0

اخبار ایران و جهان

 
Sem_440
Sem_440
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 3093
محل سکونت : آذربایجانغرب

پاسخ به:اخبار ایران و جهان
پنج شنبه 1 اردیبهشت 1390  6:12 PM

 

خطیب جمعه‌های غربت و درد

غلامعلی رجایی

 
  کد مطلب : 65089 11 دی 1389 ساعت 12:12  


غلامعلی رجایی در پستی در وبلاگ خود نوشته است: 

این نوشته ادای دینی به آیت الله مجاهد، غلامحسین جمی است. نماینده امام و امام جمعه آبادان که اینک در قبرستان مملو از نور وادی السلام نجف در چند صدمتری مرقد مولایم امیرالمومنین علی (ع) که آرمیدن در آنجا آرزوی من است و خدا کند به لطف حضرت حیدر برآورده شود در قبری نورانی آرمیده است.

راست می گویند که زمان ،برای درک بعضی حوادث و شناخت بعضی ازشخصیتها خود یک حجاب بزرگ است که تا سپری نشود پرده از روی برخی حوادث وچهره ها کنار نمی رود!

در مراسم امروز که در سالن مسجد ولی عصر که دوسال پیش با بر وبچه های قدیمی وپیشکسوت جنگ در آن از آقای جمی که بر روی ویلچری نشسته بود و سخنی نمی گفت تقدیر کرده بودیم شنیدم که آیت الله سیستانی، مرجع بزرگ شیعیان عراق و غیرعراق- که صدا و سیمای ما در پخش اخبارمرتبط با او چنان ممسکانه و بسته عمل می کند که گویی سیستانی یی در عراق وجود ندارد!- گفته است که در زمان اوج اختناق رژیم بعث عراق - که گوش دادن به رادیو ایران مجازات زندان ومرگ داشت - خطبه های نماز جمعه آبادان به امامت آیت الله جمی را گوش می داده است.

در مراسم امروز،که دومین سالگرد بزرگداشت ارتحال آیت الله جمی بود و بسیاری از خوزستانیها وبوشهریها و بر وبچه های غیر خوزستانی اما قدیمی جنگ در آن شرکت داشتند برادرفاضل، فروتن ودانای رزمنده ام سردار دکتر حسین علایی درباره جمی بگونه ای سخن گفت که به کسی که در کنارم نشسته بود ،گفتم سخن همین بود که این مرد گفت! و دیگر پس ازاین سخنرانی وسخنان، جای صحبتی برای کسی نمی ماند ونماند! 

سردارعلایی برخی از مطالبش را به کتاب " نوشتم تا بماند" مرحوم جمی ربط می داد که برادرارجمندم آقا محسن کاظمی در فاصله کوتاهی قبل از ارتحال جمی نوشت وبا دقت تمام یادداشتها و روز نوشتهای او را به صورت کتابی درآورد.کتابی که بی شک یکی از منابع مهمی است که پژوهشگران جنگ می توانند درباره روزها وماههای نخست جنگ وغربت مردان خمینی به آن مراجعه کنند.

به گمان من بعنوان یک دانش آموخته تاریخ همین نکته در شناخت منزلت وعظمت جمی کافی است تا دانسته شود درآن شرایط سخت غربت ودرد ورنج وبی یاوری رزمندگان خمینی وعربده کشیهای ارتش کاملا آماده تهاجم بعث از سال 58! - که جمی وهر کس که درآبادان درزیر آتش گلوله های توپ وخمپاره مانده بود سختی آن روزها رامی داند- نوشتن این روز نوشتها چه قدروقیمتی دارد.

این کار در آن شرایط سخت که فرد حتی امیدی به زنده مانده خود در لحظات بعد ندارد حتی از کارکشته های تاریخ بر نمی آید چه رسد به یک پیرمردی که در اوج هنگامه خون وآتش همه نگاهها واز جمله نگاه تیزبین حضرت خمینی به او و وخطبه های مردانه اش دوخته شده بود.

در شهرهای نزدیک به جنگ مانند دزفول واهواز و...این همه نماز جمعه خوانده می شد اما امام از خطبه های جمی سراغ می گرفت .اگر یک هفته این چریک پیر که قلب یک جوان در سینه اش می طپید به دلیل سفر به تهران یا... برای پیگیری رفع مشکلات شهر،خطبه نمی خواند امام از او علت این عدم حضورش را می پرسید.

سردار قدر ناشناخته جنگ و مظلوم این روزها دکتر محسن رضایی- که بعضی ها برای دست یابی به کرسی بی قدر شده ریاست جمهوری در این روزها! تصمیم گرفته اند شخصیت او و برخی از سرداران تحت فرماندهیش مانند لاریجانی و قالیباف را که به گمان آنها برخی نگاهها دراردوگاه اصولگرایان به آنها دوخته شده است تخریب و با تبلیغات منفی دررسانه های خود آنها را ازسرراه بردارند! - درسخنان کوتاهی که در پایان این مراسم ایراد کرد وپس از آن باشتاب به نماز جمعه رفت به نکته ناگفته ای اشاره نمود که قدر ومنزلت جمی را در نزد امام بخوبی نمایان می سازد.

دکتر رضایی می گفت در ملاقاتهایی که مکرر با امام داشتم درچند مورد حضرت امام از من سراغ آقای جمی را می گرفت و احوالش را جویا می شد.

آقا محسن می گفت: دربرخی مقاطع جنگ از جمله در مقطع حساسی مانند عملیات والفجر 8 که با عبور ازرودخانه وحشی و پر جزر ومد اروند در میان بهت وحیرت کارشناسان نظامی دنیا به فتح بندر فاوعراق انجامید وعملیاتی بود که باید در آن از غافلگیری کامل استفاده می کردیم دست به دامان این مرد شدم .چون با وجود آن همه آدم ساکن در شهرامکان کاراطلاعاتی وآماده سازی مقدمات عملیات نبود وتخلیه ناگهانی مردم هم خود بخود از وقوع عملیاتی در آینده ای نزدیک خبر می داد.آقای جمی تا این مطلب را از من شنید گفت من این مشکل را کاملا حل می کنم و شما از این بابت هیچ نگرانی نداشته باشید.بعد در مدتی کمتر از یک ماه سران متنفذ محلات وعشایر را تک تک خواست و بی آنکه اصل قضیه رابا آنها درمیان بگذارد تخلیه شهر را از مردم ممکن ساخت.

دکترعلایی هم می گفت:برای درک شناخت نقش جمی باید دید اگر دشمن بعثی جزیره آبادان را بعد از محاصره آن می گرفت در وضعیت جنگ چه پیش می آمد و افزود اگر جمی نبود وآبادان اشغال می شد کار باز پس گیری این جزیره بسیار سخت وناممکن می شد .سردار سپس به نمونه هایی اشاره کرد از ده هزار اسلحه در جعبه گذاشته وگریس خورده ای که بعث عراق در خرداد سال 58 بین نیروهای عشایرمرزی ما پخش کرد و سپاه خوزستان در دز فول وخرمشهر وآبادان و .... آنها را کشف کرد که برای نمونه فقط سه هزار قبضه آن را سپاه دزفول ازعشایری که داوطلبانه این اسلحه ها را برای تحویل می آوردند تحویل گرفته بود.

دکترعلایی می گفت اگر دشمن بعثی خود را در محور جنوب به کارون و بهمنشیر می چسباند واز طرف دیگر جاده اندیمشک به اهواز را قطع می کرد و در شمال خود را به دوکوهه می رساند کار خوزستان تمام بود.اما این جمی بود که در کنار رزمندگان جلوی این هدف ایستاد و با نجات آبادان که در اجابت فرمان قاطع امام صورت گرفت که حصر آبادان باید شکسته شود دشمن را ناکام نمود.

سردارعلایی از سادگی جمی گفت وازاینکه به رغم برخورداری ازآن همه امکانات در شهر وبندرنفتی آبادان با یک پیکان دست دوم که متعلق به برادرش رسول بود در شهرتردد می کرد وهر ساعتی را در جایی بود. گاهی در کنار برادران ارتش وساعتی بعد در کنار برادران سپاه و پس ار آن در سرکشی به نیروهای مردمی در سطح شهر وپس ازآن حضور در فرمانداری آبادان یا در رادیو آبادان تا برای رزمندگان مستقردر آبادان وجبهه های پیرامونش پیام ایستادگی ومقاومت بدهد.

این نوشته را طاقت بیان منزلت جمی نیست . همو که به رغم آن همه نقش ومنزلتی که درجنگ داشت واهمیتی که امام برای او قائل بود پس ازآنکه با رای بالای مردم متدین وقدرشناس خوزستان در دو دوره مجلس خبرگان حضور یافت دردور سوم کسانی که نمی دانم دست انتقام خدا با آنها با این سیاست بازیهایشان دراین سالها چه خواهد کرد چون لابد مواضع او راهمسو با خود نمی دیدند بهانه امتحان ازاو را برای حضوردر سومین دوره مجلس خبرگان پیش کشیدند تا این پیرمرد تحصیل کرده در نجف را بیازارند واز صحنه برانند و کاری کنند که او خود ازحضور در این عرصه صرف نظر کند. چقدردر این سالها بر بعضی ! ازیاران امام پس از امام سخت گذشته ومی گذرد!

سخن کوتاه باید. این نوشته را با ذکر مختصری از روز نوشت 13 آبان آیت الله جمی در سال 59 که درباره شهادت برادرش رسول است به پایان می برم و امیدوارم استاندارفعلی خوزستان، جناب آقای حجازی ،که آبادانی است وقدر ومنزلت جمی را بیش از من و ما در تاریخ مقاومت آبادان سرفرازمی داند در جهت قدر شناسی از آیت الله جمی و در راستای ماندگاری نام نورانی او با هماهنگی وزارت راه دراقدامی ستودنی نام مبارک این اسطوره جهاد وپارسایی ومقاومت را برفرودگاه بین المللی آبادان بنهد و دین خود را به جمی ادا کند

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها