0

اخبار ایران و جهان

 
Sem_440
Sem_440
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 3093
محل سکونت : آذربایجانغرب

پاسخ به:اخبار ایران و جهان
پنج شنبه 1 اردیبهشت 1390  5:38 PM

سعدي؛ تصويرگر واقعيت هاي روزگار خويش
خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1390/02/01 شماره انتشار 17816
نويسنده: مهدي حاتمي نژاد

مشرف الدين مصلح بن عبدا... شيرازي سعدي، شاعر و سخنور بزرگ سده هفتم هجري قمري است که با وجود شهرت و پرآوازگي اش، در تاريخ تولد و نيز مرگ او نظر واحدي وجود ندارد.

آنچه زيست نامه نگاران يادآورده اند آن است که وي در خانداني دانش پرور باليده و نيکان وي، دانشياني دين پژوه بوده اند.

سعدي در زادگاه خود، شيراز، به دانش اندوزي پرداخت و سپس به بغداد رفت و در مدرسه نظاميه آن سامان به تحصيل سرگرم شد. خوي ناآرام وي او را به سير در جان و جهان و درنگ در آفاق وانفس واداشت و از اين رو به سفرهايي دراز آهنگ به سرزمين هاي مختلف همچون شام و حجاز و شمال آفريقا دست زد.سفرهاي سعدي و پيوند او با آدميان گوناگون و برخورد با فرهنگ هاي مختلف، تجربه اي گران سنگ را برايش به ارمغان آورد که در آثار خود به خوبي از آن ها بهره برده است.سعدي با نگارش گلستان و بوستان در زبان و ادب فارسي تأثيري شگرف نهاد و شيوه بيان و سخنوري را به گونه اي ديگر نماياند. بهره گيري او از تجارب شخصي و نيز فرزانگي و انديشه حکيمانه او، رنگي ديگر به زبان فارسي زده است. از اين رو گزاف نخواهد بود که او را يکي از پيامبران زبان فارسي به شمار آوريم.

سعدي نه تنها در زبان فارسي، که در عرصه ادب جهاني نيز خوش درخشيده است.

راز ماندگاري و پرآوازگي او در ميان باختر زمينيان را بايد در خوي مردمي و انديشه ساده و به دور از پيچيدگي فلسفي دانست که به يک باره جان آدمي را روياروي سخن خود مي نهد و عواطف و احساسات نوع بشر را به شيواترين زبان و رساترين بيان مي پروراند. امرسون، نويسنده و انديشمند معروف آمريکايي در سده نوزدهم مي گويد: سعدي به زبان همه ملل و اقوام عالم سخن مي راند و گفته هاي او مانند هومر و شکسپير تازگي دارد؛ کتاب گلستان او گويي يکي از اناجيل و کتب مقدس ديني جهان است و دستورات اخلاقي آن قوانين عمومي و جهاني است.

باربيه دو منار، استاد زبان فارسي کلژ دوفرانس که در سال ۱۸۸۰ بوستان را به زبان فرانسه ترجمه و با حواشي و تعليقات محققانه اي در پاريس منتشر کرد، در مقدمه ترجمه خود چنين مي آورد: از ميان تمام گويندگان مشرق زمين، شايد سعدي تنها شاعري باشد که بتواند همان حسن قبول و محبوبيتي را که در نزد خوانندگان مسلمان دارد، در ميان مردم اروپا نيز حفظ کند و اين امر از آن نظر است که وي جامع تمام آن صفات و کيفياتي است که علم جمال شناسي نوين، خواستار آن است.عقل سليم و ذوق خلل ناپذير سعدي، لطف کلام و روح طيب آميز وي که حکايات او را گرم و زنده و دلکش ساخته، لحن طنز آميز و در عين حال اغماض گري که سعدي با آن معايب و رذايل جامعه بشري را به نقد کشيده و خلاصه تمام اين مزايا و محسنات - که در کلام معاصران وي به ندرت مي توان يافت- سبب مي شود که وي حس ستايش ما را برانگيزد. از مطالعه آثار سعدي انسان بي اختيار قرابتي ميان سخنان وي و اقوال نويسندگان کلاسيک اروپا احساس مي کند.

در آثار سعدي موارد بسياري هست که ظرافت بيان «هوراس» و رواني و زيبايي کلام «اويد» و شوخ طبعي «رابله» و سادگي و نيکخواهي «لافونتن» را در نظر ما مجسم مي سازد.

شيوه تفکر و بينش سعدي و نکته سنجي و ظرافت گفتار وي و وسعت ديد و غناي انديشه او و به ويژه «هماهنگ بودن مضامين سخن وي با ادبيات جهان و احساس بشري» سبب شده است که آوازه سخن او از مرزهاي ايران و قلمروي زبان فارسي بگذرد و به مغرب زمين برسد و بزرگان فکر و ادب اروپا و آمريکا را نيز شيفته و مجذوب خود سازد. شايد به همين دليل هم بوده که گلستان سعدي قبل از هر کتاب ديگر فارسي به زبان هاي فرانسوي، لاتين و انگليسي ترجمه شده و در ميان ملل غرب، به ويژه اروپاييان رواج و شهرت پيدا کرده است. (ابراهيم شکورزاده، مواعظ و حکم سعدي در بوستان و گلستان، صص ۱۱ و ۱۰)

گلستان سعدي زيباترين اثر منثور فارسي است که در زمينه مسائل اجتماعي و اخلاقي سخن رانده است؛ مجموعه اي از انساني ترين اندرزها که براي تغيير و اصلاح و بهبود جامعه گردآوري شده است و اين صفت گلستان است، يعني نمايشي حقيقي و گرم و زنده از دنيا، که خود امتياز و اختصاصي است براي اين کتاب.

در گلستان انسان با دنيايي سر و کار دارد محسوس و واقعي، نه فقط با عالم نگارين و خيال آميز اهل اخلاق که به طور معمول لمس نشدني است و دور از دسترس.

سعدي تصويرگر واقعيت هاي روزگار خويش است و زشتي ها و زيبايي هاي مردمانش را باز نموده است. گاه فرمانروايي را به وصف مي کشد که «دست تطاول به مال رعيت دراز کرده» و گاه فرمانروايي گشاده دست را مي نماياند که بيان مي دارد: « مرا خداي تعالي مالک اين مملکت گردانيده است تا بخورم و ببخشم، نه پاسبانم که نگه دارم.»

گاه کارگزاران حکومتي را فرا روي خواننده اش مي نهد که برخي نيک محضرند و در انديشه رهانيدن مردمان از خشم پادشاه، و برخي گرفتار خبث طينت و در پي رنگ و نيرنگ.

در گلستان، مردم از هر طبقه و در هر لباس، سيره اي گوناگون دارند و در برابر حوادث و مسائل عکس العمل هايشان متفاوت است. اين که سعدي در حکايات خود اين همه اشخاص گوناگون را مثال مي زند اعجاب انگيز است و دلپذير.

درگلستان او گاه با مردمي خداشناس و عارف روبه رو مي شويم که همه موجودات و ذرات جهان را «تسبيح گوي» و «بنده حضرت کريم» مي بينند؛ در عبادت و خضوع ايشان حقيقت و حالتي است وصف نشدني. اما در برابر، جمعي نيز هستند رياکار که روي در قبله دارند و پشت بر خداي. در اين کتاب هم از عشق سخن مي رود، هم از اشخاصي که ايثار و جوانمردي و بزرگ منشي آنان همت انگيز است و خواستني و هم از کساني که در لجه خودخواهي و حقارت دست و پا مي زنند. سيماي بعضي به نور حکمت و خرد و فکر بلند روشن است و گروهي ديگر چهره شان تاريک است و رسوا و گاه در عين غفلت و ناداني به سر مي برند و اين چنين است که سعدي توانسته است با لطف و مهارت تمام ، پرده از چهره دنياي واقعي روزگار خويش برگيرد وباصداقت و يکرنگي دلپذيري با ما سخن گويد، بي ملاحظه و پرده پوشي.اين قدرت دريافت او و توصيف کامل و روشنش -با اين همه تنوع که دنياي گلستان دارد- هنري است آشکار و شايد کمتر کسي از نويسندگان ايران -پيش از او- توانسته باشد فراز و نشيب عالم و موارد نقص و فضائل آدميان را چنين به ما بشناساند. (غلامحسين يوسفي، ديداري با اهل قلم، ج۱، ص۲۶۴)

اما بوستان سعدي که منظومه جاودان اوست، زاده خيال و جهان آرماني سعدي است و سرشار از نيکي و پاکي و ايمان. در اين گلزار حقيقت و معنا، انسان آن گونه که بايد رخ مي نمايد و به مدينه فاضله و آرمان شهري از اخلاق و فضيلت رهبري مي شود و به اين دليل است که به حق بوستان را جهان آرزوهاي سعدي دانسته اند که هر آنچه را در گلستان که جهان واقعي است نمي يابد در بوستان جست وجو مي کند.

سخنان حکمت آميز و مضامين عبرت آموز سعدي و جهاني که وي در اين کتاب در هدايت خلق و اخلاق و تربيت آدميان تصوير کرده است، همان مدينه فاضله اي است که بشر در آرزوي آن است و به اين دليل است که سعدي را معلم اخلاق دانسته اند.بسياري از مضامين حکمت آميز سعدي در مقام وعظ يا تذکر يا ارشاد و تنبيه بيان شده است. در نظر سعدي، معلم بايد در کار تعليم و تربيت، حسن تدبير داشته باشد، درشتي و نرمي را به هم بياميزد و روشي در حد اعتدال نگاه دارد، نه چندان سخت گيرد که از وي برمند و نه چندان نرمي کند که از وي آزرده شوند:

درشتي و نرمي به هم در به است

چو رگ زن که جراح و مرهم نه است

هنر در نظر سعدي ارزشي بس والا دارد. «هنر در نفس خود دوست است»  آن هم «دوستي پاينده» و دارنده خود را در انظار ارجمند مي سازد و در اجتماع موجب تکريم و بزرگداشت صاحب آن مي شود: هنرمند «هرجا که رود قدر بيند و در صدرنشيند»؛ همان طور که علم و عالم نيز پايه و مقامي بلند دارد.و سعدي همه و همه و همه اين تعاليم را چه زيبا و چه دل انگيز به ما مي آموزد و آموزه هاي خود را در «کوزه نبات خود» شکرين مي کند و به ما مي چشاند.

درست است که خود مي گويد «آزادگان تهي دست اند» اما به راستي که او آزاده اي بالنده است که ثمراتش را براي قرن ها پيشکش آدميان ساخته و راه و روش زيبازيستن را به زيبايي به ما آموخته است.براي ساليان سال، پدران ما، بوستان و گلستان را در مکتب خانه ها مي خواندند و با لحظه لحظه آن زندگي مي کردند که، زندگي کردن را با آن مي آموختند. سوگمندانه است که امروز بوستان را نخوانيم و قدر گلستان را ندانيم؛  اين يادگار فرزانه هميشه زنده تاريخ و ادب فارسي.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها