تفاوت بلا و فتنه
شنبه 21 فروردین 1389 10:13 PM
به عنوان مقدّمه، دو مطلب را كه يكي در ارتباط با خصوصيتهاي امتحان و
آزمايش هاي الهي است و ديگري جنبههاي عمومي دارد و در امتحانهاي بشري هم
مطرح است، عرض ميكنم.
1- آزمايشهاي الهي بدون اعلام قبلي است
آنچهكه امتحان را خيلي پيچيده ميكند، اين است كه شاگرد نداند كه دارد
امتحان ميشود. در آزمايشهاي الهي، اينطور نيست كه خداوند اعلام كند چه
موقعي تو را مي آزمايم. هر لحظه ما داريم امتحان ميشويم. به خلاف
آزمايشهاي بشري در ارتباط با اكتساب علوم كه در آنها اعلام قبلي ميكنيم.
2- برخي آزمايشات پيچيده هستند
در امتحانات بشري هم اينگونه است كه گاهي اوقات شاگرد، جواب سؤالات
امتحاني را ميداند اما استاد در طرح سؤالات، يك نوع پيچيدگي را مطرح
ميكند. چه بسا مطلب ساده باشد امّا به نحو پيچيده و دو پهلو و گاهي هم چند
پهلو است؛ مانند سؤالات چهارگزينهاي. خدا نكند هر دو اينها با هم باشد؛
يعني از طرفي انسان از اينكه در بوتي آزمايش است، غفلت داشته باشد و از آن
طرف هم سؤال امتحان يك سؤالي باشد كه انسان نتواند حق را از باطل به سادگي
تمييز بدهد.
تفاوت بلا و فتنه
چه بسا لغت بلا، غالباً در آزمايشهايي به كار ميرود كه حق از باطل به
آساني تمييز داده ميشود. امّا فتنه غالباً در آزمايشهايي مصرف ميشود كه
حق از باطل به سادگي تمييز داده نميشود. آزمايشهاي الهي گاهي به صورت
فتنه است و تمييز دادن حق از باطل بر اثر هواهاي نفساني مشكل ميشود.
آزمايش با احكام شرعيه
خداوند ما را اوّل با احكام شرعيّه امتحان ميكند. احكام شرعيّه غير از
حوادث است. من احكام را ميگويم و انشاءالله بعداً در باب حوادث، مي روم
سراغ آزمايشهاي الهي در ارتباط با اجتماع و مسائل اجتماعي. در باب احكام هم
همينطور است؛ خداوند آزمايش ميكند. آنهم آزمايش به نحو پيچيده.
در خطبه 156 نهج البلاغه علي (عليه السلام) ميفرمايد:
" اِنَّهُ لَمّا اَنزَلَ اللهُ سُبحانَهُ قولَهُ "الم اَحَسِبَ
النّاسُ اَن يُترَكوُا أن يَقُولُوا آمَنّا وَهُم لايُفتَنُون " عَلِمتُ
اَنَّ الفِتنَةَ لا تَنزِلُ بِنا و رسولُ اللهِ صلَّي اللهُ عَليه و آلِه
بَينَ اَظهُرِنا "
حضرت ميفرمايد: وقتي اين آيات اوّل سوره عنكبوت ( و به يقين كساني را
كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفتهاند معلوم دارد
و دروغ-گويان را نيز معلوم دارد ) بر پيغمبر نازل شد، من فهميدم كه تا
زماني كه پيغمبر در بين ما هست فتنه بر ما نازل نميشود.
در اين مطلب زيبايي نهفته است. اين فتنه؛ جنبههاي اشتباه كاري از نظر
احكام دارد. چون پيغمبر به يك معنا شارع مقدّس است، احكام را خودش آورده
است. تا پيامبر هست نميشود بين مردم اشتباه كاري كرد و حلال را با حرام
عوض كرد. اگر چنين مسألهاي رخ دهد، فرد ميتواند برود سراغ پيامبر و سؤال
كند و جواب بگيرد.
" فقُلتُ يارسولَ اللهِ ما هذِه الفِتنَةُ الَّتي اَخبَرَكَ اللهُ
تعالي بِها "
علي (عليه السلام) ميفرمايد از پيامبر سؤال كردم كه اين فتنه كه خدا
به تو خبر داده چيست؟
" فَقالَ ياعَليُّ إِنَّ اُمَّتي سَيُفتَنُونَ مِن بَعدِي "
پيامبر اكرم فرمود: يا علي! امّت من بعد از من مورد آزمايش قرار
ميگيرند. در اينجا بحث فتنه است؛ يعني آن امتحاني كه مواد امتحاني در آن
به نحوي است كه حقّ را از باطل به سختي ميتوان تمييز داد. ميشود اشتباه
كاري كرد و در آن پيچيدگي هست. تا اينكه به اينجا ميرسد " ياعَليُّ
إِنَّ القَومَ سَيُفتَنُون بِاموالِهم "
ميفرمايد امّت من، مؤمنين و اينهايي كه حقيقت و سعادت را هدف گيري
كردهاند، به زودي به مالهايشان آزمايش ميشوند "وَ يَمُنُّونَ بدِينِهِم
عَلي رَبِّهم " اينها براي دينداري و ايمانشان به پروردگارشان منّت
ميگذارند "وَ يَتَمَنّونَ رَحمَتَه " بعد هم تقاضاي رحمت از خدا دارند
"و يَأمَنُونَ سَطوَتَهُ " خودشان را هم از خشم خدا ايمن ميدانند؛
ميگويند عذاب خدا براي ما نيست "ويَستَحِلُّونَ حَرامَهُ بِالشُّبَهاتِ
الكاذِبَةِ وَ الأهواءِ السّاهِيَةِ " به سبب شبهههاي دروغ و خواستههاي
غفلتآور، حرام را حلال ميشمرند " فَيَستَحِلُّونَ الخَمرَ بِالنَّبيذِ "
شراب را به هواي اينكه ميگويند آب انگور است، حلال ميشمرند! "وَ
السُّحتَ بِالهَدِيَّةِ " رشوه را ميگويند هديه است! "وَ الرِّبا
بِالبَيعِ " ربا ميخورد امّا ميگويد داريم معامله ميكنيم، شرعي است!
"قُلتُ يارسولَ اللهِ فَبِايِّ المَنازِلِ اُنزِلُهُم عِندَ ذلك؟ "
ميفرمايد به رسول الله عرض كردم وقتي اينچنين شد، ما اينها را در كدام
مرتبه قرار دهيم؟ " أبِمَنزِلَة رِدَّةٍ؟ أم بِمَنزِلَةِ فِتنَةٍ؟ " آيا
بگوييم اينها كافر و مرتد شدند، يا بگوييم دارند آزمايش ميشوند و در
امتحان روفوزه درآمدند؟ " فَقالَ بِمَنزِلَة فِتنَةٍ " رسول اكرم فرمود؛
اينها را در رتبه آزمايش بگذاريد.
اينجا مسأله احكام شرعيّه است. رشوه است! ميگويد اين هديه است. متوسّل
به كلاه شرعي ميشوند. ربا است! ميگويد خريد و فروش است. به دنبال اين
است كه حرام را شبههناك كند و در شبهه ناك هم "اصالة الحلية " جاري كند و
رد شود.
هواهاي نفساني؛ سبب عدم تشخيص حق از باطل
اين آزمايش الهي است. خدا دارد تو را امتحان ميكند و خودت هم
نميفهمي. سؤالات را به نحوي براي تو مطرح ميكند كه به نظرت ميآيد حكم
شرعي اين است. گاهي هم فتوا ميدهند و بعد هم به فتوايشان عمل ميكنند در
حاليكه ميبيني سرتاسر خلاف شرع است. چرا نمي تواند از حق، باطل را و از
باطل، حق را تمييز دهد؟ پيچيدهگياش براي چه است؟ براي اين است كه او
دستخوش هواهاي نفساني است و اين گردوغبارِ در درون نميگذارد. مانند اينكه
سرِ امتحان گيج شده باشد و نتواند جواب بدهد؛ بلكه آن جوابي را كه باطل
است انتخاب ميكند. اين به خاطر هواهاي نفساني است.
آيا آنهايي كه امام حسين(عليه السلام) را كشتند او را نميشناختند؟
خوب مي شناختند. ولي آنچه را كه موافق با هواهاي نفس بود، در ذهنشان پرورش
دادند و آن را انتخاب كردند. مسأله، مسأله خواستههاي نفساني بود.
منبع: پايگاه اطلاع رساني آيت الله حاج شيخ مجتبي تهراني
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا 2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا 3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا 4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com
تالارهای تحت مدیریت :
مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه