين را هزينه فعاليتهاي انتخاباتي،اقتصادي و كسب قدرت روزافزون پدرخواندههاي پشت پرده ميكردند.
با روي كار آمدن دولت نهم و عدم وابستگي رئيسجمهور محترم به احزاب، كفه تناسبات ديرين قدرت در هم ريخت. اما متاسفانه در استان فارس نه تنها اينگونه نشد بلكه در واقع امر افرادي ذينفوذ با تاسيس يك شركت سهامي با نگاه مناصب دولتي به عنوان نقطه فرصت و سكوي پرش، هر يك از مسئوليتها را بدون توجه به اصل شايسته سالاري و توانمندي افراد بين خاندانهاي سياسي و قومي تقسيم كردند.
در اين پروسه چرخش هارمونيكي مديران كم بازده و پرمصرف كه ناخواسته بنا به فرهنگ غلط مديريتشان، هزينهها را براي دولت اسلامي بالا برده و امت هميشه در صحنه را از رويش و نوزايي و كارآمدي چرخه مديريتي استان نا اميد كرده تا همچنان فارس در آتش فرقهگرايي و خان زدگي پسامدرن بسوزد و اميد و فرصت براي مومنين به گفتمان عدالت از بين برود.
در كنار مباحث ياد شده مواردي از جمله فساد اقتصادي به طور ويژه مبحث زمينخواري در سالهاي اخير موجب سرخوردگي، ياس و نااميدي مردم از صداقت مسئولين و مانع رشد و پيشرفت و توسعه فارس بوده است.
زمينخواري نه صرفا يك فساد اقتصادي كه علت موجبه وحدت و ائتلاف جريانات سياسي نيز بوده است. پيوند شوم و نامبارك مافياي زمين و احزاب و گروههاي سياسي از يك طرف و مشاركت آقازادههاي مدعي پررو و مديران تهيدستي كه در طول مدت زمان كوتاهي به ثروتهاي نجومي رسيدند، از طرف ديگر اجازه فعاليت سالم به هيچ سرمايهگذار يا مسئول پاكدستي نميداد و انحصار طلبي گروهي خاص فضاي سرمايهگذاري و پيشرفت را در استان پهناور فارس زنداني در قفس فولادين پنجههاي خاندانهاي متنفذ كرده بود.
هر كس در مقابل اين اختاپوس بيرحم مقاومت ميكرد محكوم به شكست بود و متاسفانه آنها بودند كه در فارس حكومت ميكردند و شكل جديدي از فئوداليسم در حوزههاي مختلف زمين و مسكن و اقتصاد بوجود آورده و همه را رعيت و زيردست خود ميپنداشتند.
در چنين فضايي و با استقرار دولت دهم كه برآمده از اراده و خواست اكثريت قاطع مردم بود بارقهاي از اميد در چشمان مستضعفين دردمند موج زد.
استان فارس نياز به شخمزني داشت و به حق جنابعالي اين مهم را خوب دريافته بوديد و با شكستن فرهنگ سنتراليزم حكومتي مديراني كارآمد را به خارج از پايتخت گسيل كرديد تا ايراني آباد به جاي "تهران آباد " ايجاد گردد.
بديهي است كه زرنگهاي كوچه خلوت كه تا ديروز خود را چون قوامالملك ميديدند و در اوهام خودشان حكومت 150 سالهاي را بر جان ومال مردم فارس متصور بودند و هم آنان كه زمينخواري و سرمايهسالاري را باب كردند وحالا دستشان از بيتالمال كوتاه گشته و نفوذشان از بين رفته بيكار نمينشينند و هر روز توطئهاي جديد به راه مياندازند و قصد شكستن تيغ و تيشه عدالت را در سر ميپرورانند.
مصداق اين توطئه شوم را ميتوان در كارشكنيها ومشكلسازيها در راه مبارزه بيامان و دليرانه با زمينخواري به خصوص در شهر شيراز مشاهده كرد.
زمينخواري پديده شومي است كه متولي آن در شيراز سرمايه داران زالو صفت و خاندانهاي مدعي هستند كه زمينهاي بكر شيراز را با زورگويي و گردن شكني و گاها تفنگ كشي واتكا به اسم و رسم و اعتبار خاندان تصرف كرده و اراضي ملي حاشيه شيراز را چون ملك پدري از آن خود كردهاند و اين همه چيز جز به وجود آمدن مافياي عظيم فساد اداري و حكومتي از يك سو و بدبين شدن مردم به نظام از سوي ديگر نصيب اين استان فسادزده نكرده است.
ظهور و بروز آفت زمينخواري را در داستان پرغصه باغ شهر و ويلاسازي حومه شيراز ميتوان ديد. طرحي كه توسط اطرافيان برخي متنفذين و با زورگويي منجر به تصرف عدواني مراتع عشاير و اراضي ملي و فروش غيرقانوني آن گرديد و در فارس امروز موجب بروز مشكلات و آسيبهاي بي شمار گشته كه در نهايت موجب موضع گيري صريح رهبري انقلاب و مخالفت با ادامه آن گرديد.
احزاب سياسي موسوم به چپ و راست هم نشان دادهاند وقتي پاي منافع كلان اقتصادي و سياسي به ميان آمد با هم به وحدت ميرسند و با پردهبرداري از تزوير خيالين جنگ احزاب عيان است كه در مسائل شيرين اقتصادي آنان دوقلوهاي به هم چسبيدهاي هستند و دعواهاي صوريشان چيزي جز فريب مردم نبوده است.
اين نفاق در ماجراي تخريب دولت به ويژه در سطح به وضوح ديده شد و دولت در بين قيچي با دو لبه چپ و راست مجروح گشت.
حضور نماينده دولت كريمه كه تالي شعارها و خط مشي عدالتخواهي رياست محترم جمهوري به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض مبادرت كرده براي قدرت طلبان و آقازادههايي كه قدرت و سلطه خود را با تثبيت گفتمان عدالت در معرض نابودي ميبينند تلخ مينمايد.
بديهي است فرو غلتيدن در گرداب خودبيني كه از هيچ تخريب و تهمتي فروگذار نكنند كه الغريق يتشبت به كل حشيش.
سفرهاي مداوم فرماندار شيراز كه مدلي بومي از سفرهاي استاني مقام محترم رياست جمهوري است و مشي مردممداري و عدالتخواهانه وي موجب اميدوارشدن مردم به گرهگشاييها و باور به راستين بودن شعار دولت خدمتگذار شده و اين مهم موجب روي آوردن و حمايتهاي روز افزون مردمي از مسئولين دولتي گرديده است چنانكه گويي رايحه خوش عدالت تازه به فارس رسيده است.
كه در اين باب حضرت امير در نامه به مالك اشتر چنين مي فرمايد:
بايد كه محبوبترين كارها در نزد تو كارهايي باشد كه با ميانهروي سازكارتر بود و با عدالت دم سازتر و خشنودي رعيت را در پي داشته باشد زيرا خشم تودههاي مردم خشنودي نزديكان را زيرپاي بسپرد و حال آنكه خشم نزديكان اگر تودههاي مردم از تو خشنود باشند ناچيز گردد.
فرماندار شيراز از بدو ورود به نيابت از مردم عدالتخواه فارس با عزمي راسخ به مبارزه بيامان با مفسدين اقتصادي و زمينخواران پرداخته كه بازپس گيري حدود هزار ميليارد از 5هزار ميليارد اراضي ملي از چنگال زمينخواران گواه اين مدعاست.
سفرهاي مدام به ميان مردم در معيت امام جمعه محترم و سركشيهاي پي در پي جهت پيگيري امور مستضعفين و محرومين باعث محبوبيت ايشان در ميان اقشار مختلف مردم شده است. چرا كه مسئولين كشوري تا قبل از ظهور دولت نهم به جاي آنكه براي حال محرومان و فقرا تلاش كنند يا به فكر توسعه اقتصادي با مدل ليبرالي و نسخه صندوق بينالمللي پول بودند كه اين امر همزاد مانور اشرافيت و له شدن ناگذير طبقات محروم زير چرخ دندههاي توسعه اقتصادي بود يا با توسعه به اصطلاح سياسي و مدينه النبي تصور كردن جامعه مدني به اعتراف خودشان هفته به هفته براي نظام مقدس جمهوري اسلامي بحران آفريني ميكردند.
گاها مديران سازندگي و اصلاحات به جهت مدل فكري اشرافيتي تنها محلات بالاشهر و بهرهمند از بايستههاي شهرنشيني مدرن را ميشناختند و اگر نقشه جغرافيايي شهري حوزه مديريتشان را به آنان نشان ميدادند شايد با تعجب و تحير به نامهاي غريب محلات و بخش هاي دوردست مينگريستند.
تضاد فيمابين مطالبات مردمي و مدل فكري و تصميمگيري مسئولين به جهت عدم مقاربت و تجانس آنان ذهنيت به ريل نشستن لوكوموتيو مردم سواري ديني را به جاي مردمسالاري ديني به وجود ميآورد كه طبعات آن در بلند مدت مشكلات عديدهاي را براي حاكميت نظام در پي داشت كه با حلول دولت اسلامي نهم و نحوه سياستگذاريهاي عملي كارگزاران بالا دست اين باورها به گراي اعتماد و محبت تغيير درجه داد.
سفر به گراي اعتماد ومحبت با رسوخ رويه مديريتي انساني در بدنه كارگزاران رده مياني دولت دهم در شهرها و روستاها نيز شروع شد و مردم رنج ديده و زخمخورده از بيعدالتي براي بازپسگيري حقوق تضيع شده گرداگرد مديران اسلامي جمع شدند.
امروز بيش از صدها هزار نفر از مردم به ويژه در مناطق محروم از اقشار مختلف درگير پديده شوم زمين خواري و كلاهبرداري آقازادهها و سرمايه داران مقدس مآب هستند كه براي دادرسي به كميته ويژه مبارزه با مفاسد اقتصادي و زمينخواري فرمانداري شيراز دل بستهاند. فرماندار شيراز اعتماد از دست رفته مردم كه با سوء مديريت برخي مديران وآقازادگان منجر به بدبيني شده بود را احيا كرد واگر ادامه يابد قطعا موجب اعتماد حداكثري مردم به مسئولين خواهد بود و چه خدمتي بالاتر از اين؟
بي شك تعويض مديران انقلابي كه از محبوبيت فوق العادهاي در ميان مردم برخوردارند موجب سرخوردگي نيروهاي ارزشي و عدالتخواه و دوستداران دولت خواهد بود و مردم نيز گمان ميكنند كه مفسدين قدرت از ميان برداشتن هر مديري را خواهند داشت و اينگونه تداعي ميشود كه مديران عدالتخواه هيچگاه فرصت خدمت نخواهند يافت و تركيب قدرت سياسي در فارس به حالت سابق بازخواهد گشت.
امروز كه احزاب سياسي وخاندانهاي وابسته به آن و آقازادهها و مفسدين در يك جبهه عليه فرماندار به دنبال بركناري وي هستند.
ما دانشجويان به عنوان تشكلهاي مستقل كه هميشه جز استقرار عدالت و ادامه راه انقلاب و اجراي منويات رهبري دغدغهاي نداشتهايم ضمن حمايت خود از فرماندار شيراز از جنابعالي درخواست ميكنيم كه موجبات ابقا هرچه بيشتر ايشان در اين مسند را فراهم آورده تا انشاءالله شاهد خدمات و اقدامات مؤثر جناب آقاي قاسمي در اين شهر باشيم.
انتهاي پيام/ع